4 نکته مهم در کنترل خشم


اغلب خشم راهی است برای پوشش احساسات دیگرمان. به منظور دریافت پشت پرده خشم باید نیازهای خود را ملاقات کنید. برای ابراز خشم خود از راه مناسب، شما باید در ارتباط با آنچه واقعا احساس می کنید با شید.


نکته 1 : آنچه واقعا در پشت خشم شما وجود دارد را جست و جو کنید

اگر شما در حال مبارزه با خشم خارج از کنترل خود هستید ، ممکن است تعجب کنید که چرا اینقدر کم طاقت هستید. مشکلات خشم اغلب ناشی از آن چیزی است که شما به عنوان یک کودک یاد گرفته اید. اگر شما دیگران را درحال فریاد زدن بر سر خانواده خود ، ضربه زدن به یکدیگر، و یا پرتاب کردن چیزی تماشا کرده باشید ، ممکن است فکر کنید این است راه ابراز خشم. حوادث پس از ضربه و سطح بالای استرس می تواند شما را بیشتر مستعد ابتلا به خشم نماید.


اغلب خشم راهی است برای پوشش احساسات دیگرمان. به منظور دریافت پشت پرده خشم باید نیازهای خود را ملاقات کنید. برای ابراز خشم خود از راه مناسب، شما باید در ارتباط با آنچه واقعا احساس می کنید با شید. آیا شما واقعا عصبانی هستید ؟ یا خشم دارید برای اینکه احساسات دیگر مانند خجالت، نا امنی، ضربه خود و یا آسیب پذیری را بپوشانید ؟


اگر زانوی شما در زمان عصبانیت تند تند تکان می خورد نشان دهنده استفاده از خشم برای پوششاحساسات دیگر است نه خشم واقعی . این عمل به ویژه اگر شما در یک خانواده بزرگ شده باشید که در آن از بیان احساسات دلسرد شده اید اتفاق می افتد. بعنوان یک فرد بالغ ، شما نیاز دارید احساست متفاوت از خشم را شناسید.


برخی از محرک های خشم

ما عصبانی تر می شویم زمانی که ما دچار استرس طولانی هستیم.

ما اغلب عصبانی می شویم هنگامی که به اون چیزی که ما به عنوان یک کودک مورد نیاز است نرسیده باشیم.

ما اغلب عصبانی می شویم زمانی که ما یک صفت را در دیگران دیده، و آن را در خود نمی یابیم.

گاهی اوقات ما عصبانی می شویم از آنجا که ما به عنوان یک کودک آسیب دیده رنج کشیده ایم .

ما عصبانی می شویم وقتی رویداری ما را به خاطرات تلخ گذشته می برد.


نکته 2 : آگاهی از علائم هشدار دهنده خشم 

در حالی که شما ممکن است احساس کنید بدون هیچ هشداری خشم شما منفجر می شود، علائم هشدار دهنده فیزیکی در بدن شما وجود دارد. خشم یک واکنش فیزیکی طبیعی است. وقتی عصبانی می شوید سیستم دفاعی شما در حالت حمله قرار می گیرد . با شناختن نشانه های فیزیکی بدنتان هنگام عصبانی شدن می توانید قبل از حمله خشم کنترل بیشتری روی آن داشته باشید .همچنین قبل از عصبانیت نشانه هایی نیز در خلق و خوی شما بروز می کند که می تواند در کنترل آن به شما کمک نماید.


توجه به راه های بروز خشم بدن 

گره در معده شما

فشار دادن دندانها دست یا فک شما

احساس مرطوب شدن و یا سرخ شدن

تنفس سریع تر

سردرد

قدم زدن و یا نیاز به راه رفتن در اطراف

مشکل در تمرکز

تپش قلب


شناسایی الگوهای فکری منفی 

مشکلات خشم بیشتر ناشی از آن چیزی است که شما فکر می کنید و یا تعبیر شما از آنچه برایتان رخ می دهد . الگوهای فکری منفی مشترک که باعث خشم می شود عبارتند از:


_ تعمیم بیش از حد : استفاده از کلمات همیشه، هرگز و قید های تا کیدی


_ تفکر همه یا هیچ : رفتار، فکر، موفقیت ، ، پدیده یا موضوع را کلا سفید یا سیاه دیدن.


_ ذهن خواندن و نتیجه گیری : استفاده از کلمه می دانم منظورش چه بود، مطمئنم ...


_ بی توجهی به امر مثبت : توجه زیاد و با ارزشی به جنبه ها ی مثبت زندگی خود نداشتن و همیشه نکات مثبت را برای خود بی اهمیت جلوه دادن.


_ تعمیم مبالغه آمیز : حقایق زندگی را پررنگ تر از مقدار واقعی آن دیدن


_ استدلال احساسی : فکر می کنند که احساسات منفی ما لزوما منعکس کننده واقعیت ها هستند.


نکته 3 : آموزش راه های خنک کردن

هنگامی که شما می دانید که چگونه علائم هشدار دهنده خلق و خوی شما در حال افزایش است و پیش بینی می کنید محرک هایتان را ، شما می توانید به سرعت برای مقابله با خشمتان وارد عمل شوید. تکنیک های بسیاری برای خنک کردن شما وجود دارد.


راهنمایی سریع برای خنک کردن

تمرکز بر روی احساسات جسمی ناشی از خشم. وقتی که شما بر بدن خود در زمان عصبانیت متمرکز مش وید خود به خود از شدت عصبانیت تان کم می شود .

_ نفس عمیق بکشید : عمیق ، تنفس آرام به مقابله با افزایش تنش کمک می کند.

_ ورزش : پیاده روی سریع در اطراف بلوک یک ایده عالی است ..

_ استفاده از حواس خود : امکان استفاده از قدرت آرامش بخش از دید، بویایی ، شنوایی ، لامسه، و طعم و مزه . سعی کنید بر حواس خود متمرکز باشید و از گوش دادن به موسیقی، تصویرتان در آینه، خوردن غذای مورد علاقه تان لذت ببرید.

به آرامی تا ده بشمارد . تمرکز بر شمارش به عقل اجازه می دهد کنترل را از احساسات بگیرد. اگربه ده رسیدید و هنوز هم خشم خود را خارج از کنترل می بینید دوباره بشمارید.

وضعیت خود را بررسی نمایید تا ببینید واقعیت چیست و شما چطور آن را تعبیر کرده اید . از خود بپرسید :


چقدر این اتفاق برای من مهم است ؟

آیا واقعا ارزش عصبانی شدن دارد ؟

آیا ارزش آ ن را دارد که بقیه روز من خراب شود ؟

آیا پاسخ من به این وضعیت مناسب است ؟

آیا ارزش وقت گذاشتن را دارد ؟


نکته 4 : پیدا کردن راه هایی سالم برای بیان خشم خود 

اگر شما تصمیم گرفته اید که راه بهتری برای بروز خشم وجود دارد مطمئنا موفق می شوید. مهم این است که برای بیان احساسات خود راه سالم را پیدا کنید. هنگامی که با احترام ارتباط برقرار می کنید ، خشممی تواند یک منبع فوق العاده ای از انرژی و برای تغییر الهام بخش باشد .


با دقت به آنچه واقعا از آن عصبانی هستید اشاره نمایید

آیا تا به حال از بحث احمقانه چیزی بدست آورده اید؟ دعوا بزرگ اغلب بر سر چیز کوچک رخ می دهد، قرار دادن ظرفی سمت چپ به جای راست و یا ده دقیقه دیررسیدن. اما معمولا یک مسئله بزرگتر در پشت آن وجود دارد. اگر شما سریع تحریک می شوید و خشم تان به سرعت در حال افزایش است ، از خود بپرسید : " چیزی که من واقعا در مورد عصبانی هستم چیست ؟ " شناسایی منبع واقعی سرخوردگی به شما در راحت تر ارتباط برقرار کردن با خشم ، اقدام سازنده ، و حل و فصل دقیق آن کمک می کند .


چند نکته :

_ درست است که از دست کسی ناراحت هستید اما مبارزه عادلانه داشته باشید. مبارزه با عادلانه اجازه می دهد تا شما نیازهای خود در حالی که به دیگران نیز احترام می گذارید بیان کنید.


_ تمرکز بر زمان حال داشته باشید. توجه به گذشته و اتفاقات تلخ عصبانیت را تشدید می کند در حالی که تمرکز بر زمان حال شما را به سمت کنترل خشم راهنمایی می کند.


_ در میدان جنگ خود را انتخاب کنید . اختلافات را می توان تخلیه کرد اما مهم این است ببینید آیا اتفاق ارزش دارد که شما وقت و انرژی خود را برای آن تلف کنید . اگر در میدان جنگ خود را انتخاب کنید در این صورت زمانی که از چیزی هم ناراحت شوید دیگران شما را جدی تر می گیرند.

حاضر به بخشش و عفو باشید. حل تعارض غیر ممکن است اگر شما مایل و یا قادر به بخشش و عفو نباشید. 


_ اگر نمی توانید تفاوت ها را حل کنید اختلافات را بپذیرید و توافق کنید.


کمک برای مدیریت خشم 

اگر هنوز هم خشم شما خارج از کنترل است یا به طور مدام در محیط پر تنش قرارد ارید، شما به کمک بیشتری نیاز دارید. بسیاری از درمانگران، کلاس ها، برنامه ها و برای افراد مبتلا به مشکلات مدیریت خشموجود دارد. درخواست کمک نشانه ای از ضعف نیست.


درمان مشکلات کنترل خشم

درمان می تواند یک راه عالی برای کاوش دلایل خشم باشد. اگر شما نمی دانید که چرا عصبانی می شوید، کنترل خشم  نیز بسیار سخت می شود. درمان شامل ایجاد یک محیط امن برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد دلایل ایجاد خشم و شناسایی عوامل محرک برای خشم فراهم می کند. این یک مکان امن برای تمرین مهارت های جدید در بیان خشم را نیز شامل می شود.

درکلاس مدیریت خشم و یا درمان گروهی اجازه می دهند شما مقابله افراد با رویداد ها را ببینید. همچنین شما راهنمایی و روش های یادگیری برای مدیریت خشم دیگران را می شنوید.


روش‌های کاهش استرس در هنگام مطالعه قبل از امتحان


روش‌های کاهش استرس در هنگام مطالعه قبل از امتحان    

 
استرس و فشار روانی در زمان امتحان مسئله ای است که مربوط به سن خاصی نیست. در هر دوره ای از زندگی گذراندن امتحان می تواند موجب بروز استرس شود...

Description: تحصیل,درس خواندن,مطالعه

روش‌های کاهش استرس در هنگام مطالعه قبل از امتحان

افزایش مراجعه دانشجویان به درمانگاه در دوران امتحانات پایان ترم مبین شیوع این مسئله در بین دانشجویان است.

استرس یا فشار روانی چیست

استرس به خودی خود نه مثبت است نه منفی و در حقیقت پاسخ طبیعی بدن در بحث ها، جدل ها، تهدیدها و تحریک ها است. پاسخ بدن به فشار روانی و استرس زمانی موجب ناراحتی می شود که: 
۱- مدت استرس طولانی باشد.۲- به دفعات زیاد تکرار شود.۳- همراه با فشار و تحریک باشد.ترشح هورمونی به نام آدرنالین در بدن در زمان وقوع حوادث به منظور تسریع در انجام، و بهتر انجام شدن کارها صورت می گیرد.
تغییرات فیزیکی بدن در نتیجه ترشح این هورمون در بدن شامل:
۱- عرق کردن کف دست۲،- افزایش ضربان قلب۳،- احساس دلشوره داشتن۴،- برافروخته شدن صورت ۵،- بی اشتهایی ۶،- سردرد۷،- بی خوابی ۸،- از دست دادن تمرکز ۹،- حملات ترس۱۰،- اشکال در تنفس ۱۱،- سرگیجه. 
الزاماً تمام علائم فوق با هم در شخصی که استرس دارد دیده نمی شود اما به طور خلاصه در صورتی که علائم سرگیجه و تپش قلب ظاهر شد نیاز به مراجعه به مراکز درمانی جهت کنترل آن است. غالب اوقات علائم استرس یا به صورت فیزیکی و یا به صورت روحی ظاهر می شود.بنابراین اشتباه است که سعی در درمان استرس نماییم و یا آن را به طور کامل از بین ببریم.چراکه: وجود آن لازم و ضروری است تا بتوانید با حداکثر انرژی تلاش نمایید. اما برای اینکه بتوانید از آن بهتر نتیجه بگیرید باید:
 
۱- یاد بگیرید اتفاقاتی که در بدن شما می افتد از قبیل افزایش ضربان قلب و عرق کردن کف دست و دلشوره داشتن امری طبیعی است و آن را مثبت تلقی نمایید.۲- بدانید در چه سطحی از این امر باعث تحریک بیشتر می شود و در چه سطحی شما را منفعل می کند. (تست آلبرت و هابرت به منظور تعیین سطح اضطراب تهیه شده و در درمانگاه موجود است). با پاسخ دادن به سئوالات آزمون و ارائه آن به درمانگاه می توانید سطح اضطراب خود را مشخص کنید.۳- اگر متوجه شدید میزان استرس در شما زیاد است و شما را منفعل می کند، آن را در حد قابل قبول پائین بیاورید.

چگونه استرس را کنترل نماییم

با توجه به این که استرس و فشار روانی دو جزء فیزیولوژیک و روانی دارد می توان به طرق گوناگون استرس منفعل کننده را به استرس محرک و انرژی زا تبدیل کرد: ۱- خود را باور داشته باشید: اگر شما استحقاق تحصیل در این رشته را نداشتید مجوز ورود شما به این رشته برای شما صادر نمی شد. پس اگر خود را برای امتحان به طور کامل آماده نمایید و از فرصت ها استفاده نمایید دلیلی برای نگرانی ها و دلواپسی ها در مورد توانایی های خود نباید داشته باشید.۲- سعی نکنید همیشه نفر اول باشید: این عالی و ایده آل است که موفق باشید و به عنوان ستاره معرفی شوید اما سعی کنید همه چیز را در حد اعتدال نگه دارید. مثلاً اگر فکر کنید کمتر از بیست برای شما به معنی مردود شدن است این به این معنی است که شما به دست خودتان بار زیادی از استرس و فشار روانی برای خود ایجاد کرده اید. باید سعی شما بر این باشد که همه چیز را به بهترین نحو انجام دهید. اما این را بدانید که هیچ کدام از ما نمی تواند همیشه اول بماند. این مسئله با مسئله پیشرفت در درس اشتباه نشود. اما ما معتقدیم که جهش ناگهانی از یک سطح به سطح دیگر بدون برنامه ریزی منظم غیر معقول است. مثلاً اگر شما در درس ریاضی معمولاً نمره ۱۵ می آورید برای رسیدن به نمره ۱۹ باید به تدریج نمره را ارتقا دهید. ابتدا از ۱۵ به ۵/۱۶ به ۵/۱۷ و آنگاه به ۵/۱۸ و نهایتاً به ۱۹ برسید. اگر چنین عمل کنید شما قطعاً موفق خواهید شد و استرس زیاد شما را منفعل نخواهد کرد.۳- هرگز خودتان را با دیگری مقایسه نکنید، استرس های منفعل کننده و مخرب اغلب به وسیله مقایسه نمرات خود یا نحوه مطالعه خود با دیگر همکلاسی ها ایجاد می شود.

چه کاری باید انجام دهیم

این باید با برنامه ریزی و با استفاده از توانایی ها و در نظر گرفتن ضعف ها و قوت های خود به عنوان معیار مهم در رسیدن به هدف باشد. وقتی در برنامه ریزی به موفقیت های دیگران تکیه می کنید بیشتر مواقع ممکن است انتظارات نامعقولی ایجاد شود که یا بیش از توانایی شما است و یا کمتر از آن. لیستی از کسانی که کارهای خود را با آنها مقایسه می کنید تهیه نمایید و سعی کنید در آینده آگاهانه در مقابل مقایسه خود با آنها مقاومت کنید و از این کار اجتناب نمایید.۴- کنترل فشارهای خارجی: اغلب ممکن است انتظارات و توقعات نابجا از طرف دیگران خصوصاً والدین موجب ایجاد استرس شود. در این صورت لازم است عملکرد خود را بازبینی نمایید زیرا خود بهترین قاضی موفقیت های خود هستید و براساس موفقیت های خود برنامه ریزی نمایید.۵- اداره کردن شرایط حاد در رقابت های سنگین: این موارد از موارد شایع است که استرس می تواند فرد را منفعل کند. امتحانات آخر ترم دانشجویان و دانش آموزان و یا امتحانات ورودی به مقاطع بالاتر در این گروه قرار دارد. به کرات دیده شده است بسیاری از مردم فرصت های زیادی را به این دلیل از دست می دهند. در این مورد هم باید استراتژی گام به گام در رسیدن به هدف به کار برد و انتظار جهش زیاد و خارج از توانایی خود نداشته باشید و علاوه بر این راه های دیگر رسیدن به هدف را مد نظر داشته باشید.
۶- قضاوت مثبت نسبت به خود داشته باشید: از راه هایی که می تواند موجب تشدید استرس شود فکر یا نجوایی است که انسان با خود می کند. اگر در امتحان گذشته ناموفق بوده اید و به خود چنین بگویید: «چون در امتحان گذشته ناموفق بوده ام پس در این امتحان هم ناموفق خواهم بود»، تکرار جمله فوق استرس را تشدید می کند. در این شرایط باید نظر خود را نسبت به خود عوض نمایید و به جای جمله قبلی، این جمله را تکرار کنید: خب، درست است که من در آن امتحان ناموفق بوده ام این به این معنی نیست که در این امتحان هم ناموفق باشم و بهتر است خودم را بهتر آماده و یا راه بهتری پیدا کنم.
۷- خود خوری نکنید و همه مسائل را در بیرون خود جمع ننمایید: به کسی اعتماد کنید. در این صورت او می تواند شما را حمایت کند و این بهترین راهی است که می تواند موجب تخفیف استرس در شما شود.
۸- زمانی را برای مرور درس ها بگذارید: این عمل در تقویت اعتماد به نفس شما نقش موثری دارد و استرس قبل از امتحان را کاهش می دهد چرا که می توانید بفهمید که آمادگی لازم برای امتحان را دارید.
۹- به مقدار کافی بخوابید: شش ساعت خواب در شب برای حفظ آمادگی بدن و تخفیف استرس و فشار روانی مورد نیاز است. درصورت به هم خوردن نظم خواب و یا کم خوابی، کارایی مغز کاهش می یابد و موجب افزایش استرس می شود.
۱۰- عضلات بدن را با تمرین شل کنید: انقباض عضلات که در صورت تداوم می تواند موجب بروز خستگی و ناراحتی شود از علائم فیزیکی استرس است. تمرین شل کردن عضلات می تواند به شما در زمانی که فشار روانی زیاد است کمک کند و نهایتاً موجب کاهش استرس می شود. این مهارت را می توانید با انجام دادن دو بار در روز به مدت سه ماه به دست آورید.

نحوه انجام کار

روزی دو بار در محلی راحت بنشینید یا دراز بکشید، عضلات را به ترتیب از انگشتان پا تا سر یا برعکس، برای مدت ده ثانیه منقبض نمایید و سپس شل کنید.
۱۱- اگر مضطرب هستید یا هراس دارید سعی کنید آن را از خود دور نمایید: تکنیک های ایجاد تمرکز، علاوه بر کمک به تمرکز می تواند به طبیعی شدن ضربان قلب نیز کمک نماید. 

طرق تمرین تمرکز 

الف: از ۱۰۰ تا صفر، ۷ تا ۷ تا به عقب برگردید. مثلاً ۱۰۰-۹۳-۸۶-۷۹-۷۲-۶۵-۰۰۰ 
ب: با سه شماره نفس عمیق بکشید و تا سه شماره نفس خود را نگه دارید و آنگاه با سه شماره عمل بازدم انجام دهید و هوا را بیرون دهید. هر کدام از این روش ها را انتخاب کردید به دفعات آن را تکرار کنید.
 
۱۲- غذای مناسب بخورید: تعداد وعده های غذایی خود را افزوده و مقدار هر وعده غذایی را کاهش دهید. این امر موجب تنظیم قند خون می شود (می دانید که مغز انرژی مورد نیاز خود را صرفاً از گلوکز تامین می کند.)
بعضی از غذاها آرامش بخش تر از بقیه هستند. شیر و موز، سیب زمینی پخته، حبوبات پخته، نان، کاهو و دیگر سبزیجات خام از این گروه است، قند در رأس این گروه قرار دارد اگرچه قند می تواند انرژی خوبی را در دسترس بدن قرار دهد اما می تواند در عصبی شدن شما نقش موثری داشته باشد. شکلات از این قاعده مستثنی است و وجود ماده ای به نام تئوروبین در آن اثر آرام بخش دارد و اثر نامطلوب قند موجود در آن را خنثی می کند، اگر مقید هستید در طول امتحانات شیرینی مصرف کنید بهتر است شکلات را انتخاب نمایید. سبزیجات، ویتامین ها و املاح ازجمله موادی هستند که مصرف آنها در شرایط استرس بالا می رود و نیاز بدن به آنها افزایش می یابد. اینها شامل ویتامین های گروه
B و املاح گروه معدنی به خصوص منیزیم و پتاسیم و فسفر است. علاوه بر آن نیاز به ویتامین ث نیز افزایش می یابد. مضاف براینکه مواد معدنی فوق در عملکرد سیستم عصبی موثر است و ممکن است مصرف آنها در زمانی که علائم انقباض عضلانی، اضطراب، عصبی شدن، خستگی و عدم تمرکز وجود دارد مفید باشد. برای مثال: 
جوی دو سر ازجمله خوراکی هایی است که در زمان ناتوانی و ضعف و افسردگی کاربرد دارد. در تخفیف استرس، اضطراب خفیف و خستگی موثر است. جوی دو سر سرشار از ویتامین و املاح معدنی مذکور است که تمام اینها برای فعالیت مغز ضروری است.
۱۳- تنش های عصبی را با ورزش از خود دور نمایید: ورزش موجب افزایش گردش خون در بدن ازجمله مغز می شود، و موجبات دفع مواد استرس زا را از بدن فراهم می کند و به همین دلیل به شما امکان بهتر فکر کردن را می دهد، نوع ورزش مهم نیست دوومیدانی، دوچرخه سواری، شنا کردن، تنیس، بوکس و هر ورزش دیگری که موجب تحرک بدنی شما شود مفید است. شطرنج از این قاعده مستثنی است و تاثیری ندارد. سعی کنید ۳۰ دقیقه در روز در هوای آزاد قدم بزنید، افرادی که به طور منظم این کار را انجام می دهند متوجه می شوند بعد از قدم زدن راحت تر می توانند فکر کنند.
پرهیز از نوشیدنی های استرس زا کافئین موجود در قهوه ماده پر قدرتی است که مستقیم روی سیستم عصبی مرکزی اثر می گذارد و موجب تحریک عصبی می شود. شما به اندازه کافی به علت شرایط امتحان و قبل از امتحان تحریک عصبی شده اید و به نظر می رسد این ایده غلطی است که با یک دارویی دیگر آن را بیشتر تحریک کنیم.
۱۴- به مقدار کافی آب بنوشید: کم شدن آب بدن می تواند تاثیر نامطلوبی در کارایی مغز داشته باشد و علاوه بر آن نوشیدن مایعات به مقدار کافی دفع مواد استرس زا را تسهیل می کند.بیشتر مواقع دیده شده است که تعدادی از دانشجویان به رغم آمادگی قابل توجه برای امتحان به دلیل استرس فراوان در جلسه امتحان قادر به پاسخ دادن نیستند و نمره آنها برخلاف انتظار افت شدید پیدا می کند.علاوه بر نکاتی که در روزهای قبل از امتحان باید به منظور کاهش استرس انجام داد، حضور در جلسه امتحان نیز نیاز به رعایت پاره ای نکات دارد تا بتوان با حداکثر موفقیت جلسه را ترک گفت. در این فرصت کوتاه، اهم نکات لازم را به اختصار بیان می کنم.

به طور کلی

سعی کنید زودتر از موعد مقرر در محل امتحان حاضر شوید، مطمئن باشید وسائل مورد نیاز لازم را به همراه دارید، قبل از خواندن ورقه سئوالات، یک نفس عمیق بکشید، ابتدا یک بار سئوالات را بخوانید. بدون اینکه تصمیم بگیرید به کدامیک ابتدا پاسخ دهید. زمان لازم برای پاسخ دهی به هر سئوال را برنامه ریزی نمایید، از سئوالاتی که پاسخ به آن شما را دلگرم می کند آغاز کنید. اگر احساس می کنید مضطرب هستید نفس عمیق اما آهسته انجام دهید. با این کار خون رسانی به مغز افزایش می یابد، از اضطراب پرهیز کنید.
این طبیعی است که قبل از شروع پاسخ دادن کمی عصبی باشید اما زمانی بیشتر عصبی می شوید که نتوانید به درستی و روشنی فکر کنید، طبیعتاً اضطراب و ترس می تواند آن را تشدید کند.سریع ترین و موثرترین راه کاهش اضطراب و ترس:
 
-چشمان خود را ببندید و چندین بار عمیق و آرام نفس بکشید این عمل موجب آرام شدن تحریکات عصبی در شما می شود.
 
- بعد از امتحان هرگز خود را به خاطر پاسخ های غلط و یا احتمالاً سئوالاتی که پاسخ نداده اید. سرزنش و تنبیه نکنید. چرا که غالب موارد قضاوت ما در مورد امتحان و پاسخ های ما با واقعیت فاصله دارد.
- به خودتان درباره پاسخ های درست تبریک بگویید. و آنگاه به مواردی بپردازید که در آینده بهتر است آن را در خود جمع نکنید و با دوستان و آشنایان خود مطرح کنید.
- بعد از امتحان خصوصاً اگر امتحان آخر نباشد جشن نگیرید و الکل مصرف نکنید.
- دستورالعمل نحوه پاسخ دادن به سئوالات را که معمولاً بالای برگه سئوالات نوشته می شود به دقت بخوانید و مطمئن شوید که آن را فهمیده اید.
 
- خوش خط و خوانا بنویسید.

انواع امتحان

به طور کلی امتحان به دو گروه تستی و تشریحی تقسیم می شود. تستی خود به زیر گروه های دیگری تقسیم می شود که شامل تست های صحیح یا غلط، انتخاب پاسخ صحیح از بین چند جواب، پرکردن جاهای خالی و یا مطابقت دادن چند جمله است.

امتحان تشریحی

شخص باید مطالب مهم را همراه با جزئیات آنها به یاد بیاورد و آنها را در ذهن خود سازماندهی کند. جواب سئوالات تشریحی غالباً کوتاه است که در یک جمله یا دو جمله خلاصه می شود. اما گاه لازم نیست در پاسخ به یک سئوال تشریحی پاسخی طولانی داد.
اگر امتحان به صورت تستی است به خاطر بسپارید که:
 
الف- گزینه ها مطلقاً یا غلط است یا صحیح.
 
ب- به کلمات کلیدی در سئوال دقت نمایید. همه، بیشتر، بعضی، هیچ، هرگز، کمترین، همیشه، مساوی، حداکثر، بزرگ ترین، کمتر، بالاترین، پائین ترین و بیشترین در یک جمله کلمات کلیدی محسوب می شوند و در صورتی که بدون توجه به آن گزینه صحیح را انتخاب کنید احتمال اشتباه زیاد است. در تست هایی که باید دوبه دو جملات را با هم مطابقت داد (
match) ابتدا تمام جملات را بخوانید تا بتوانید تمام احتمالات را در نظر بگیرید. در سئوالاتی که باید جای خالی را پر کنید این سئوال ها بیشتر به سئوالات تستی شبیه هستند تا تشریحی و غالب اوقات استاد چیزهای خاصی در ذهن دارد و سعی کنید با شناختی که از استاد دارید و با در نظر گرفتن آن جواب دهید.برای تغییر دادن جواب های تست محافظه کار باشید چرا که تجربه نشان داده است که معمولاً اولین جواب صحیح ترین جواب است.در امتحان تشریحی به سئوالات پاسخ روشن و واضح دهید. از لفاظی بپرهیزید و مستقیماً به جواب بپردازید. از ارائه اطلاعات نامربوط هرچند علمی، در صورتی که ارتباطی با سئوال ندارد بپرهیزید. ارائه اطلاعات نامربوط موجب ضعیف شدن جواب شما می شود صرفاً به آنچه صورت مسئله از شما می خواهد بپردازید.
جواب ها را با دلیل ثابت کنید.
بعضی از سئوال های تشریحی از شما دلیل می خواهد در این صورت ممکن است راه های متنوعی برای اثبات وجود داشته باشد. اگر نمی دانید سئوالی نیاز به اثبات دارد از استاد راهنمایی بخواهید. در سئوالات تشریحی نیز به کلمات کلیدی توجه کنید: از شما می خواهند شباهت ها، تفاوت ها و غیره را توضیح دهید. درس خواندن و مرور درس ها را چند ساعت قبل از شروع امتحان متوقف کنید چرا که در آن زمان امکان یادگیری وجود ندارد و علاوه برآن ممکن است به نکته ای برخورد کنید که آن را نمی دانید و در نتیجه بر استرس شما افزوده شود.
با دوستان خود قبل از شروع امتحان راجع به امتحان صحبت نکنید چرا که آنها هم چون شما اضطراب دارند و اضطراب می تواند مسری باشد!!!
لباس مناسب بپوشید. اگر از وضعیت سالن امتحان خبر دارید، لباس مناسب با شرایط آب و هوایی سالن بپوشید و اگر فکر می کنید سرد است جوراب کلفت بپوشید.
  
 منبع:روزنامه شرق 

گزیده ای از آیا می دانستیدها

آیا می دانید با پیشرفت علم هنوز برای دانشمندان ساختن عسل کشف نشده است.

آیا می دانید مورچه همیشه برروی سمت راست خود سقوط می کند.

آیا می دانید روز تولد شما با 9میلیون نفر دیگر یکی است.

آیا می دانید نوشابه های زرد رنگ زیان بارتر از نوشابه های سیاه رنگ است.

آیا می دانید اثر سیب در بیدار نگه داشتن افراد در شب بیشتر از قهوه و کافئین است.

آیا می دانید آیا می دانید آب گرم زودتر از آب سرد یخ می زند.

آیا می دانید استفاده از هدفون در هر ساعت باکتری ها ی موجود در گوش راتا700برابرافزایش می دهد

آیا می دانید استرس تا5برابر سیستم ایمنی بدن را کاهش می دهد.

آيا می دانید خنده ایمنی بدن را افزایش می دهد.

آیا می دانید ملکه میوه ها جوز هندی است.

آیا می دانید در تهران روزانه 27 نفر جان خود را در اثر آلودگی از دست می دهند.

آیا می دانید هر فرد به طور متوسط یک سوم عمر خود را در خواب می گزراند.

آیا می دانید در زبان عربی،برای کلمه شمشیر850واژه مختلف وجود دارد.

آیا می دانید الفبای مردم هاوایی 12حرف دارد.

آیا می دانید بال زدن یک پروانه هم زمین را تکان می دهد.

آیا می دانید قلب میگو ها در سر آن ها قرار دارد.

آیا می دانیداز بین رنگ ها رنگ سفید برای زنبور آرامش دهنده ورنگ قهوه ای ناراحت کننده است.

آیا می دانیدتار عنکبوت مقاومتس از فولاد بیشتر است.

آیا می دانید مرغ با شنیدن موسیقی بزرگترین تخم را می گزارد.

آیا می دانید250 ایرانی در ناسا محقق داریم.

آیا می دانید خواب سالم نشانه ی سلامت است.

               تهیه وتنظیم:علیرضا طبیبیان

گزیده ای از اشعار شاعر مرحوم آشفته

                             پول

مایه ی عیش جهان پول است و بس         هر که دارد پول،شنگول است و بس

 از برای یک دو روز زندگی                  کار بعضی خلق بامبول است وبس

جنس تبلیغاتی از جایی مخر                  زیر چربی جهان گول است وبس

حرف غول قُلتشن افسانه شد                      اینگرانی بدتر از غول وبس   

کودک نوکر ندارد ناز کِش                        بچه ی ارباب نازول است وبس

نیست مرد منقلی ششلول کِش                    قهرمانِ یک دو تا لول است و بس    

.............................................................................

.............................................................................

بس که خوش بینیم،به پیش چشم من      گربه ی همسایه مقبول است وبس

فکر نق نق را بکن ای شادوماد                 یک دو روز، دیم دیم و دانبول است وبس

ای بسا بابا که چاق و چله بود                        حالیا مانند مفتول است و بس

سالم است امّا ز رنج زندگی                        از سرش تا پای،معلول است و بس

از رئیسِ کل خطا گر سر زند                         کارمندِ جزء ،مسئول است و بس

ای بسا شاعر نمای زورکی                       شاعریش از شعر منحول است وبس

قبرت آشفته چه تنگ وگشاد                راحت دادیم دراین سول است وبس  

==============================================

===============================================                                         اتاق خالی

مصیبتی بدتر ازفقر و دست خالی نیست           ازآن بتر مرضی همچو پُر عیالی نیست

بر آن سرم که کنم از خرابه،خانه کشی           ولی به کوی تو هم یک اتاق خالی نیست

به هردری که زدم کس به روی من نگشود      مگر که خانه ی خالی در این حوالی نیست؟

هر انکه دید من وهشت بچه وزن،گفت:        به کنج دوزخ هم جای جناب عالی نیست!

کدام مرد غیورشجاع را دیدی                          که نزد خانگیان قامتش هلالی نیست؟

کنار کوچه ز، سرما هلاک خواهم شد              وقوع حادثه حتم است و احتمالی نیست

مکن عذاب خدایاورحم کن برما                    مگرکه لطف تو آن لطف پارسالی نیست؟!

به رو سیاهی خود جمله می کنیم اقرار             اکر چه صورت این جانبان زغالی نیست

خلاصه،این همه مخلوق،خانه می خواهند        بر این قضیّه دگرجای ماست مالی نیست

بلای خانه به دوشی زجان ما کُن دور                      کزین بلا بتر از بهر ما اهالی نیست        

=================================================

=================================================

                                                       شلوغی مکّه

            کاش می خورد آن که شیر و عسل

                                                           دیگر مستخق دوغ نبود

             فقرا گر که در نظر بودند       

                                                        مکّه این قدر ها شلوغ نبود

                                 

                                  تهیه وتنظیم:علیرضا طبیبیان     

 


میکروب ها و ویروس ها


میکروب ها

میکروب ها جان دارانی کوچک هستند که آن ها را بدون میکروسکوپ نمی توان دید.میکروب ها شامل باکتری ها،ویروس ها،آغازیان،جلبک هاوقارچ های بسیار ریزند.

باکتری ها،جانداران تک سلولی اند که طول بیش تر آن ها کم تر از01/0میلی متر است.آن ها به سه شکل میله ای،کروی و مارپیچی دیده می شوند.سلول های باکتریایی با دیگر سلول ها تفاوت دارند؛زیرا:DNAآن ها که همه چیز جاندار را تحت نظارت خود دارد،در سلول ها به صورت آزاد ،شناور است و درون هسته قرار ندارد.آن ها مواد غزایی و انرژیلازم را از تجزیه کردن اجسام زنده یا غیر زنده به دست می آورند.برخلاف بسیاری از جانداراد دیگر،اغلب آن ها می توانند بدون اکسیژن به زندگی ادامه دهند. باکتری ها از راه دوتایی شدن،تکثیر می شوند . در شرایط مناسب،این کارهر15دقیقه یک بار ،انجام می شود.

ازاین رو، تعداد بی شماری باکتری وجود دارد. بسیاری از باکتری ها عامل بیماری هایی مانند:سل،وباومسمومیت های غذایی هستند.اغلب آن هارامیکروب می نامند؛امّا همه ی باکتری ها زیان آور نیستند. بعضی از آن ها به حاصل خیزی خاک کمک می کنند واز برخی دیگر،درکارخانه ها برای تولید ماست ودیگر غذاها استفاده می کنند.باکتری ها براساس شکل طبقه بندی شده اند.

ویروس ها

ویروس ها از باکتری هاکوچکتر ومرز میان جان داران و بی جان ها هستند.

بیش تر آن ها از قطعه ای DNAتشکیل شده اند که درون پوشش پروتئینی قرار دارند.ویروس ها مانند نمک ودیگرموادشیمیایی،به شکل بلوردرمی آیندودراین حالت،DNAویروس به سلول ها حمله می کندوآن هارا واردمی سازدتا ویروس های بیشتری بسازند.بنابراین؛همه ی ویروس هاباعث بیمارشدن جانداران دیگر می شوند.سرخک،ایدزوسرماخوردگی معمولی از بیماری هایی هستند که ویروس ها در بدن انسان به وجود می آورند.

                          تهیه وتنظیم از:علیرضا طبیبیان

 

درباره اریسمان


محوطه اریسمان مربوط به هزاره ۴ و۱ قبل از میلاد است و در نطنز، کنار جاده بادرود واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۳۴۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
اریسمان، به عنوان اولین منطقه تاریخی ذوب فلز جهان در استان اصفهان است.

1.   شهر تاریخی اریسمان از توابع بخش امامزاده آقاعلی عباس (ع) شهرستان نطنز اریسمان با جمعیتی حدود ۲۰۰۰ نفر با مردمانی مهمان نواز و دوست داشتنی. که در ۲۰ کیلومتری شمال شرقی نطنز در استان اصفهان واقع شده است .اکنون به گواه باستان شناسان بین‌المللی به عنوان پایتخت فلات مرکزی ایران نام گرفته است .چرا که اولین کوره‌های ذوب فلز در حدود ۶۰۰۰ سال پیش در این شهر کشف شده است. این شهر با پیشینه باستانی خود هر ساله در بعد از ظهر اربعین حسینی در سوگ حضرت سید الشهدا و یاران با وفایش در عزا و ماتم است و خیلی از دوست داران اهل بیت (۹) از شهرستان‌های اطراف ونقاط ایران اسلامی به سوی خود می کشاند.در سال‌های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۲ نخستین پروژه بین رشته‌ای تاریخ ایران و پروژه بین‌المللی بعد از انقلاب اسلامی در محوطه باستانی اریسمان به انجام رسیده‌است.این محوطه به عنوان وسیع‌ترین و قدیمی‌ترین محوطه متالیک پیش از تاریخ ایران توسط محققان داخلی و خارجی به جهانیان شناسانده شد. همچنین در حین کاوش‌های محوطه اریسمان، معماری هزاره سوم و چهارم، آثار هنری زیادی کشف شده‌است که شامل استحصال طلا و نقره بوده‌است. تمدن اریسمانکشف شهرک صنعتی ذوب فلز و سفالینه‌های برنگاریده (منقوش) در اریسمان، حضور ایران را در گردونه تمدن تاریخی، نقش می‌زند.دکتر چگینی، بنا بر یک توافق‌نامه(۱۳۷۰ـ ایران و دانشگاه ماینز آلمان) در باره پیشینه کانی‌ و فلزکاری در ایران، به پژوهش پرداخت. او در سه فصل کاوش خود در چهار نقطه اریسمان، قالب‌ها و قطعات ذوب فلز ارزشمندی به دست آورد. صنعتی‌ که در گذشته، با آغاز دوره آهن و ورود گروه‌های نوآور آریایی به پشته و فلات ایران، پیشرفت کرد و به آفرینش باشکوه‌هایی همچون «زیگورات چغازنبیل»(۱۲۵۰ پیش‌ از زادروز مسیح) و «نیایشگاه باباجان» انجامید.اکنون اشیاء باستانی اریسمان، به سبب نبود موزه و مخزن نگهداری، به اصفهان برده شده است و تا فراهم‌‌آمدن مکان مناسب در اریسمان، نزد سازمان میراث فرهنگی اصفهان به امانت خواهد ماند. اداره میراث فرهنگی نطنز در کوشش است که خانه تاریخی میرترابی‌های این شهر را به موزه دگرگون کند.قلمرو باستانی اریسمان، به سه بخش اریسمان یک، دو و سه نام‌گذاری شده است. بیشتر آثار موجود، هم‌افق با دوره‌های سوم و چهارم است. تمدن زندگی در اریسمان، به آغاز هزاره چهارم تا میانه هزاره سوم پیش از زادروز مسیح باز می‌گردد.ماترک(میراث) ‌جامانده از اریسمان کهن‌بوم ـ‌در کنار کوه‌های کرکس‌ـ از آنِ نیاکانی است که در دل کویر کوهستانی می‌زیسته‌اند و با دلیری تمام با طبیعت نامهربان کویری، دست‌وپنجه نرم ‌کرده‌ا‌ند و تمدنی شگفت از خود به‌جا گذاشته‌اند.ژاله مقیم نژاد می‌گوید: «ارس» یک واژه اوستایی و به معنای اشک‌چشم است. وجود کانی تاریخی «اریسمان» ـ که امروزه از غلیان افتاده است ‌ـ گواهی بر این برداشت است. انگار اریسمانی‌ها می‌خواستند بگویند که تمدن‌شان را با رنج و اشک چشم، بپا داشته‌اند». وجود قلمرو کهن اریسمان و اهمیت آن به لحاظ تاریخ فلزکاری، برای نخستین‌بار در ۱۳۷۵ از سوی داود حسن‌علیان اریسمانی ـ‌ زمین‌شناس ‌ـ کشف شد. اکنون این روستا یکی از نخستین قلمروهای صنعتی جهان شناخته می‌شودبا کند‌‌کاوی (حفاری) در قلمرو اریسمان، همزمان با کشف کوره ذوب مس (هزاره سوم پیش‌ از زادروز مسیح)، نشانه‌هایی از معماری‌ هزاره سوم و چهارم و نیز آثار هنری زیادی یافت شد؛ از شمار: طلا و نقره به روش غال‌گذاری. مانده‌ها(بقایا)ی کوره‌های فلز‌کاری اریسمان نشان می‌دهد که یک شهرک صنعتی با مدیریت پیشرفته در زمان خود بود و فعالیت‌های صنعتی‌اش بر دیرک(حول محور) فلز و ذوب فلز می‌چرخید. دربارهٔ روش کار، می‌توان گفت که پس از نخستین فرآیند ذوب در یک کوره، صنعتگران بخشی از جلوی دیواره آن را می‌شکستند و سرباره(مدل) به دست‌آمده را بیرون می‌کشیدند؛ سپس روی کوره پیشین، کوره نویی برای ذوب بعدی می‌ساختند. در این روند ساخت و تخریب، چه بسا جهت کوره‌ها دگردیس می‌شد.ژاله مقیم‌نژاد در باره کانی فلز اریسمان می‌گوید: «هنوز دودلی‌های بسیاری در این‌باره که فلزات مورد نیاز صنعتگران از کجا می‌رسید، وجود دارد. برخی دیدگاه‌های باستان‌شناسانه، از انارک و نخلک در نزدیکی کاشان نام می‌برد و برخی دیگر، از فلزهای موجود در کوه‌های کرکس اریسمان».نتایج تحقیق صورت گرفته توسط آقای ابراهیم قنایی گواه آن است که، پس از گذشت ۶ سال از پایان طرح (طرح جهانی بین ‌رشته‌ای ۱۳۸۲ ایران و آلمان)، برخی از این آثار در حال نابودی است. سبب آن را نیز نبود تعهد به حفظ آثار، روش نادرست حفاظتی در هنگام کاوش می‌دانند. آنان همچنین می‌گویند، کوره ذوب مس هزاره سوم ـ‌که نشان از فن‌آوری و نماد پیشگامی در صنعت در پیش از تاریخ ایران به شمار می‌آید ـ آسیب دیده است و در آینده نه چندان دور، همه دستاوردهای پژوهش‌های برآمده از اجرای این طرح جهانی از بین خواهد رفتبا توجه به موقعیت منحصر بفرد روستای اریسمان از لحاظ قدمت، تمدن و باستانی بودن این نقطه و با عنایت به سوابق گذشته آن و همچنین به استناد مصوبه هیأت محترم وزیران که روستای اریسمان را به عنوان منطقه نمونه گردشگری استان اصفهان نموده است که با پیگیری های آقای حسین سپهری رییس محترم گروه امور استان های معاونت امور برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری و نیز مساعدت و همکاری های ویژه رییس محترم اداره میراث فرهنگی شهرستان نطنز، خوشبختانه در روز پنج شنبه مورخه ۱۳۹۱/۲/۷ پایگاه مطالعات فلزکاری ومعدن کاری کهن اریسمان با حضور اقای قاسمی رییس محترم اداره میراث فرهنگی شهرستان نطنز، آقای سپهری و جمعی از فرهیختگان منطقه دایر گردید.شدن این پایگاه و مستقر شدن کارشناسان و نیروهای اداری این پایگاه، در آینده ای نزدیک عملیات کاوش و حفاری محوطه تاریخی و باستانی اریسمان بعد از یک وقفه چندین ساله از سر گرفته خواهد شد. با موافقت حاصل شده از استان و با ایجاد مکانی مناسب به عنوان موزه باستان شناسی اریسمان کلیه مکشوفات حاصله از این سایت با موافقت حصولی استان و شهرستان به روستای اریسمان برگردانده خواهد شد که مکان مدّ نظر نیز با موافقت میراث فرهنگی شهرستان در روستای اریسمان در نظر گرفته شده است که در آینده نزدیک و از محل منابع اعتبارات ملی کارهای بازسازی و امنیتی آن انجام خواهد شد.گفتنی است که پس از پایان آخرین مرحله کاوش و حفاری در سایت باستانی اریسمان که بیش از دهه از آن می گذرد، از آن زمان تاکنون این آثار و اشیای ارزشمند تاریخی در یکی از موزه های اصفهان نگهداری و در معرض دید گردشگران مختلف ایرانی و خارجی قرار گرفته است

تمامي شرايط و مدارک براي خلباني هواپيماهاي مسافربري ( کامل


                    تمامي شرايط و مدارک براي خلباني هواپيماهاي مسافربري ( کامل

خلبان کیست؟ بالاترين فرد در سيستم هدايت وكنترل و نظارت هواپيما خلبان است كه در واقع فرمانده هواپيما يي كه ميليونها دلار ارزش دارد مي باشد

شرایط خلبانی چیست؟ 
یک خلبان به دلیل در اختیار داشتن یک هواپیما که میلیون ها دلار ارزش داردمي بايست شرايط پذيرش اين مسئوليت خطير را داشته باشد كه اين آمادگي در 3 مرحله سنجيده مي شود مرحله اول داشتن حداقل مدرك ديپلم و موفقيت در آزمون علمي در مرحله بعد مي بايست از لحاظ جسمي در معاينات پذيرفته شود كه در اين زمينه فرد داوطلب مي بايست حداقل 20سال سن داشته باشد ضمن اينکه بايد داراي کارت پايان خدمت و يا معافيت دائم غير پزشکي باشيد. معمولا حداکثر سن شما بايد 26 سال باشد تا بتوانيد در آزمون استخدام و مصاحبه شرکت کنيد

معاینات پزشکی
تست پزشکي در بخش هواپيماهاي غير نظامي (Civil) شامل 2 گواهينامه کلاس 1 و کلاس 2 مي باشد
گواهينامه کلاس 2 براي
1-
دانشجويان PPL و خلبانان داراي گواهينامه PPL 
2-
مهندس پرواز و ناوبر 
گواهينامه کلاس 1 براي دانشجويان CPL و IR و خلبانان داراي گواهينامه CPL و IR . 
درگواهينامه تست پزشکي کلاس 2 شرايط کمي ساده تر مي باشد
ولي بطور کلي آزمايشات کامل خون و ادرار ، نوار قلب ، نوار مغز ، اکو کارديو گرافي قلب ، هولتر مانيتورينگ ( در صورت لزوم) ، تست چشم ( شامل ديد دور و ديد ميانه و ديد نزديک ،‌ عمق ديد ‍، تست رنگ ، و تست چشم با دستگاه ) ‍، نوار گوش يا اديومتري ( شنيدن فرکانسهاي 125 و 250 و 500 و 1000و 2000 و 3000 و 4000 و 8000 هرتز براي هردوگوش در مدت زمان خاص) ، عکس ازريه ها وسينوسها و نوار ريه ، عکس از فک و دندانها و معاينه دندان ، تست HIV و معاينه کامل بدن و انجام فشارخون
تست هوش همان تست هوشي است که براي يک فرد بالغ و داراي مدرک ديپلم در آزمونهاي ورودي ارگانها برگزار مي شود و منابع آن 
کتابهاي تست هوش موجود در کتاب فروشي هاست
تست روانپزشکي نيز بسيار ساده است تا سلامت رواني شما را تاييد کنند
حداقل قد مورد نیاز برای خلبانی نیز 165 سانتی متر می باشد
بعد از گذراندن تمامی معاینات پزشکی در صورت قبولی کارت AMC به شما داده می شود که نشان دهنده ی سلامت کامل شماست و شما مجاز به شرکت در کلاس های خلبانی هستید

مدارک مورد نیاز
براي خلبان شدن شما نياز به سه مدرک داريد
1-
مدرک PPL : اين مدرک براي هواپيماهاي سبک نظير Cessna است. هزينه ي اين مدرک تقريبا ۸ ميليون تومان است. کلمه PPL مخفف Private Pilot's Licence به معني مدرک خلباني شخصي است.

2-مدرک CPL : اين مدرک براي هواپيماهاي سنگين و باربري نظير هواپيماهاي Boeing 747 , ATR , AirBus A310 و... است. هزينه ي اين مدرک تقريبا 19 ميليون تومان است. کلمه ي CPL مخفف Commerical Pilot's Licence به معني مدرک خلباني تجاري است

3-مدرک IR: اين مدرک براي کار در شرکت هاي هواپيمايي لازم است. اين کلمه مخفف Instrument Rating به معني نحوه ي عملکرد ابزار است. هزينه ي اين دوره تقريبا 5.5 مليون تومان هست

دوره های درسی خلبانی
در صورت قبولي در آزمون علمي و پزشكي اوليه چنانچه زبان انگليسي را خوب بدانند نيازي به گذراندن دوره كلاس زبان ندارد اما در صورتي كه آمادگي لازم را نداشته باشند بايد دوره آموزش زبان انگليسي را طي كنند . پس از آن دوره مقدماتي كلاسهاي زميني برگزار خواهد شد كه اين دوره شامل دروس: هواشناسي ، آيروديناميك ، آلات دقيق پرواز ، ناوبري هوايي ، مقررات وزن وتعادل ، قابليتهاي هواپيما ، موتور سيستم ، نحوه كار با كامپيوتر پرواز و محاسبات ، نقشه خواني و فيزيولوژي پرواز مي شود. سپس دانشجويان به ميزان 45 ساعت پرواز آموزش همرا ه با استاد و همچنين به صورت مستقل (solo ) خواهند داشت كه اين پرواز ها با هواپيما هاي آموزشي از نوع (Cessna ) بونانزا ( Bonanza) انجام مي شود . چنانچه دانشجويان در دروس تئوري نمرات لازم را كسب كرده و در آزمايش كتبي ، شفاهي و عملي پرواز نيز موفق شوند در اين مرحله گواهينامه خلباني شخصي (PPL) به آنها داده مي شود و از اين به بعد به عنوان يك خلبان داراي گواهينامه مي تواند پرواز نمايد . ولي قوانين به اين دسته از خلبانان اجازه فعاليت حرفه اي نمي دهند يعني نمي توانند شغل خلباني را پيشه كنند و صرفا مي توانند به عنوان تفريح و يا با هواپيماي شخصي خود پرواز داشته باشند و مجاز به پرواز با هواپيماهاي سنگين و مسافربري و يا باري و غيره نيستند ، و اگر شخص قصد داشته باشد يك خلبان حرفه اي بشود لازم است دوره عالي خلباني را طي كند كه اين دوره شامل خلباني بازرگاني (CPL) ، خلباني با هواپيماي چند موتوره ، پرواز بادستگاه (Instumenrating) و يك دوره كوتاه مدت آموزش سيستم هاي هواپيمايي كه قرار است با آن پرواز كند ، طي كرده تا بتواند جذب شركتهاي هواپيمايي شده و بعنوان يك خلبان حرفه اي مشغول به خدمت شود
علاقمندان به خلبانيCPL مي بايست حدود يكهزار ساعت كلاس زميني پيرامون دروس مقدماتي پرواز و چگونگي استفاده از دستگاههايكمك ناوبري و 200 ساعت پرواز با نظارت اساتيد را طي كند دوره هواپيماي دوموتوره با استاد و كلاسهاي زميني همراه است و جهت آموزش دوره پرواز با دستگاه حداقل 30 ساعت پرواز با استاد و گذراندن كلاسهاي زميني مربوط مي شود
دريافت گواهينامه هر يك از دوره هاي فوق منوط به گذراندن آزمون كتبي و عملي مي باشد داوطلبان مي بايست شخصا هزينه آموزش اين دوره ها را پرداخت نمايند . هزينه ادامه تحصيل در رشته هاي مذكور بسيار گران است البته بعضي از شركتهاي هواپيمايي با ارائه بورس به تعدادي از داوطلبان اين هزينه را تقبل مي كنند تا داوطلب پس از فارغ التحصيل در خدمت آنان قرار گيرد . اما در حال حاضر اين شركتها بندرت چنين بورسها و آزمونهايي را برگزار مي كنند و در صورت نياز به خلبان حرفه اي از فارغ التحصيلان مركز فنون هوايي كه بصورت آزاد آموزش ديده اند استخدام مي كنند گواهينامه صادره از طرف مركز آموزش فنون هوايي ارزش بين المللي دارد و در خارج از كشور قابل ارائه مي باشد
ادامه تحصيل دختران در رشته خلباني اگر چه با مشكلات فراواني روبرو است اما امكان پذير مي باشد ، هم اكنون در شهرهاي شيراز ـ تهران ـ تبريز ـ اهواز ـ مشهد مراكز و شعبه هايي براي آموزش خلباني به دختران وجود دارد ، لازم بذكر است كه هنوز اقداماتي در خصوص اشتغال به كار ايشان انجام نپذيرفته است
يك خلبان به لحاظ تنظيم ساعات پرواز در اوقات متفاوت نمي تواند برنامه ريزي دقيقي براي زندگي شخصي خود داشته باشد و بيشتر بايد از يك برنامه شناور استفاده نمايد بدين گونه كه در هر هفته يا هر ماه برنامه پرواز تغيير مي كند و چنانچه با اين تغييرات آشنا نباشد ، در زندگي شخصي دچار مشكل خواهد شد
فرد خلبان مي بايست از سلامت جسمي و روحي برخوردار باشد به همين لحاظ تا سن تقريبا 40 سالگي هر سال يكبار و بعد از سن 40سالگي هر شش ماه يكبار مورد آزمايشات خاص قرار مي گيرد
در كل فرد داوطلب اين رشته مي بايست به موقعيت حساس و پر مخاطره اين رشته توجه و با اطلاعات كافي و كاملي متقاضي اين رشته شود .

 

شرایط مورد نیاز برای تحصیل خلبانی در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

شرایط مورد نیاز برای تحصیل خلبانی در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران


 

 

تائیدیه سادات طبیبیان

این تائیدیه شامل یک سری اسناد است که دارای قدمتی حدود یک قرن می باشد و توسط مرحوم سید ابوالقاسم طبیبیان رحمه ا.. علیه تهیه گردیده است. ایشان در سفری که در سال ۱۳۳۵ هجری قمری به شمال ایران(شهر مازندران) داشته از علمای صاحب نام زمان خود در مازندران و اصفهان و شهرضا تائیدیه ای مبنی بر سیادت خانواده بزرگ طبیبیان که شجره نامه و اکثر خاندان آنها در سال طاعون در ساری از میان رفته است اخذ نموده و در حال حاضر تنها سند سیادت این سلسله از سادات می باشد که تصاویر اسکن شده آن را در این وبلاگ قرار می دهم. لازم بذکر است بر طبق نقل قولی  که از بزرگان خاندان طبیبیان شنیده شده است جد بزرگ ما نیز محمد حسین نام داشته و طبیب حاذقی اهل مازندران بوده اند.(احتمالا طبابت در قدیم سینه به سینه و تقریبا در این خانواده موروثی بوده است) روزی فتحعلی شاه قاجار مریض شده و طبیبان دربار از درمان عاجز می مانند و شخصی ایشان را به شاه معرفی نموده و ایشان موفق به درمان شاه می شوند و طبیب دربار می شوند و علی الظاهر تا پایان دوره قاجاری خانواده او از دربار مستمری می گرفتند. ولی در زمان رضاشاه پهلوی این مواجب قطع شده است. محمد حسین در سفری که برای مداوای درباریون در شهر اصفهان داشته به شهرضا می آیند و از آنجائی که شهرضادر قدیم شهر خوش آب و هوا و آرامی بوده است در این شهر سکنی گزیده و نسل سادات طبیبیان از ایشان در شهرضا باقی می مانند. با درگذشت پسران ایشان مردم در سیادت این خاندان شک می کنند و یکی از نوادگان ایشان (مرحوم میرزا ابوالقاسم) رحمه ا.. علیه به شمال کشور سفر می کنند ولی شجره نامه سادات این خاندان در سالی که در ساری طاعون آمده از بین رفته بوده است بنابراین اقدام به اخذ تائیدیه از علماء بزرگ این شهر از جمله شیخ علی مازندرانی می نمایند و با این تائیدیه که در راه برگشت به تائید علمائ در طول راه نیز رسیده است به شهرضا(قمشه) برمی گردندو به میمنت این تائیدیه در شهرضا ۳ روز جشن می گیرندو به مردم غذا می دهند. این اتفاق در سال ۱۳۳۵ هجری قمری افتاد و پس از آن اسناد ناپدید شد تا اینکه پس از انقلاب سال ۵۷ در ایران اداره ثبت اعلام نمود افراد باید جهت تعویض شناسنامه به این اداره مراجعه نمایند و  مرحوم سید ابوتراب رحمه ا.. علیه به ثبت مراجعه نمودند و اداره ثبت میخاست بدلیل نداشتن مدرک و شجره نامه کلمه سید را از ابتدای نام ایشان در شناسنامه جدید حذف نمایدو ایشان به ریش سفیدان خاندان مراجعه و مرحوم طیبی رحمه ا.. علیه(از فرزندان عده ای از نسل میرزا هادی که فامیل خود را از طبیبیان به طیبی تغییر دادند) این اسناد را که در زمین سردرب باغ خود مدفون نموده بودندانرا از زمین درآورده و به اداره ثبت اسناد شهرضا دادند و مشکل سیادت این خاندان برای همیشه حل شد. بعد از این قضیه شخصی ازطبیبیان ها وارد کارشدتا  کار ناتمام مرحوم میرزا ابولقاسم را به اتمام برساند و ابتدا نسبت به تکمیل شجره نامچه خاندان طبیبیان در شهرضا اقدام نمود و تقریبا موفق به انجام آن شد و سپس در سفرهای متعدد به شمال کشور به دنبال ریشه های طبیبیان در آنجا گشت که موفق شدو سرنخهایی نصف و نیمه بدست آوردو انشاءا.. به امید حق و با کمک سایر سادات و شما این زنجیره را تکمیل خواهد کرد.

ادامه ی مطلب در:www.tabibian.persianblog.com

 

‏کشف نوع جدیدی از حیات روی زمین


       

‏کشف نوع جدیدی از حیات روی زمین

 به روز رسانی: ‏ این خبر بعد از برگزاری کنفرانس ناسا با اطلاعات بیشتر تکمیل شده است. ‏

ناسا اعلام کرده بود ساعت ۱۰:۳۰ شب به وقت ایران یک کنفرانس خبری ویژه برگزار کرد. اما خبرهایش چند ساعتی زودتر لو رفته بود. به نظر می رسید ناسا شکل جدیدی از حیات روی زمین کشف کرده که از نظر ساختار بیولوژی با چیزی که بشر تا به حال میشناخته متفاوت است.

 قرار ت بوداعلام شود آنها در دریاچه ای به نام ‏ Mono Lake  در کالیفرنیای آمریکا نوعی باکتری کشف کرده اند که دارای DNA با ساختاری متفاوت است. چیزی که تا به حال در حد تئوری مطرح بوده اما حالا کشف شده است. این باکتری در ساختار دی ان ای خودش به جای فسفر از آرسنیک استفاده می کند. ‏

تمام موجودات زنده روی زمین از ۶ ماده اصلی تشکیل شده اند: کربن، هیدورژن، نیتروژن، اکسیژن، فسفر و گوگرد. تمام موجودات این کره از کوچکترین باکتری گرفته تا انسان و یک نهنگ بزرگ در دریا از یک ساختار ژنتیکی یکسان استفاده می کنند و DNA همه یک ساختار بیولوژیکی دارد. ‏


اما این یکی که تصاویرش را می بینید متفاوت است و قوانین فعلی را شکسته. این باکتری از آرسنیک درست شده، چیزی که کاملا غیرممکن به نظر می آمده. ناسا نام اش را GFAJ - 1 گذاشته و قادر است از آرسنیک که یک ماده سمی محسوب میشود برای ساخت DNA، RNAپروتئین و غشای سلولی استفاده کند. این کشف همانقدر که برای زیست شناسان فوق العاده است، برای ما هم بسیار با اهمیت محسوب میشود. چرا که درک ما را از حیات تغییر میدهد و به قول ناسا، کشف جدید تعریف زندگی را گسترده تر کرده است. ‏

ولف سیمون از ناسا در کنفرانس خبری امشب گفت: این باکتری باعث شکسته شدن نظریات ما در مورد چگونگی تشکیل زندگی و توسعه اش شده است. حالا دانشمندان به دنبال نمونه های جدیدی از موجودات زنده و متابولیسم های متفاوتی خواهند گشت که از مواد متفاوتی برای تشکیل حیات استفاده می کنند. ‏  

ناسا می گوید این کشف روش ما را در گشتن به دنبال موجودات زنده در دیگر کرات هم تغییر خواهد داد چرا که حالا می دانیم ممکن است شکل حیات در جاهای دیگر به گونه ای دیگر تعریف شده باشد. ‏

جئوبیولوژیست ناسا پاملا کونارد در مراسم امشب گفت از نظر او این یک کشف عظیم است و آن را با قسمتی از فیلم Star Trek مقایسه کرد که فضانوردان یک موجود فضایی به نام هورتا را کشف می کنند که توسط دستگاه زنده یاب آنها قابل شناسایی نیست چون در ترکیب بدن اش کربن نداشته و از سیلیکون تشکیل شده بود. ‏

کشف موجود زنده در محیطی که هیچ جاندار دیگری در آن شانس حیات ندارد

دانشمندان ناسا موفق به کشف جانداری شده اند که می تواند در محیطی که هیچ جاندار دیگری در آن شانس حیات ندارد، به زندگی ادامه دهد، کشفی که می تواند شانس تکامل حیات را در سیاره های دیگر افزایش دهد.

به گزارش خبرگزاری مهر، این موجودات که دانشمندان از آن به عنوان حیاتی عجیب یاد می کنند قادرند در آرسنیک رشد کرده و حتی این ماده را در دی ان ای خود ترکیب کنند. این در حالی است که آرسنیک یکی از سمی ترین موادی است که تا کنون شناخته شده است. این ماده معمولا مسیرهای متابولیکی را مختل کرده و امکان ادامه یافتن حیات طبیعی را غیر ممکن می کند.

 

اما این میکروبهای عجیب که در گل و لای اعماق دریاچه ای در کالیفرنیا کشف شده اند، نه تنها می توانند در محیطهای آرسنیکی به بقای خود ادامه دهند بلکه این ماده شیمیایی را به بخشی از ساختار مولکولی خود تبدیل می کنند.

گفته می شود این کشف می تواند بر وجود حیاتهای فرا زمینی استدلال داشته باشد زیرا نشان می دهد حیات بسیار سازگار پذیرتر از چیزی است که در گذشته تصور می رفت و حتی می تواند در سخت ترین شرایط نجات پیدا کند.

دانشمندان دانشگاه آریزونا می گویند در صورتی که چیزی بر روی زمین می تواند کاری به این میزان غیر عادی و به دور از انتظار انجام دهد، اکنون زمان آن فرارسیده تا دریابیم حیات از چه توانایی های دیگری برخوردار بوده که انسان از آن بی خبر مانده است.

زمانی که دانشمندان درباره حیات سخن می رانند به استفاده از مفهوم “حیات به شکلی که ما می شناسیم” گرایش دارند زیرا حیات بر اساس ساختارهای بیولوژیکی پایه گذاری شده که تنها بر روی زمین وجود دارند. اما برخی دیگر از متخصصان باور دارند که احتمال وجود حیاتهای دیگر، حیات غیر عادی، نیز در دیگر نقاط جهان هستی وجود دارد.

با این همه کشف جدید از فرضیه ای پشتیبانی می کند که احتمال کشف سیاره های همسایه زمین از جمله مریخ و ماه و دیگر اجرام کیهانی در سامانه خورشیدی را غیر ممکن نمی داند.

تمامی گونه های شناخته شده حیات نیازمند 6 عنصر بنیادین هستند: کربن، هیدروژن، نیتروژن، اکسیژن، فسفر و سولفور که بخشهای اصلی و سازنده دی ان ای، پروتئین و چربی ها به شمار می روند و بدون آنها حیات هرگز شکل نمی گرفت.

اما جاندارانی که به تازگی کشف شده اند از توانایی غیرعادی در جذب فسفر از ارسنیک برخوردارند. دانشمندان با استفاده از ردیابهای رادیواکتیو ارسنیک را پس از اینکه به بخشی از ساختار حیاتی سلولی جاندار از جمله غشای سلول، پروتئین و دی ان ای  تبدیل می شد تحت نظر گرفته و موفق به کشف این رفتار شدند.

باکتری های جدید با نام Halomonadaceae در اعماق دریاچه مونو در نزدیکی کالیفرنیا کشف شده اند، دریاچه ای که به شدت شور و مملو از آرسنیک است. دانشمندان دریافتند در زمانی که پای بقا در میان باشد این جاندار از توانایی دوگانه ای برای نجات خود برخوردار است.

بر اساس گزارش تلگراف، در واقع این موجود در حالت معمولی زندگی عادی را در پیش گرفته و از فسفر موجود در مولکولهای خود استفاده می کند اما هر موقع که نیاز پیش بیاید می تواند به مدل حیات غیر عادی روی آورده و از آرسنیک برای ادامه حیاتش استفاده کند.

پ . ن :البته دوستان ناسا كم كم اعلام مي كند. چند دهه بود تمام موارد مربوط به حيات فرازميني تكذيب ميشد.ولي كم كم از وجود آب در ماه و مريخ و كشف فلان سياره و … صحبت شد و هر هفته و هر ماه خبري جديد . اين خبر يعني شايد در جو اسيدي سياره هاي نزديك زمين مثل زهره ،مشتري و … گونه اي از حيات باشد .حتي حياتي پيشرفته.چون غير از ناسا و آمريكا هيچ كشوري از درون جو مشتري )و … خبري ندارد. شايد تا چند ماهي ديگر مطلب كتاب فرزانه گوشه نشين را با نگاهي ديگر بخوانيد.( منبع  “خبرگزاری مهر”

تهیه وتنظیم:علیرضا طبیبیان

نقشه کامل جهان در زیر نور مادون قرمز


تلسکوپ‌های اسپیتزر و رصدخانه فضایی مادون قرمز در کنار دیگر تلسکوپ‌ها و ماهواره‌های رصد فضا در تصاویر خارق‌العاده خود، نقشه کامل جهان را در نور مادون قرمز ارائه کرده‌اند که از کوتاه‌ترین امواج تا بلندترین آنها را در بر دارد.نقشه کامل جهان در زیر نور مادون قرمز

در این پژوهش از تصاویر به دست آمده از ماهواره‌های ۲MASS، تلسکوپ کاوشگر زمینه کیهان و ماهواره نجوم مادون قرمز استفاده شده است. داده‌های با طول موج کوتاه به نور ستارگان اختصاص دارد در حالی که داده‌های مادون قرمز متوسط و دور به ترتیب به بررسی انتشار غبار داغ و سرد پرداخته‌اند. تصاویر زیر به نمایش جهان از منظر ماهواره ۲MASS پرداخته که نور ستارگان و کهکشان‌ها را به تصویر کشیده‌اند.نقشه کامل جهان در زیر نور مادون قرمز


شصت و یکمین جلسه ستاد هوافضا در کیش


شصت و یکمین جلسه ستاد توسعه فناوری هوافضا روز 22 آذر 1391 همزمان با برگزاری ششمین نمایشگاه بین المللی هوایی و هوانوردی کیش، با حضور مهندس سید مهدی فرحی رییس ستاد، دکتر خیام نکویی معاون فناوری و نوآوری معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، دکتر منوچهر منطقی مدیرعامل سازمان هوایی ایران و سایر اعضای ستاد در سالن خوارزمی مرکز همایش های بین المللی جزیره کیش برگزار شد.

در ای جلسه مهندس سید مهدی فرحی رییس ستاد توسعه فناوری هوافضا با اشاره به برگزاری ششمین نمایشگاه هوایی و هوانوردی کیش گفت: همزمانی برگزاری شصت و یکمین جلسه ستاد و ششمین نمایشگاه هوایی کیش باعث شده تا اعضای اصلی ستاد از این نمایشگاه بهره ببرند و آخرین دستاوردها را ببینند.

وی در ادامه از انتشار چهارمین پیش شماره نشریه فناوری هوافضا خبر داد و گفت: یکی از ویژگی های منحصر به فرد این مجله در مقابل تمام مجلات هوایی و هوانوردی و فضایی کشور، این است که تمام مطالب آن مربوط به داخل است.

وی در پایان خبر از افتتاح چندین طرح پژوهشي که با حمایت ستاد توسعه فناوری هوافضا انجام شده است، تا پایان سال خبر داد.

برگزاری نمایشگاه با وجود شدیدترین تحریم ها

بیژن بنکدار دبیر اجرایی نمایشگاه بین المللی هوایی و هوانوردی کیش در شصت و یکمین جلسه ستاد توسعه فناوری هوافضا گفت: با توجه به مشکلاتی که در برگزاری نمایشگاه های هوایی وجود دارد، این مطلب که جمهوری اسلامی ایران اقدام به برگزاری نمایشگاه هوایی کرده نشان دهنده یک بلوغ اقتصادی، سیاسی و فناورانه است که این مسئله می تواند تاثیرات زیادی در برنامه ریزی های کلان کشور در آینده داشته باشد که نتیجه آن رسیدن به یک جایگاه بالا در فناوری های پیشرفته است.

وی افزود: جمهوری اسلامی ایران در منطقه حرف اول را در بحث پیشرفت های هوافضایی می زند و به همین جهت ضرورت وجود یک نمایشگاه بین المللی یک امر اجتناب ناپذیر است.

بنکدار ادامه داد: با توجه به پیشرفت های سریعی که در جهان در حال اتفاق افتادن است برای دسترسی به تکنولوژی های پیشرفته، و سرعت این پیشرفت ها ایجاب می کند که ما باید تعاملی با کشور های دیگر در مورد این پیشرفت ها داشته باشیم و در همین رابطه برگزاری نمایشگاه های هوایی به صورتی که تمام کارشناسان، مسئولان و ارگان ها در تعامل باشند، یک ضرورت محسوب می شود. 

 دبیر اجرایی ششمین نمایشگاه بین المللی هوایی و هوانوردی کیش گفت: ارائه توانمندی های نوین صنایع هوایی و فضایی و هوانوردی ایران، آشنا شدن و تعامل با توانمندی های شرکت های تراز جهانی و شکل گیری ارتباط با آنها، خنثی کردن اثر تحریم ها در مقطع حساس کنونی و حفظ موقعیت نمایشگاهی کیش در مقابل نمایشگاه هوایی که در دوبی برگزار میشود، از اهداف کلان نمایشگاه کیش هستند.

وی افزود: عقد قراردادهای مهم هوایی و فضایی تجاری در مدت برگزاری نمایشگاه و تلاش برای توسعه هوانوردی عمومی بین اقشار مختلف میهن اسلامی و به ویژه جوانان و نوجوانان و نگاه رو به آینده از دیگر اهداف نمایشگاه هستند.

علم فیزیک چیست؟


فيزيك و زندگي


فيزيك از واژه يوناني physikus به معني « طبيعي» و physis به معني « طبيعت» گرفته شده است. پس فيزيك علم طبيعت است به عبارتي در عرصه علم پديده هاي طبيعي را بررسي مي كند. 
علم فيزيك 
علم فيزيك رفتار و اثر متقابل ماده و نيرو را مطالعه مي كند.مفاهيم بنيادي پديده هاي طبيعي تحت عنوان قوانين فيزيك مطرح مي شوند.اين قوانين به توسط علوم رياضي فرمول بندي مي شوند به طوريكه قوانين فيزيك و روابط رياضي با هم در توافق بوده و مكمل هم هستند.و دو تايي قادرند كليه پديده هاي فيزيكي را توصيف نمايند. 
تاريخچه علم فيزيك 
- از روزگاران باستان مردم سعي مي كردند رفتار ماده را بفهمند. و بدانند كه:چرا مواد مختلف خواص متفاوت دارند؟ چرا برخي مواد سنگينترند؟ و... همچنين جهان ، تشكيل زمين و رفتار اجرام آسماني مانند ماه و خورشيد براي همه معما بود. 

- قبل از ارسطو تحقيقاتي كه مربوط به فيزيك مي شد ، بيشتر در زمينه نجوم صورت مي گرفت. علت آن در اين بود كه لااقل بعضي از مسائل نجوم معين و محدود بود و به آساني امكان داشت كه آنها را از مسائل فيزيك جدا كنند. در برابر سوالاتي كه پيش مي آمد گاه خرافاتي درست مي كردند، گاه تئوريهايي پيشنهاد مي شد كه بيشتر آنها نادرست بود. 

اين تئوريها اغلب برگرفته ازعبارتهاي فلسفي بودند و هرگز بوسيله تجربه و آزمايش تحقيق نمي شدند. و بعضي مواقع نيز جوابهايي داده مي شد كه لااقل بصورت اجمالي و با تقريب كافي بنظر مي رسيد. 

- جهان به دو قسمت تقسيم مي شد: جهان تحت فلك قمر و مابقي جهان.مسائل فيزيكي اغلب مربوط به جهان زير ماه بود و مسائل نجومي مربوط به ماه و آن طرف ماه نيز« فيزيك ارسطو» يا بطور صحيحتر« فيزيك مشائي» بود كه در چند كتاب مانند« فيزيك»،« آسمان»،« آثار جوي»،« مكانيك» و حتي« مابعدالطبيعه» ديده مي شد. 

- تا اينكه در قرن 17 ، گاليله براي اولين باربه منظور قانوني كردن تئوريهاي فيزيك ، از آزمايش استفاده كرد. او تئوريها را فرمولبندي كرد و چندين نتيجه از ديناميك و اينرسي را با موفقيت آزمايش كرد. پس از گاليله ، اسحاق نيوتن ، قوانين معروف خود «قوانين حركت نيوتن) را ارائه كرد كه به خوبي با تجربه سازگار بودند. 

- بدين ترتيب فيزيك جايگاه علمي و عملي خود را يافت و روزبه روز پيشرفت كرد، مباحث آن گسترده تر شد، تا آنجا كه قوانين آن از ريزترين ابعاد اتمي تا وسيعترين ابعاد نجومي را شامل مي شود. اكنون فيزيك مانند زنجيري محكم با بقيه علوم مرتبط است و هنوز هم به سرعت در حال گسترش و پيشرفت مي باشد. 

نقش فيزيك در زندگي 

- هر فرد بزرگ يا كوچك، درس خوانده يا بيسواد ، شاغل يا بيكار خواه ناخواه با فيزيك زندگي مي كند. عمل ديدن و شنيدن ، عكس العمل در برابراتفاقات ، حفظ تعادل در راه رفتن و... نمونه هايي از امور عادي ولي در عين حال وابسته به فيزيك مي باشند.

- پديده هاي جالب طبيعي نظير رنگين كمان ، سراب ، رعد و برق ، گرفتگي ماه و خورشيد و... همه با فيزيك توجيه مي شوند. 

- برنامه هاي راديو ، تلويزيون ، ماهواره ، اينترنت ، تلفن و... با كمك فيزيك مخابره مي شوند. 

- با اين نمونه هاي ساده ، مي توان تصور كرد كه اگر فيزيك نبود و اگر روزي قوانين فيزيك بر جهان حاكم نباشند، زندگي و ارتباطات مردم شديدا دچار مشكل مي شود.

فيزيك و ساير علوم 
- فيزيك، ديناميك و ساختار دروني اتم ها را توصيف مي كند. و از آنجا كه همه مواد شامل اتم هستند، پس هر علمي كه در ارتباط با ماده باشد، با فيزيك نيز مرتبط خواهد بود. علومي نظير: شيمي ، زيست شناسي ، زمين شناسي ، پزشكي ، دندانپزشكي ، داروسازي ، دامپزشكي ، فيزيولوژي ، راديولوژي ، مهندسي مكانيك ، برق ، الكترونيك ، مهندسي معدن ، معماري ، كشاورزي و ... . 

- فيزيك درصنعت ، معدن ، دريانوردي ، هوانوردي و... نيزكاربرد فراوان دارد. اينكه ابزار كار هر شغلي و هر علمي مبتني براستفاده ازقوانين و مواد فيزيكي است، نقش اساسي فيزيك درساير علوم و رشته ها را نمايان مي كند. علاوه برآن استفاده روزافزون از اشعه ليزر در جراحي ها و دندانپزشكي، راديوگرافي با اشعه ايكس در راديولوژي ، جوشكاري صنعتي و... نمونه هايي از كاربردهاي بيشمار فيزيك در علوم ديگرمي باشند. 

فيزيك و آينده 
با اين روند رو به رشدي كه علم فيزيك در كنار ساير علوم دارد، مي توان اميدوار بود كه در آينده به چراها و چگونگي هاي عالم طبيعت پاسخ داده شود و اين دنياي فيزيك سكوي پرتاب به عالم متا فيزيك باشد. 

در آينده شايد فيزيك بتواند ... 

- رسيدن به سرعت نور و فراتر از آن را مقدور سازد. 

- مثالهاي عجيب نسبيت را عملي كند. 

- معماي مثلث برمودا را حل كند. 

- واقعيت يوفوها( بشقاب پرنده ها) را مشخص كند. 

- به راز وجود يا عدم وجود هوش فرا زميني واقف شود. و..

روانشناسی


روان‌شناسی، علم کاربردی مطالعهٔ رفتار و فرایندهای ذهنی بر پایهٔ یافته‌های علمی و تحقیق شده می‌باشد. رفتار به فعالیت‌ها و اعمالی اشاره دارد که قابل مشاهده و قابل اندازه‌گیری می‌باشند، مانند صحبت کردن و راه رفتن، اما فرایندهای ذهنی به اعمال و فرایندهایی اشاره دارد که به صورت مستقیم قابل دیدن و درک کردن نیست و نمود آنها را می‌توان در رفتار و دیگر فرایندها مشاهده کرد، مانند تفکر و یا هیجان و ترس. امروزه، روانشناسی از سنین خردسالی و نوجوانی گذشته و پا به مرحله جوانی و بزرگسالی گذاشته‌است و به درجه‌ای از ثبات و استحکام رسیده‌است (شاملو، ۱۳۷۰). روانشناسی با در نظر گرفتن نیازهای طبیعی انسان و درک روح زمان، به عنوان پرچمدار مطالعهٔ پیچیدگی‎های بشر امروز است.در یک تعریف ساختارشکن از روان‌شناسی، «روان‌شناسی عبارت از کشف دروغهایی است که به خود می‌گوییم و همچنین تعیین حد و مرز راست هاست» در این تعریف انسان موجودی است که نخست باید خود را فتح کند. در نتیجه صداقت تمام‌عیار با خود پایه روان‌شناسی است. این تعریف روان‌شناسی را با خودشناسی پیوند می‌زند(محمدپور، ۱۳۸۸، ص: ۳۰). روان‌شناسی امروز به حدود ۵۴ رشته و شاخه متفاوت از قبیل روان‌شناسی بالینی، روان‌شناسی کودکان و کودکان استثنائی،روان‌شناسی صنعتی و سازمانی، روان‌سنجی، روان‌کاوی، روان‌شناسی مهندسی، روان‌شناسی فیزیولوژیک, روان‌شناسی ورزش, روان‌شناسی مدیریت و... تقسیم شده‌است. روان‌شناسی به مطالعه مفاهیمی مانند هوش، رفتار، هیجان‌ها (احساسات)، روابط درونی و روابط اجتماعی وشخصیتی فرد می‌پردازد.تاریخچه [ویرایش]نوشتار اصلی: تاریخچه روان‌شناسی‎روانشناسی از تمام نظام‌های علمی موجود قدمت بیشتری دارد. می‎توان ریشه‌های آن‌را تا سده چهارم و پنجم پیش از میلاد با دانشمندانی چون افلاطون و ارسطو دنبال نمود. ولی به قول هرمن ابینگهوس، قرن ۱۹، ”روانشناسی پیشینه‌ای دراز اما تاریخچه‌ای کوتاه دارد (شولتز و شولتز، ۱۳۷۲، ص ۱۸). یک فیلسوف تحصیل کرده آلمانی بنام رادولف گوسلنیوس ابداع کننده اصطلاح «روان‌شناسی» است (۱۹۵۰). معنی ریشه کلمه روان‌شناسی از کلمه psyche بمعنای "روان در زبان یونانی است. تا حدود اواخر سده نوزدهم، روان‌شناسی به عنوان شاخه‌ای از علم فلسفه شناخته می‌شد. و همچنین به عنوان یک کیش در برخی فرهنگ‌ها در نظر گرفته می‌شد که شامل تهاجم افکار و نابودی یگانگی درونی می‌گردید. در سال ۱۸۷۹ شخصی بنام ویلهلم وندت (که به پدر روان‌شناسی نیز معروف است) اقدام به تأسیس یک آزمایشگاه در دانشگاه شهر لایپزیک آلمان نمود که تمرکز اصلی آن بروی مطالعات روان‌شناسی قرار داشت. در سال ۱۸۹۰ ویلیام جیمز درکتاب خود با نام "اصول روان‌شناسی به بسیاری از پرسشهای مطرح شده در باب بنیادهای روان‌شناسی که تا سالها بعد توسط روانشناسان مطرح گردیده بودند، پاسخ داد. از دیگر افراد مطرح در این رشته هرمن ابینگواس (پیشتاز تحقیقات حافظه)، دانشمند روسی با نام ایوان پاولف (شخصی که مبتکر فرآیند یادگیری شرطی شدن کلاسیکاست) می‌باشند.در همین حال، شخصی بنام زیگموند فروید که تحصیل کرده رشته اعصاب‌شناسی بوده و آموزش رسمی در خصوص روان‌شناسی ندیده بود، روش روان درمانی را ابداع و مورد استفاده قرار داد که بنام تجزیه و تحلیل روحی شناخته می‌شود. شناخت فروید از ذهن به طور گسترده بر پایه روش‌های تفسیری و درون‌گرایی است. ولی تمرکز خاص آن بروی حل مشکلات روان‌پریشی و آسیب‌شناسی روانی قرار دارد. تئوری‌های فروید بسیار مشهور گردیدند دلیل این معروفیت احتمالاً به خاطر درگیر بودن آن با موضوعاتی از قبیل جنسیت و سرکوببه عنوان جوانب عمومی توسعه روان‌شناسی می‌باشد. در آن زمان، این مسائل به صورت عمده به عنوان موضوعات ممنوعه در نظر گرفته می‌شدند. و فروید مبدلی فراهم آورد که بتوان راجع به این مسائل به طور باز در مجامع مبادی آداب بحث و گفتگو نمود. اگرچه در روان‌شناسی امروزی، تئوری‌های فروید اساسا مورد توجه نیستند ولی کاربرد خاص او در تبدیل روان‌شناسی به موضوعی بالینی بسیار تاثیرگذار بود.به عنوان بخشی از عکس‌العمل نسبت به طبیعت فردی و درون نگر روان‌شناسی و وابستگی انحصاری آن به جمع آوری مجدد تجارب مبهم و دوردست کودکی، مکتب رفتارگرایی بمنزله روش راهنمائی تئوری روان‌شناسی معروف گردید. روانشناسانی از قبیل جان بی. واتسون، ادوارد تورندیک و بی. اف. اسکینر به عنوان پیشتازان این مکتب بودند. رفتارگرایان اعتقاد داشتند که روان‌شناسی باید تبدیل به علم رفتارشناسی گردد و نه ذهن. آنها این نظر را که وضعیت‌های درون ذهنی مانند اعتقادات، تمایلات یا اهداف را می‌توان به صورت علمی مورد تحقیق قرار داد را رد نمودند. در سال (۱۹۱۳) واتسون در نوشتاری با نام «روان‌شناسی از دیدگاه رفتارگراً اظهار داشت که روان‌شناسی» رشته‌ای کاملاً تجربی از علوم طبیعی است، ""اشکال درون‌گرایی از اجزای لازم این روش‌ها محسوب نمی‌گردند«و اینکه»رفتارگرایان مرزی بین انسان و حیوان صفتی قائل نیستند."رفتارگرایی در تمامی سال‌های آغازین سده بیستم به عنوان مدل غالب روان‌شناسی مطرح بود. دلیل عمده این سرآمد بودن خلق و کاربرد موفق (نه حداقل از آنچه بنام تبلیغ) تئوری‌های شرطی شدن به عنوان مدل‌های علمی رفتار انسان بود. به‌هرحال، کم کم مشخص شد که علیرغم آنکه رفتارگرایی اکتشافات مهمی صورت داده بود ولی به عنوان یک تئوری راهنمای رفتار انسان نا کارآمد به‌نظر می‌رسید. بازبینی کتاب"رفتار کلامی اثر اسکینر توسط نوام چامسکی (با هدف توضیح فرآیند اکتساب زبان در یک چهار چوب رفتارگرایی) به‌عنوان یکی از عوامل اصلی ختم کننده دوران رفتارگرایی به‌شمار می‌آید.چامسکی اثبات نمود که زبان را نمی‌توان به‌صورت انحصاری از طریق شرطی شدن آموخت؛ زیرا مردم قادرند جملاتی بی همتا در ساختار و معنا را بیان کنند که بتنهایی از طریق تجارب روزمره زندگی قابل تولید نیستند. این مباحث مؤید آنست که فرآیندهای درونی ذهن که رفتارگرایان آن‌ها را تحت عنوان توهم رد می‌کردند، واقعاً وجود دارند. به همین شکل، کار آلبرت باندورا نشان داد که کودکان قادرندیادگیری از طریق مشاهدات اجتماعی را بدون تغییر در رفتار علنی بیاموزند و بنابر این بیشتر بروی بازنمائی‌های درونی حساب باز نمایند.روان‌شناسی بشر دوستانه در سال ۱۹۵۰ بوجود آمد و به‌عنوان عکس‌العملی نسبت به مثبت‌گرایان و تحقیقات علمی ذهن بکار خود ادامه داد. تأکید این روان‌شناسی بر نظریه پدیدار شناختی تجارب انسانی بوده و در جستجوی فهم ابناء بشر و رفتار آنها از طریق انجامتحقیقات کیفی بر آمد. ریشه‌های تفکرات بشر دوستانه در اگزستانسیالیست‌ها و فلسفه پدیدار شناختی بوده و بسیاری از روانشناسان بشری روش علمی را کاملاً رد نموده و اعتقاد داشتند که سعی در تبدیل تجارب انسان به واحدهای اندازه‌گیری باعث تخلیه کلیه معانی و ارتباطات او به‌عنوان موجودی زنده خواهد گشت.برخی دیگر از تئوریسین‌های این مکتب فکری عبارتند از آبراهام مازلو مبتکر سلسله نیازهای انسانی، کارل راجرز مبتکر درمان مشتری مداری و فیتز پرلز مبتکر و بسط دهنده درمان گشتالت.ظهور فناوری رایانه‌ای نیز به پیشرفت استعاره عملکرد ذهنی به پردازش اطلاعات کمک نمود. این فناوری به‌همراه تحقیقات علمی در زمینه مطالعه ذهن و همچنین اعتقاد به وضعیت داخلی ذهن به پیدایش شناخت‌گرایی به‌عنوان مدل برجسته ذهن کمک نمود.ارتباطات بین مغز و عملکرد دستگاه عصبی نیز متداول گردید. دلیل این رایج شدن قسمتی به آزمایش های افرادی مانند چارلز شرینگتونو دونالد هب و قسمتی به مطالعات دانشمندان در خصوص جراحت مغزی (همچنین بخش روان‌شناسی اعصاب شناختگرا را ببینید) برمی گشت. با توسعه فناوری‌های اندازه‌گیری عملکرد مغز، روان‌شناسی اعصاب و علوم مربوط به اعصاب بخش‌های فعال در روان‌شناسی امروزی گردیدند.با درگیری علوم دیگر (از جمله فلسفه، دانش رایانه و علوم مربوط به اعصاب) جهت شناخت و فهم ذهن،چتری از علوم شناخت‌گرا به‌عنوان ابزار تمرکز تلاش‌ها در مسیری سازنده تشکیل گردید.به‌هرحال، بسیاری از روانشناسان از آنچه به‌عنوان مدل‌های «مکانیکی» ذهن انسان و طبیعت او مطرح بود، دلخوشی نداشتند. حلقه کامل افراد این دست، می‌توان به روان‌شناسی تبدیل شخصیت و روان‌شناسی تحلیلی کارل یونگ اشاره نمود که در طلب برگشت روان‌شناسی به ریشه‌های روحانی خود بودند. دیگران مانند سرگئی موسکویکی و گرهارد داوین اعتقاد داشتند که رفتار و فکر در ذات خود الزاماً با هم تعامل داشته و در جستجوی قالب گذاری روان‌شناسی در قالب وسیعتر مطالعات علوم اجتماعی بودند که این علوم نیز در ارتباط مستقیم با مفهوم اجتماعی تجربه و رفتار هستند.شاخص‌های سلامت روان [ویرایش]اخیراً مشکلات سلامت روان بیشتر شده و یا اینکه بشر بیشتر به آن توجه کرده‌استرسیدن به آرامش و اطمینان و دوری از افسردگی و اضطراب از اساسی‌ترین نیازهای سرشتین آدمی و از دیرباز جزو مسائل اساسی بشر بوده‌است. همین مسئله موجب شده تا در ادیان و آیین‌های کهن بشری، ضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه شود. از طرف دیگر، بهداشت و سلامت روانی یکی از نیازهای اجتماعی نیز هست؛ چراکه عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از نظر سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشند.ذهن و مغز [ویرایش]نوشتار اصلی: ذهن و مغز‎روان‌شناسی تشریح کننده تلاشهای توصیف کننده هوشیاری، رفتار و تاثیرات متقابل اجتماعی می‌باشد. منظور ابتدائی روان‌شناسی تجربی توضیح تجربه و رفتار انسان به همان صورتی که رخ می‌دهد بود. در حدود بیست سال گذشته روان‌شناسی به بررسی ارتباط هوشیاری و مغز یا دستگاه عصبی پرداخت. هنوز مشخص نیست اینها به چه صورت‌هایی با هم در ارتباط هستند: آیا هوشیاری تعیین کننده وضعیت مغز است و یا وضعیت مغز تعیین کننده هوشیاریست و یا اینکه هر دو اینها روش‌های خاص خود را دارند؟ احتمالاً برای فهم این ارتباطات میباید ابتدا با تعاریف «هوشیاری» و «وضعیت مغز» آشنا گردید – یا اینکه آیا هوشیاری نوعی «وهم و خیال» پیچیده‌است که هیچ ارتباطی با فرآیندهای عصبی ندارد؟ فهم عملکرد مغز نیز به‌صورتی فزاینده در تئوری و تمرین روان‌شناسی خصوصاً در بخش‌هایی مانند هوش مصنوعی، روان‌شناسی شناخت اعصاب و علوم شناخت‌گرای اعصاب داخل شده‌است.مکاتب فکری [ویرایش]بحث اکثر مکاتب فکری بر سر استفاده از یک مدل خاص به‌عنوان تئوری راهنما بود که از طریق آن بتوان کلیه، یا اکثریت رفتارهای انسانی را توضیح داد. محبوبیت این مکاتب در طول زمان کم و زیاد می‌شده‌است. ممکن است برخی از روانشناسان تصور کنند که پیرو مکتب خاصی بوده و مابقی را رد نموده‌اند، اگرچه اکثر افراد هر کدام از این مکاتب را روشی برای فهم ذهن و نه لزوماً تئوری‌های انحصاری متقابل در نظر می‌گیرند.حوزه و قلمرو روان‌شناسی [ویرایش]زمینه روان‌شناسی بسیار گسترده و شامل روش‌های متفاوت مطالعه فرآیندهای ذهنی و رفتاری می‌گردد. در زیر حوزه‌های اصلی بررسی و تحقیق روان‌شناسی به آگاهی می‌رسند. فهرست کامل و جامع عناوین زیر مجموعه و حوزه‌های علم روان‌شناسی را می‌توانید در فهرست سر فصل‌های روان‌شناسی و فهرست رشته‌های علمی روان‌شناسی پیدا و ملاحظه نمائید.روش‌های تحقیقات [ویرایش]تحقیقات روان‌شناسی بر طبق استانداردهای روش علمی انجام و هم شامل کیفی کردارشناسی و هم وجوه آمار کمی گردیده تا به تولید و ارزیابی توضیحی فرضیات در ارتباط با پدیده‌های روان‌شناسی بپردازد. در جائیکه تحقیقات اخلاقی و حالت توسعه در یک دامنه فرضی تحقیق مجاز انجام گردد، پژوهش از طریق پروتکل‌های آزمایشیدنبال می‌شوند. تمایل روان‌شناسی به التقاطی بودن باعث اقتباس دانش علمی از دیگر رشته‌ها برای کمک به توضیح و درک پدیده‌های روان‌شناسی گردید.تحقیقات کمی روان‌شناسی باعث ایجاد طیفی وسیع از روش‌های مشاهده‌ای شامل تحقیقات عمل، کردارشناسی، قوم نگاری،توضیحات آماری، ساختاری شده و بدون ساختار مصاحبهها و مشاهدات شرکت‌کنندگان گردید که منظور آن گردآوری اطلاعات غنی بدون غرض حاصل از آزمایش های سنتی بود. ادامه تحقیقات عام روان‌شناسی انسانی با تحقیق در روش‌های قوم نگار، تاریخی و تاریخ نگارادامه یافت.تست جنبه‌های مختلف عملکرد روان‌شناسی زمینه‌ای فوق‌العاده از روان‌شناسی معاصر است. روان سنجی و روش‌های آماری غالب شامل انواع معروف تست‌های استاندارد شده و همچنین آنهایی که یطور اتفاقی به مقتضی وضعیت و آزمایش شکل گرفته‌اند، می‌باشند.تمرکز روانشناسان آکادمیک احتمالاً به‌طور خالص بروی تحقیق و تئوری روان‌شناسی با هدف فهم بیشتر روانشناسانه در زمینه‌ای مشخص قرار دارد، این در حافهرست که دیگر روانشناسان بروی روان‌شناسی کاربردی کار کرده تا چنین دانشی را برای سود آوری سریع و عملی گسترش دهند. به‌هرحال، این دیدگاه‌ها به‌طور متقابل انحصاری نبوده و بیشتر روانشناسان هم درگیر تحقیقات و هم در بکار بردن روان‌شناسی در مقاطع خاص کار خود مشغول بوده‌اند. در میان بسیاری از انواع رشته‌های روان‌شناسی، هدف روان‌شناسی بالینی توسعه کاربرد دانش روانشناسان و تجارب پژوهش‌ها و روش‌های آزمایش‌ها که آن‌ها به ساخت و بکار بستن ادامه دادند و همچنین بکارگیری موضوعات روان‌شناسی انفرادی یا استفاده از روان‌شناسی جهت کمک به دیگران می‌باشد.زمانیکه زمینه رغبت نیاز به آموزش خاص و دانش تخصصی خصوصاً در زمینه‌های کاربردی دارد، تداعیات روان‌شناسی به‌طور عادی به ایجاد سازمانی حاکم جهت مدیریت نیازهای آموزشی می‌پردازد. به همین شکل، نیازمندی‌ها احتمالاً در درجات دانشگاهی روان‌شناسی قرار دارند، طوری که دانش آموزان بتوانند به کسب علم کافی در زمینه‌های مختلف اقدام نمایند. در کل، زمینه‌های روان‌شناسی عملی که در آن روانشناسان درمان را به دیگران توصیه می‌کنند، همچنین نیاز به اعطای پروانه از سازمان‌های منظم دولتی به روانشناسان نیز احساس می‌شود.آزمایش های کنترل شده [ویرایش]نوشتار اصلی: روان‌شناسی آزمایشیتحقیقات روان‌شناسی آزمایشی در داخل لابراتوار و تحت شرایط کنترل شده انجام می‌پذیرند. تلاش این متد تحقیقات تکیه انحصاری بر کاربرد روش‌های علمی بر ابناء بشر برای فهم رفتار می‌باشد. نمونه‌های چنین معیارهای سنجش رفتاری شامل زمان عکس‌العمل و انواع معیاری‌های روان سنجی می‌گردد. آزمایش‌ها جهت آزمودن یک فرضیه خاص انجام می‌پذیرند.به‌عنوان یک مثال روان‌شناسی آزمایشی، ممکن است ادراک مردم را در زمینه تن‌های صدا بسنجد. خصوصا، ممکن است سؤال زیر پرسیده شود: آیا برای مردم آسانتر نیست که بین یک جفت تن صدا تفاوت قائل شده و آن‌را از دیگر اصوات بر مبنای تکرار آن‌ها تشخیص دهند؟ برای پاسخ به این سؤال امکان عدم اثبات این فرضیه که کلیه اصوات صرفنظر از فرکانس آنها، به‌طور یکسان قابل تشخیص هستند وجود دارد (همچنین بخش تست فرضیه برای توضیح اینکه چرا شخص به‌جای اثبات فرضیه به عدم اثبات آن می‌پردازد، را ببینید.) جهت تست این فرضیه می‌باید یک شرکت کننده در یک اتاق نشانده شده و به یک سری اصوات گوش دهد. چنانچه شرکت کننده بخواهد نسبت به یک صوت عکس‌العمل نشان دهد (مثلاً از طریق فشار دادن یک دکمه)،در صورتیکه فکر کنند که تن آواها شامل دو صدای متفاوت بوده و یک عکس‌العمل دیگر اگر فکر کنند که همان صدا را شنیده‌اند. نسبت پاسخ‌های صحیح به‌عنوان معیار سنجش اینکه آیا کلیه تن‌های آواها به‌صورت یکسان قابل تشخیص بوده یا خیر، بکار می‌رود. نتیجه این آزمایش بخصوص نشانگر بهتر تفاوت اصوات خاص بر پایه درگاه شنیداری انسان می‌باشد.مطالعات همبستگی [ویرایش]یک مطالعه همبستگی از آمارها جهت تعیین اینکه اگر یک متغیر به‌همراه متغیر دیگر مجدداً رخ می‌دهد یا خیر، استفاده می‌نماید. به‌عنوان مثال، ممکن است یک شخص علاقه داشته باشد که بداند آیا سیگار کشیدن با احتمال ابتلا به سرطان ریه در ارتباط هست یا خیر. یک راه ساده پاسخ گفتن به این سؤال آنست که گروهی از افراد سیگاری را در نظر گرفته و نسبت آنهایی را که در یک مدت زمان مشخص به سرطان ریه مبتلا گشته‌اند را برآورد نمائیم. در این مورد خاص، ممکن است نتیجه حاصله حاکی از همبستگی بالای این دو عامل با یک‌دیگر باشد. (قبلاً ثابت شده‌است که توتون اثرات زیانباری بر ریه انسان وارد می‌سازد). به‌هرحال، تنها بر پایه همین رابطه همبستگی، نمی‌توان به‌طور قاطع قضاوت نمود که کشیدن سیگار «علت» ابتلا به سرطان ریه‌است. فقط می‌توان گفت آنهایی که مستعد سرطان هستند بیشتر آنهایی هستند که سیگار نیز می‌کشند. جایگزین سوم آنست که یک متغیر دیگر باعث ایجاد هر دو وضعیت گردد. با مثال روشن نمودن این واقعیت که همبستگی بر علیت دلالت ندارد این مورد را به یکی از اصلی‌ترین محدودیت‌های مطالعات همبستگی تبدیل می‌نماید.مطالعات طولی [ویرایش]مطالعات طولی نوعی روش تحقیق است که به مشاهده یک گروه در یک دوره زمانی مشخص می‌پردازد. به‌عنوان مثال، ممکن است شخصی در نظر داشته باشد که پدیده اختلال در یک زبان مشخص (اس. ال.آی.) را از طریق مشاهده یک گروه از افراد تحت شرایطی خاص و در یک دوره زمانی مورد مطالعه قرار دهد. مزیت این روش آن است که می‌توان چگونگی تاثیر گذاری یک وضعیت در افراد را طی مدت زمان طولانی مورد نظر قرار داد. ولی در هر صورت، از آنجا که نمی‌توان تفاوت‌های فردی اعضاء گروه را کنترل نمود، نتیجه‌گیری در باره کل گروه مشکل خواهد بود.روش‌های روان‌شناسی اعصاب [ویرایش]موضوع روان‌شناسی اعصاب هم بررسی افراد سالم و هم افراد بیمار که به‌طور عام از جراحت مغزی یا بیماری‌های ذهنی رنج می‌برند، می‌باشد.موضوع بررسی رشته‌های روان‌شناسی اعصاب شناخت‌گرا و پزشکی اعصاب و روان شناخت‌گرا بیماری‌های عصبی یا ذهنی از طریق تلاش در استنتاج تئوری‌های عملکرد عادی ذهن و مغز می‌باشد. فعالیت این رشته به‌طور عادی شامل مشاهده تفاوت‌های موجود در زمینه‌های توانائی باقی‌مانده (که بنام «عملکرد عدم همکاری» شناخته می‌شود) است که می‌تواند پاسخی به این سؤال باشد که آیا توانائیها از عملکردهای جزئی تری تشکیل شده و یا توسط یک مکانیسم شناخت‌گرای واحد کنترل می‌گردند.در کل، تکنیک‌های آزمایش‌هایی اغلب مورد استفاده قرار می‌گیرند که بر مطالعات روان‌شناسی اعصاب افراد سالم نیز صدق می‌کنند. این تکنیک‌ها شامل آزمایش های رفتاری، اسکن مغز یا تصویرسازی اعصاب از منظر عملکرد – برای بررسی فعالیت مغز در حین انجام عملی خاص، و تکنیک‌هایی مانند شبیه‌سازی مغناطیسی انتقال جمجمه، که به‌صورتی مطمئن به تغییر عملکرد بخش‌های کوچک مغز جهت بررسی اهمیت آن‌ها در عملیات ذهنی می‌پردازد.مدل‌سازی رایانه‌ای [ویرایش]Neural network with two layersشیبه‌سازی رایانه‌ایابزاری است که اغلب در روان‌شناسی شناخت‌گرا جهت شبیه‌سازی رفتاری خاص با استفاده از یک رایانه بکار می‌رود. این مدل مزیت‌های زیادی دارد. نظر به اینکه رایانه‌های مدرن از سرعتی فوق‌العاده بالا برخوردار هستند، بسیاری از فرآیندهای شبیه‌سازی را می‌توان در مدت اندک اجرا نمود که این خود توان آماری ما را به مقدار بسیار زیاد افزایش خواهد داد. همچنین با استفاده از مدل‌سازی، روانشناسان قادر به تجسم فرضیات در خصوص سازمان عملکردی وقایع ذهنی می‌گردند که این امر به‌صورت مستقیم در انسان قابل رویت نیست.انواع متعددی از مدلسازی در مطالعه رفتار مورد استفاده قرار می‌گیرد. پیوندگرایی ازشبکه‌های عصبی جهت شبیه‌سازی مغز بهره می‌جوید. روش دیگر مدل‌سازی سمبلیک است که اشیاء ذهنی مختلف را با استفاده از متغیرها و قوانین به نمایش درمی‌آورد. انواع دیگر مدلسازی عبارتند از سیستم‌های پویا و اتفاقی.انتقاد [ویرایش]اگرچه جریان روان‌شناسی مدرن به‌طور گسترده در مسیر تلاش‌های علمی قرار دارد، ولیکن این مسیر سابقه مناقشات تاریخی دارد. زمینه برخی از انتقادات روان‌شناسی بر پایه اخلاقیات و فلسفه استوار گردیده‌است. برخی معتقدند روانشناسان با در مرکز قرار دادن ذهن انسان در آزمایش ها و مطالعات آماری، به‌شکل دهی ماهیت آنها پرداخته اند؛ زیرا این روشها با انسان بمانند اشیاء بیجان و چیزهایی که با آزمایش مورد بررسی قرار گرفته برخورد می‌کنند. گاهی اوقات روان‌شناسی به‌عنوان ابزار از بین بردن خصایص انسانی، بی توجهی یا بی ارزش کردن هر آنچه برای ابناء بشر لازم است، تلقی می‌گردد.یک انتقاد مشترک از روان‌شناسی به نامتعادل بودن آن به‌عنوان یک علم بر می‌گردد. نظر به اینکه تکیه بعضی از زمینه‌های روان‌شناسی بر روش‌های تحقیقات «ضعیف» از قبیل زمینه‌یابی و پرسشنامه قرار دارد، برخی گفته‌اند که این زمینه‌های روان‌شناسی به‌اندازه‌ای که خود روان‌شناسی ادعا می‌کند علمی نیستند. روش‌هایی از قبیل درون‌گرایی و تحلیل متخصص، که توسط برخی روانشناسان مورد بهره‌برداری قرار دارند، به‌صورت باز با مسأله ذهنیت برخورد نموده و بر پایه مشاهده قرار دارند. در اینجا سؤال مطروحه آنست که آیا بایست روان‌شناسی را به‌عنوان علم طبقه بندی نمود یا خیر زیرا عواملی مانند عینیت، اعتبار، جامدیت به‌عنوان معیارهای کلیدی وجوب تجربه و علم به شمار می‌آیند. از این جهت برخی شاخه‌های روان‌شناسی دارای این معیارها نیستند. از سوی دیگر، استفاده گسترده تر از کنترل‌های آماری و طراحی‌های تحقیقات که به‌صورت فزاینده‌ای پیچیده می‌گردند، تحلیل‌ها، روش‌های آماری و همچنین عدم استفاده از روشهای مشکل دارتر مانند درون‌گرایی، حداقل در بخش‌های روان‌شناسی دانشگاه‌ها، باعث کاهش سطح انتقاد نسبت به آنچه درگذشته بود گردیده‌است.برخی سؤال می‌کنند که آیا ذهن تابع تحقیقات کمی علمی خواهد شد. و برخی منتقدین نیز به طرح تنوع زیاد تئوری‌های روان‌شناسی که مخالف سر سخت نحوه کارکرد ذهن هستند، پرداختند. انتقاد وارده شده دیگر بر روان‌شناسی مدرن بی اعتنائی آن به روحانیت و خود روح است.همچنین انتقاداتی از سوی پژوهندگان تجربی روان‌شناسی در خصوص شکاف میان تحقیق و تمرینات بالینی در روان‌شناسی طرح گردیده‌است. یک روند جدید شامل رشد درمان‌های غیر علمی مانند برنامه ریزی زبانشناختی عصبی، تولد مجدد و درمان آغازینمی‌گردد که توسط برخی سازمان‌های روان درمانی توسعه می‌یابند. سازمان‌هایی از قبیل مرکز بررسی علمی تمرینات سلامت ذهن برای افزایش سطح آگاهی و تحقیق در خصوص این رشته بوجود آمده‌اند. [پایگاه اینترنتی ایران نمایه یک منبع خوب برای جستجوهای تخصصی بیشترhttp://www.irannamaye.ir]زیرشاخه‌های روان‌شناسی [ویرایش]روان‌شناسی یادگیریروانشناسی کمی (روانسنجی)این رشته یکی از گرایشهای رشته روانشناسی است که نسبت به دیگر شاخه‌های روانشناسی تفاوت محسوسی دارد. چراکه داشتن سواد و بنیه آمار و ریاضی شرط موفقیت در این رشته به شمار می‌آید. از نظر کاری دانش‌آموختگان این رشته و به‌ویژه افراد علاقه مند که توان کاری بالایی داشته اند توانسته اند در بخش‌های مربوط به پژوهش و تحقیق در سازمان‌ها و موسسات عالی جذب شوند. نیاز به این رشته بیش از بیش در جامعه ایران ضرورت دیده می شود. چراکه همه مجلات و بخش پژوهش دانشگاه‌ها نیاز به این دارند که مقاله آنها از نظر پژوهشی مسیر درستی را پیموده باشد. این رشته در ایران در دانشگاه علامه طباطبایی در دو سطح ارشد و دکترا تدریس می شو. اساتید بزرگی همچون محمدرضا فلسفی نژاد و دکتر علی دلاور در این دانشگاه در حوزه روش تحقیق و سنجش و اندازه گیری مشغول پژوهش و تدریس می باشند.[[روان‌شناسی عمومی]روان‌شناسی اجتماعیﺭﻭاﻧﺸﻨﺎﺳي ﻭﺭﺯﺵروان‌شناسی جنسیروان‌شناسی رشدروان‌شناسی خوابروان‌شناسی داخلیروان‌شناسی شناختیروان‌شناسی بالینیروان‌شناسی تجربیروان‌شناسی تربیتیروان‌شناسی صنعتیروان‌شناسی فیزیولوژیکروان‌شناسی کارروان‌شناسی هنرروان‌شناسی دینروان‌شناسی خانوادهروان‌شناسی جناییروان‌شناسی تکاملیروان‌شناسی موفقیتروان‌شناسی تحلیلی (یونگ)روانکاوی (فروید)روان‌شناسی فردی (آدلر)روان‌شناسی خلاقیتروان‌شناسی کودکان استثناییروان‌شناسی رفتار متقابل (اریک برن)روان‌شناسی خود (هاینز کوهات)روان‌شناسی صنعتی و سازمانیفراروان‌شناسیروان‌پزشکیروان‌شناسی مشاوره

سرطان چیست؟

                                            سرطان چیست؟

 
سلول واحد اساسی و ساختمانی حیات است که همانند کیسه ای است حاوی پروتئین‌ها، اسیدهای چرب، کربوهیدراتها و ماده حیات به نام دی ان ای ( DNA). قابلیت رشد، تکثیر و همانندسازی از ویژگی های سلول های زنده است. ساختار ژنتیکی هر سلول سرعت رشد، تقسیم و زمان مرگ آن را تعیین می کند. در حالت طبیعی، جایگزینی سلولهای فرسوده با سلولهای جوان از یک برنامه منظم تبعیت می کنند و فرایند رشد و تجدید سلولی به طور ثابت در بدن اتفاق می‌ افتد.


سرطان نوعی بیماری است که در آن سلول‌ها توانایی تقسیم و رشد عادی خود را از دست می ‌دهند و این موضوع منجر به تسخیر، تخریب و فاسد شدن بافت‌های سالم می ‌شود. از اجتماع این سلول‌های سرطانی و تخریب سلول‌های بافت‌های سالم توده ‌ای به نام تومور ایجاد می‌شود. اگر تومور به لایه‌‌ای محدود ختم شود و به سایر بافت‌ها و ارگانها سرایت نکند تومور خوش ‌خیم (غیرسرطانی‌) است و اگر تومور گسترده شده یا به طور بالقوه قابلیت پخش شدن و احاطه کردن سایر بافتها و ارگانها را داشته باشد بدخیم یا سرطانی نامیده می‌شود. برخی از شکل های سرطان متاستاز (Metastasize) می‌کنند به این معنی که خصوصیت تهاجمی پیدا کرده و به سایر بافت‌های بدن، عمدتا از طریق خون و لنف، سرایت می‌کنند و تومورهای جدیدی را ایجاد می‌کنند.

حقایقی در رابطه با سرطان

۱- بیش از ۱۰۰ نوع سرطـان  شناسایی شده است و این سرطــان ها در هر قسمتــی از بدن می تواند تظاهر پیدا کنند.
۲- مرگ ناشی از سرطان در سال ۲۰۰۵ ، ۶/۷ میلیون نفر بوده است که ۱۳% از کل ۵۸ میلیون مرگ در سراسر جهان را به خود اختصاص می دهد.
۳- بیش از ۷۰% تمام مرگ های ناشی از کانسر در کشورهای کم درآمد یا با در آمد متوسط اتفاق می افتد .
۴- ۵ سرطان شایع و کشنده در مردان در سراسر جهان عبارتند از ریه ـ معده ـ کبد ـ کولورکتال و ازوفاگوس ( مری).
۵- ۵ سرطان شایع و کشنده در زنان به ترتیب عبارتند از سرطان سینه ـ ریه ـ معده ـ کولورکتال و سرویکس.
۶- مصرف دخانیات بزرگترین و تنها عامل قابل پیشگیری از سرطان ها در جهان می باشد.
۷- یک پنجم کل سرطانهای سراسر جهان با یک عفونت مزمن، برای مثال ویروس پاپیلوهای انسانی (HPV) که باعث کانسر سرویکس می شود و ویروس هپاتیت B (HBV) که باعث کانسر کبد می شود در ارتباط است.
۸- یک سوم کانسر ها اگر در مراحل اولیه تشخیص داده و به اندازه کافی درمان شوند، قابل درمان می باشند.
۹- درصورتیکه  دانش فعلی در رابطه با کنترل درد و درمان نگهدارنده یک سرطان وجود دارد، بایدنسبت  به تسکین درد آنها کمک شود.
۱۰- ۴۰% سرطان ها عمدتاً بوسیله عدم مصرف دخانیات، داشتن تغذیه سالم، انجام فعالیت بدنی و پیشگیری از عفونت هایی که ممکن است منجر به کانسر شوند، قابل پیشگیری هستند.

۳۴۳۸۳۵۱۳۶۲.jpg

رشد سرطانی یا بدخیم زمانی اتفاق می‌افتد که:

برخی از سلول‌ها به طور غیرقابل کنترل شروع به تکثیر کنند.

بخش‌ هایی که به طور طبیعی عهده‌ دار دفاع از بدن هستند مانند سیستم ایمنی بدن قادر به پیشگیری از تقسیم بی ‌رویه نباشند.

تعدادی از سلولهای غیرطبیعی از نظر اندازه بزرگ و بزرگ‌ تر ‌شوند.

در مجموع چهار گروه ژن مسئول تقسیم سلولی به شمار می‌روند:

۱- آنکوژن‌ها (ژن‌های عامل تومور) (Oncogene) که در شرایط عادی در فرستادن پیام به سلول برای تکثیر نقش دارند. اختلال و تغییر در این سلول‌ها منجر به تکثیر نامنظم سلول شده و سلول سرطانی بشمار می‌رود.

۲- ژن‌های سرکوبگر تومور- (Tumour suppressor genes) این ژن‌ها پروتئین‌های خاصی را تولید می‌کنند که در شرایط عادی وظیفه معکوس آنکوژن‌ها را داشته و به سلول پیام توقف تکثیر می‌دهد. یکی از مهم‌ترین ژن‌های این گروه ژنی‌ به نام p۵۳ است.

۳- ژن‌های خودکشی – (Suicide genes) خودکشی سلول‌ها یا مرگ سلول یکی از مهم ‌ترین عوامل پیچیده سلولی است که به سلول توانایی خودکشی در شرایط غیرمعمول را می‌دهد تا مانع شیوع تکثیر و آسیب‌دیدگی به سایر سلول‌ها ‌شود. هنگامی که ژن‌های خودکشی آسیب پیدا کنند دیگر قادر به فعالیت خود برای نابود کردن سلول معیوب نبوده و سلول سرطانی محسوب می‌شود.

۴- ژن‌های ترمیمی دی ان ای- (DNA repairing genes) این ژن‌ها مسئول ترمیم دی ان ای آسیب دیده و معیوب هستند که با ترشح پروتئین‌های متفاوت زمینه ترمیم دی ان ای آسیب دیده را فراهم می کنند. اما زمانی که خود این ژن های ترمیمی دی ان ای آسیب می بینند، سلول، دیگر توانایی ترمیم خود را از دست داده و اختلالات ژنتیکی و ترمیم نشدن دی ان ای منجربه سرطان می‌شود.

سبب شناسی سرطان

سرطان یک فرایند پویا است که توسط متغیرهای ناشناخته و مستقل متعددی موجب تغییرات مولکولی سلول شده و منجر به تداخل در سیستم تکثیر سلول می‌شود.

اولین تغییر سلولی آشکار در پیدایش سرطان، تراریختی و تغییر شکل سلول است. عواملی که به ایجاد سلولهای سرطانی کمک می‌کنند عبارتند از:

استعداد میزبان: عوامل ژنتیکی از جمله نقایصی در کروموزوم‌ها و یا انتقال ژن معیوب به جنین

عوامل ایمنولوژیک(ایمنی): مانند نارسایی مکانیسم ایمنی طبیعی بدن

داروهای سرکوبگر ایمنی: موجب سرکوب مکانیسم ایمنی طبیعی شده و زمینه‌ ابتلا به سرطان را فراهم می کنند

عوامل محیطی: تماس با مواد سرطان‌زا مانند آزبست، پرتونگارها و رادیوم‌ـ پرتوهای یونیزه شامل امواج الکترومغناطیسی

ویروسهای القا کننده سرطان: ویروسهایی هستند که قابلیت تغییر دادن شکل سلولی را که آلوده می‌کنند، دارند و در نتیجه منجر به تکثیر خارج از کنترل سلول‌های مورد نظر می‌شوند. این تکثیر فزاینده موجب تومور یا سرطان می‌شود.

عوامل ترشح هورمونی: عوامل ترشح هورمونی اغلب موجب تسریع روند بدخیمی بیماری می‌شود.

چرا خطر سرطان در افراد مسن افزایش پیدا می‌کند؟ 
سلول‌های بنیادی در افراد پیر قدرت تولید سلولهای ایمنی کمتری دارند. مغز استخوان در بدن افراد مسن سلولهای ایمنی کمتری تولید می‌کند، بنابراین احتمال به سرطان خون در افراد مسن بالاتر است. محققان بر روی موش‌های آزمایشگاهی جوان سلول‌های بنیادی پیر پیوند زدند. آنها انتظار داشتند که سلول‌های بنیادی پیر بعد از پیوند همان توانایی سلول‌های جوان را داشته باشند و سلول‌های ایمنی تولید کنند ولی سلولها درست مثل سلولهای پیر رفتار کردند. یکی از پژوهشگران در مقابل این عکس‌العمل سلول‌ها گفت اگر تفاوت سلول‌های بنیادی پیر و جوان را بدانیم در آن صورت می‌توان سلولهای پیر را وادار به جوان شدن کرد. با این دانش کارایی ایمنی دفاعی بدن افراد پیر را می‌توان بهبود بخشید و از سرطان خون جلوگیری کرد.

الگوهای درمان سرطان

تا کنون بیش از ۲۰۰ نوع مختلف سرطان شناخته شده است. این سرطان ها می‌توانند بافتهای مختلف بدن را احاطه کنند.

هر نوع سرطان عوامل، مشخصات و همچنین درمان خاص خود را دارد اما روش های اصلی درمان سرطان عبارتند از:

ا- جراحی
۲- رادیوتراپی
۳- شیمی درمانی
۴- هورمون درمانی
۵- ژن درمانی

کاربرد شکل های جدید اشعه همانند پرتوهای لیزر که به بافت‌ های طبیعی صدمه نمی ‌زنند و توسعه انواع هورمون درمانی به تنهایی و یا در ترکیب با سایر درمان‌ها از پیشرفتهای مهم در خصوص پیشگیری و درمان سرطان به شمار می رود. اخیرا موفقیتهای تشخیص و درمان سریعتر بیماران، تکامل روشهای جدید تشخیصی و درمانی مانند شیمی درمانی و هورمون درمانی و الگوهای معاینات ادواری و عمومی سرطان توانسته مرگ و میر ناشی از این بیماری را کاهش دهد.

دستاوردهای‎ جدید در درمان‎‎ سرطان

 تحقیقات دانشمندان نشـان داد , دارویی که برای درمان سرطان سگ ها تولیـد شده ممکن است در انسان ها نیز موثر واقـع شود.

پزشکان دانشکده پزشکی هاروارد می گویند ” داروی آزمایشی اس یو ۱۱۲۴۸ احتمـالا بـرای مقابله با سرطان های ریه , سینه و کلـیـه موثر خواهد بود.”

این دارو مـانـع از آن مـی شـود کـه پروتئین موسوم به وی ئی جی اف موجـب رشـد رگ های خونی شود.
تومورهای سرطانی به رشد رگ های خونی وابسته اند و بدون آنها به سرعت با کمبود اکسیژن مواد مغزی روبرو می شوند.

قرار است آزمایش وسیعی برای بـررسـی امکان استفاده از داروی اس یو ۱۱۲۴۸ برای درمان تومورهای استرومائی معده ای و روده ای که هر سال حدود هزاران نفر به آن مبتلا می شوند در امریکا آغاز شود.

پزشکان دانشگاه هاروارد  گزارش دادند این دارو مـوجـب کـوچـک شـدن تومورها در ۶۰ نفر از ۹۰ بیمار مبتـلا بـه سرطان استرومای معـده ای و روده ای شـد , گرچه این افراد کامل درمان نشدند اما وضع آنان بهبود یافت.

خواص ضد سرطانی عصاره یک گیاه شبیه نعناع

پژوهشگران میگویند از عصاره برگهاى یک گیاه چینی شبیه نعناع میتوان در مبارزه با سرطان بهره گرفت .
به گزارش پایگاه اینترنتی بی بی سی نیوز، دانشمندان از عصاره گیاهbarbatascutellaria دارویی تهیه کرده اند که با نابودى عروق خون رسان تومورها اثر میکند.

عوارض جانبی این دارو در مقایسه با داروهاى متعارف که علاوه بر سلولهاى سرطانی، سلولهاى سالم را نیز مورد هدف قرار میدهند کمتر است .

پروفسور آلن مکگوان و همکارانش از دانشگاه سالفورد امیدوارند آزمایش انسانی این دارو را هر چه زودتر آغاز کنند.

این دارو در محیط آزمایشگاه بر روى سلولهاى سرطانی بدست آمده از سرطان سینه و ریه آزمایش شده است .
این دارو عروق خون رسان تومور را مورد حمله قرار میدهد و با جلوگیرى از رسیدن اکسیژن و مواد غذایی موجبات نابودى سرطان را فراهم میآورد.

دکتر سیلوى داکی میگوید هدف قرار دادن عروق خون رسان مانع از تغذیه تومور و در نتیجه گسترش تومور میشود.
این دارو تنها عروق خون رسان تومور را هدف قرار میدهد و آسیبی به عروق خون رسان بافتهاى سالم نمیرساند.

درمانهاى متعارف علاوه بر سلولهاى تومور سلولهاى سالم را نیز مورد هدف قرار میدهد که عوارض جانبی بسیارى به همراه دارد.

تمام سرطانها براى بقا و رشد نیاز به خون رسانی دارند. اگر دانشمندان بتوانند عروق خون رسان تومور را هدف قرار داده و نابود کنند، به شیوه اى دست خواهند یافت که در مورد همه انواع سرطانها در کودکان و بزرگسالان کارایی خواهد داشت .

محققان در شیوه جدید با ترکیب داروها به نتایج بهترى دست یافتند. استفاده از این گیاه در طب سنتی چین براى درمان بیماریهاى گوناگونی مانند برخی انواع سرطانها تاریخ طولانی دارد.
چاقی و افزایش خطر سرطان در زنان
زنان چاق ممکن است به انواع ویژه سرطان مبتلا شوند. سرطان رحم در زنان چاق بیش از زنانی که وزن بدن آنها طبیعی است رایج است. این می تواند بدین علت باشد که بدن زنان چاق استروژن بیش از اندازه تولید     می کند همچنین احتمال زیادی وجود دارد که زنان چاق به سرطان پستان کولون و راست روده مبتلا شوند. به نظر می رسد که این موضوع با رژیم غذایی رابطه ی مستقیم دارد، زیرا این نوع سرطان احتمالاً با خوردن غذاهایی در ارتباط است که بدون فیبر بوده ولی چربی و کالری خیلی زیادی دارند. خوشبختانه ، در صورتی که از وزن خود بکاهید خطر ابتلا به این سرطان ها نیز کاهش می یابد.

متوقف کردن سرطان در سرچشمه
 هیچ یک از نظریه های جدید نتوانسته اند ریشه های گره خورده بیش از ۱۰۰ بیماری عجیب و غریب که ما آنها را سرطان می نامیم گره گشایی کنند.

همه این نظریات نیاز به اضافه کردن نقش پدیده ای اپی ژنتیک دارند که احتمال دارد بسیار کلیدی باشد اما همچنان اسرارآمیز باقی مانده است. تعیین این که کدام یک از ایده ها صحیح تر از دیگران است بسیار مهم می نماید، چرا که پذیرش هر یک از آنها پیش بینی های متفاوتی را برای درمان وارد کرده و کمک می کند تا موفقیت علیه سرطان های شایع و کشنده بیشتر شود.زمانی در آینده علم پاسخ قطعی به پرسش علت ایجاد سرطان را خواهد داد. به احتمال زیاد این پاسخ، یک پاسخ بسیار پیچیده باشد و امیدهای ما را از داروهایی که بیماری را معالجه می کنند به درمان هایی که از ایجاد آن پیشگیری به عمل می آورند تغییر می دهند. حتی بدون فهم دقیق علت آن، پزشکان دریافته اند که به نظر می رسد مصرف روزانه آسپیرین باعث جلوگیری از سرطان راست روده در بعضی بالغین می شود. اثر اندک، اما گامی است برای حرکت از شیمی درمانی به یک آلترناتیو بهتر: شیمی پیشگیری.

کشف ژن آسیب پذیر هنگام استفاده از داروی ضد سرطان MTX 
محققان دانشگاه Queen، طی تحقیقاتی که به انجام رساندند توانستند آزمایش بر روی کرم میوه، ژن تأثیر پذیر هنگام استفاده از دارویی که منجر به بروز نقص عضو در حین تولد می شود را کشف کنند
. به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از مجله Toxicalogical Sciences دارویی موسوم به MTX از جمله داروهای پرطرفداری است که برای درمان سرطان و بیماری‌هایی همچون سل پوستی و آرتروز روماتیسمی تجویز می‌شود. پس از مصرف، این دارو برای مدت‌های طولانی در بدن باقی مانده و سبب بروز نقص عضو هنگام تولد در نوزادانی می‌شود که مادرانشان قبلاً از این دارو مصرف کرده‌اند. محققان با استفاده از این کرم‌ها توانستند ژنی را که این دارو روی آن تأثیر می‌‌گذارد کشف کنند، این یافته جدید به دانشمندان این امکان را می‌دهد که به کشف روش‌های درمانی مؤثری برای درمان این نقص عضو‌های ناخواسته بپردازند. پیش از این نیز از کرم‌‌های میوه در تحقیقات و بررسی‌ها روی بیماری‌هایی چون سرطان، بیماری‌های عصبی و بیماری‌های مربوط به کهولت سن استفاده شده بود. نتایج کامل این تحقیقات در چاپ سال آینده مجله Toxicalogical Sciences منتشر خواهد شد.

دانشمندان دانشگاه Chapel Hill ، ادعا می کنند موفق به کشف ژنی در ویروس Epstein_Barr  شده اند که در پیشرفت سرطان موثر است . 
ویروس Epsetein_Barr ، که نوعی ویروس تبخال در انسان است رابطه مستقیمی با ایجاد سرطان خون و همچنین غده های سرطان مرکب از بافت‌های لنفاوی دارد . این نتایج حاصل آزمایشات انجام شده روی موش هایی بود که به علت نقص سیستم ایمنی به ویروس Epstein _ Barr ، آلوده شده بودند و این ویروس قادر است پس از مدت زمانی کوتاه تغییر ماهیت داده ،‌ژن خود را از دست بدهد و سپس این ژن آزاد شده قادر است یک سلول آلوده را از بین ببرد و ویروس های جدید تولید کند .

محققان روشی را به ثبت رسانده‌اند که آنان را قادر می‌سازد جلوی گسترش آلودگی ناشی از ویروس‌های تغییر ژن داده شده را بگیرند.

۳۰۱۰۷۷۵۸۵۴.jpg

این ویروس همواره تلاش‌های پزشکان مبنی بر استفاده از ژن درمانی در برابر تومورهای سرطانی را از بین می‌برند، در واقع مشکل واقعی از آنجایی ناشی می‌شود که ویروس‌هایی که حامل ژن ضد توموری باشند از تومورهای سرطان خارج می شوند و بافت‌های دیگر بدن را نیز آلوده می‌کنند. در همین راستا محققان تلاش کرده‌اند، تا به طریقی از خروج این ویروس‌ها از بافت‌های سرطانی جلوگیری به عمل آوردند بنابراین دست به تولید نوعی پلیمر سازگار به شرایط بدن ساخته‌اند که در دمای ۳۹ درجه فارنهایت به صورت مایع بوده و وقتی در دمای بدن قرار می‌گیرد به صورت ژلی در می‌آید که جلوی انتقال ویروس‌ها از طریق خون به قسمت‌های دیگر بدن را می‌گیردو با استفاده از این روش ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ بار می‌توان جلوی انتقال این ویروس‌ها را گرفت که این خود برای حل این مشکل کفایت می ‌کند.

پیشگیری از سرطان سینه توسط آسپیرین یا بروفن 
بر اساس یک مطالعه جدید ، استفاده منظم از بروفن و آسپیرین احتمال سرطان سینه را در زنان کاهش می دهد . انستیتو کانسر آمریکا بر مبنای مطالعات انجام شده به این نتیجه رسیده است که مصرف هفتگی داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی ( NSAIDs ) اثرات قابل توجهی در کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه داشته است . این تحقیقات نشان می دهد حتی زنانی که احتمال ابتلا به سرطان در آنها زیاد است بوسیله ( NSAIDs ) محافظت می شوند . هر چند برای قطعی کردن این موضوع نیاز به بررسی بیشتری می باشد .
در بررسی بعمل آمده نشان داده شد ۸۰۷۴۱ زن یائسه که بمدت ۹-۵ سال بطور هفتگی دو عدد یا بیشتر داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی مصرف می کردند به میزان ۲۱ درصد احتمال سرطان سینه در آنها کاهش یافت . همچنین احتمال ابتلا به سرطان در زنانی که که بیش از ۱۰ سال دارو مصرف کرده بوند نسبت به زنانی که دارو نگرفته بودند ۲۸ درصد کاهش یافت .
محققین مشاهده کردند که بروفن در پیشگیری از سرطان سینه مؤثرتر از آسپیرین می باشد ( ۴۹ درصد در مقابل ۲۱ درصد ) همچنین نشان داده شد که استفاده منظم از آسپیرین با مقدار کم ( کمتر از ۱۰۰ میلیگرم )‌ در پیشگیری تأثیری نداشته است .
هدف از استفاده دارو جهت پیشگیری از سرطان سینه یا سرطانهای دیگر پیدا کردن یا تولید داروهای اختصاصی با حداقل مسمومیت است که مانع پیشرفت سرطان شده و یا آنرا درمان کند .
مکانیسم عمل 
اولیه این داروها سرکوبی آنزیمی بنام COX-2 می باشد که در اکثریت سرطانهای سینه فعالیت بیش از حد معمول دارد . مطالعات اخیر نشان داده اند که آنزیم COX-2 ممکن است در وقایع بیولوژیک متعدد در طی روند ایجاد تومور مؤثر باشد . بنابراین ، این آنزیم هدف احتمالی برای جلوگیری و احتمالاً درمان تعدادی از سرطانها می باشد .
در مطالعه ای که بر روی نزدیک به ۸۱۰۰۰ خانم یائسه ۷۹-۵۰ ساله انجام شد اثرات استفاده طولانی مدت از داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی در کاهش خطر سرطان سینه به اثبات رسید .
پیش بینی می شود که در سال ۲۰۰۳ بیش از ۲۱۲۶۰۰ مورد جدید سرطان ریه تشخیص داده شود و تقریباً ۴۰۰۰۰ بیمار به این علت فوت کنند . سرطان سینه دومین علت مرگ و میر بعلت سرطان در زنان می باشد .
 

رد شدن نظریه خلق الساعه(پیدایش خود به خودی ماده زنده)

                             باطل شدن نظریه خلق الساعه توسط لویی پاستور 

لویی پاستور دانشمند ، پزشك ، شیمیدان ، زیست شناس و باكتری شناس بزرگ فرانسوی در دهكده ی دل (Dole) ناحیه ی ژورا زاده شد . او در دوران كودكی هیچگونه هوش زیادی از خود نشان نمی داد ولی بسیار كوشا و بردبار بود. به خاطر اینكه از استادان خود پرسش های شگفت آوری می كرد ، از گروه شاگردان نخبه و ارزنده به شمار می رفت .
 پاستور در جهان به پدر میكروبیولوژی (میكروب شناسی) مشهور است . نام او در میان اندیشمندان و نیكوكاران جهان ،‌همیشه به یادگار خواهد ماند .
آزمایشهای مشهور پاستور كه منجر به باطل شدن نظریه خلق الساعه شدند :
آزمایش اول :

پاستور لوله ای شیشه ای برگزید و درون آن مقداری پنبه قرار داد . سپس با كمك تلمبه ای ، مقداری هوا به درون لوله كشید . سطحی از پنبه كه هوا از آنجا وارد لوله می شد ، رفته رفته رو به تیرگی گذاشت تا اینكه به كلی سیاه شد .
  پاستور این پنبه را در مخلوطی از اتر و الكل وارد ساخت و آنچه را كه در ته محلول رسوب كرده بود زیر میكروسكوپ ساده ی خود بررسی كرد .
در این بررسی مشاهده كرد كه ذره های گوناگون گرد و غبار ،‌گرده های گل ها ،‌ باكتری ها ی فراوان ، هاگهای گوناگون و حتی تارهای پشم در رسوب وجود دارد .

پاستور از نخستین آزمایش خود نتیجه گرفت : هوا میكروب های فراوان دارد .

آزمايش دوم :

پاستور مقداري آبگوشت كه در آن گوشت بدون چربي پخته و آب وجود داشت و محيط غذايي مناسبي براي ميكروب ها به شمار مي رفت را در شيشه ي دهانه بازي ريخت و آن را در مجاورت هوا قرار داد . پس از چند روز آبگوشت گنديده شد . او آبگوشت گنديده را زير ميكروسكوپ ساده ي خود نگاه كرد و آن را پر از ميكروب يافت .

پاستور براي اينكه اطمينان حاصل كند كه ميكروب هاي هوا سبب گنديدگي آبگوشت شده اند ، مقداري از آبگوشت تازه را در شيشه ي دهانه باريكي ريخت و پس از جوشاندن ، دهانه ي شيشه را گرما داد تا گداخته شد و با اين كار دهانه ي آن را بست .

اين آبگوشت مدت ها بدون آنكه گنديده شود ، همچنان سالم باقي ماند . پاستور از اين آزمايش نتيجه گرفت :جوشاندن آبگوشت ، ميكروبهاي هوا را كه عامل گنديدن آبگوشت هستند ،از بين مي برد .

آزمايش سوم :

پاستور براي يافتن اطمينان بيشتر از اينكه ميكروب هاي هوا سبب آلوده شدن آبگوشت شده اند ، يك بالون انتخاب كرد و در آن آبگوشت ريخت و جوشاند . سپس ظرف و آبگوشت جوشيده ي درون آن را توسط يك لوله ي خميده ،  در معرض هوا قرار داد .مدت ها گذشت و فسادي حاصل نشد . در اين آزمايش ،لوله ي خميده ،‌ مانع ورود ميكروب هاي زنده ي هوا به درون آبگوشت شده بود .

سپس پاستور با خم كردن ظرف ، مقداري از آبگوشت را وارد لوله ي خميده ي متصل به ظرف آبگوشت كرد  . سپس اين آبگوشت موجود در لوله را با خم كردن مجدد ظرف ، به ظرف آبگوشت برگرداند . پس از مدتي آثار فساد و گنديدگي در آبگوشت ظاهر شد .پاستور نتيجه گرفت :
آبگوشت خودبخود گنديده نمي شود ، بلكه ميكروبهايي كه در ناحيه خميده لوله قرار داشته اند باعث گنديدن آبگوشت شده اند .

مقاومت مخالفان پاستور :

معتقدين به خلق الساعه به آزمايشهاي پاستور اين ايراد را وارد كردند كه :
  گرما دادن آبگوشت شرايط محيطي لازم براي خلق الساعه را از بين مي برد . و اگر گرما وجود نداشته باشد ، حتما همه ي ميكروب ها به وجود خواهند آمد .
 پاستور براي رفع اين ايراد آزمايشي ديگر انجام داد كه به آزمايش چهارم پاستور مشهور است . با اين آزمايش ديگر شكي باقي نماند كه نظريه خلق الساعه باطل است .

آزمايش چهارم :

پاستور ظرفي شيشه اي مطابق شكل تهيه كرد . اين ظرف را قبلا گرما داد تا بدون ميكروب شود  . سپس دهانه ي بالايي آن را از پنبه ي استريل (بدون ميكروب) پر كرد . نوك تيز لوله و پهلوي شيشه را با الكل پاك كرد و پوست گردن اسبي  را هم با الكل پاك كرد . سپس نوك تيز شيشه را به سياهرگ گردن اسب فرو كرد و كاري كرد كه سر آن بشكند . (كاري شبيه توليد سوزن سرنگ) . 
  پاستور از بالاي پنبه هواي درون شيشه را با تلمبه بيرون كشيد .در نتيجه ي بيرون كشيده شدن هواي شيشه و ايجاد خلاء نسبي ، خون سياهرگ گردن اسب به درون شيشه سرازير شد . هنگامي كه مقدار كافي خون اسب درون شيشه جمع شد ، پاستور با احتياط  لوله ي نوك تيز را از گردن اسب بيرون آورد و بلافاصله نوك لوله را يست .

خون درون شيشه مدت ها بدون آنكه گنديده شود بلقي ماند و حال آنكه اگر خون در مجاورت هوا قرار مي گرفت فوراً فاسد مي شد .پاستور در آزمايش چهارم بدون گرما دادن خون مانع آلوده شدن آن به ميكروب شد و ثابت كرد : خون خودبخود ميكروب (موجود زنده) توليد نمي كند .

امام رضا

7مهرماه سالروز میلاد امام هشتم گرامی باد

                                                                


            

         


زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

 

مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

 

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.

 

پدر و مادر امام:

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

 

تولد امام:

حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت."(2)

 نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.(3)

 

زندگی امام در مدینه:

حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

 امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند."

 

امامت حضرت رضا (علیه السلام):

امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماییم.

 یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌گوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: "آیا می‌دانید من کیستم؟" گفتم: "تو آقا و بزرگ ما هستی." فرمود: "نام و لقب من را بگویید." گفتم: "شما موسی بن جعفر بن محمد هستید." فرمود: "این که با من است کیست؟" گفتم: "علی بن موسی بن جعفر." فرمود: "پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد."»(4) در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى ‌اکرم نقل می‌کند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم می‌فرمودند که "عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد."

 

اوضاع سیاسی:

 مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:

 ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.

1-      پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.

2-      پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.

 مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبت‌های اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوشش‌های فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) می‌شد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو می‌توانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم.

اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرده بود و خود در مرو اقامت گزید و فضل ‌بن ‌سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افکار عمومی مسلمین به سوی خود، و کسب حمایت آنها موفق گردیده بودند و دلیل آشکار بر این مدعا این است که هر جا علویان بر ضد حکومت عباسیان قیام و شورش می‌کردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به یاری آنها بر می‌خواستند و این، بر اثر ستم‌ها و نارواییها و انواع شکنجه‌های دردناکی بود که مردم و بخصوص علویان از دستگاه حکومت عباسی دیده بودند. از این رو مأمون درصدد بر آمده بود تا موجبات برخورد با علویان را برطرف کند. بویژه که او تصمیم داشت تشنجات و بحران‌هایی را که موجب ضعف حکومت او شده بود از میان بردارد و برای استقرار پایه‌های قدرت خود، محیط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا دست به خدعه‌ای بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند، زیرا حساب می‌کرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت می‌نگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی می‌کردند و او را به عنوان جانشین امام می‌پذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام می‌دانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت می‌شد جاذبه و مشروعیت خود را از دست می‌داد.

 او می‌اندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌گردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمی‌شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان می‌کرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست می‌دهد.

 

سفر به سوی خراسان:

مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعه‌نشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال می‌داد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر می‌شد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می‌دادند.

 

حدیث سلسلة الذهب:

در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می‌فرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: "کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم."

 این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه لااله‌الاالله که مقوم اصل توحید در دین می‌باشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام می‌باشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌دانند.

 

ولایت عهدی:

باری، چون حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (علیه السلام) ندیدم." پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی." مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون ‌الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم." مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی."

 

جنبه علمی امام:

مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بی‌همتای امام را در میان ایشان می‌دید می‌خواست تا این قداست و اعتبار را خدشه‌دار سازد و از جمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظره‌ای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند که  شرح یکی از این مجالس را می‌آوریم:

 "برای یکی از این مناظرات، مأمون فضل بن سهل را امر کرد که اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کند تا با امام به مناظرهبنشینند. فضل نیز اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمین وقت را دعوت کرد. مأمون هم آنها را به حضور پذیرفت و از آنها پذیرایی شایانی کرد و به آنان گفت: "دوست دارم که با پسر عموی من (مأمون از نوادگان عباس عموی پیامبر است که ناگزیر پسر عموی امام می‌باشد.) که از مدینه پیش من آمده مناظره کنید." صبح روز بعد مجلس آراسته‌ای تشکیل داد و مردی را به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد و حضرت را دعوت کرد. حضرت نیز دعوت او را پذیرفتند و به او فرمودند: "آیا می‌خواهی بدانی که مأمون کی از این کار خود پشیمان می‌شود." او گفت: "بلی فدایت شوم." امام فرمودند: "وقتی مأمون دلایل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجیل از خود انجیل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئین بزبان ایشان و بر آتش‌پرستان بزبان فارسی و بر رومیان به زبان رومی‌شان بشنود و ببیند که سخنان تک ‌تک اینان را رد کردم و آنها سخن خود را رها کردند و سخن مرا پذیرفتند آنوقت مأمون می‌فهمد که توانایی کاری را که می‌خواهد انجام دهد ندارد و پشیمان می‌شود و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم." سپس حضرت به مجلس مأمون تشریف ‌فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: "دوست دارم با ایشان مناظره کنید." حضرت رضا (علیه السلام) نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهبشان مباحثه نمودند. سپس امام فرمود: "اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال کند." عمران صایی که یکی از متکلمین بود از حضرت سؤالات بسیاری کرد و حضرت تمام سؤالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع نمودند. او پس از شنیدن جواب سؤالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغین دین مبین اسلام گردید.

 رجاء ابن ضحاک که از طرف مأمون مامور حرکت دادن امام از مدینه به سوی مرو بود، می‌گوید: «آن حضرت در هیچ شهری وارد نمی‌شد مگر اینکه مردم از هر سو به او روی می‌آوردند و مسائل دینی خود را از امام می‌پرسیدند. ایشان نیز به آنها پاسخ می‌گفت و احادیث بسیاری از پیامبر خدا و حضرت علی (علیه السلام) بیان می‌فرمود. هنگامی که از این سفر بازگشتم نزد مأمون رفتم. او از چگونگی رفتار امام در طول سفر پرسید و من نیز آنچه را در طول سفر از ایشان دیده بودم بازگو کردم. مأمون گفت: "آری، ای پسر ضحاک! ایشان بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است."»

 

اخلاق و منش امام:

خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم در نهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمی‌نمود.

 یکی از یاران امام می‌گوید: "هیچ گاه ندیدم که امام رضا (علیه السلام) در سخن بر کسی جفا ورزد و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند. هرگز نیازمندی را که می‌توانست نیازش را برآورده سازد رد نمی‌کرد در حضور دیگری پایش را دراز نمی‌فرمود. هرگز ندیدم به کسی از خدمتکارانش بدگویی کند. خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم می‌فرمود. چون سفره غذا به میان می‌آمد، همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سر سفره خویش می‌نشاند و آنان همراه با امام غذا می‌خوردند. شبها کم می‌خوابید و بسیاری از شبها را به عبادت می‌گذراند. بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمی‌کرد. کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت. بیشتر در شبهای تاریک، مخفیانه به فقرا کمک می‌کرد."(5) یکی دیگر از یاران ایشان می‌گوید: "فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت می‌کرد، خود را می‌آراست (لباسهای خوب و متعارف می‌پوشید).(6) شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ ایرادی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: "ما گروهی هستیم که میهمانان خود را به کار نمی‌گیریم."(7)

 شخصی به امام عرض کرد: "به خدا سوگند هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمی‌رسد." امام فرمودند:" تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت."(8)

 مردی از اهالی بلخ می‌گوید: "در سفر خراسان با امام رضا (علیه السلام) همراه بودم. روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ایشان غذا بخورند. من به امام عرض کردم: "فدایت شوم بهتر است اینان بر سفره‌ای جداگانه بنشینند." امام فرمود: "ساکت باش، پروردگار همه یکی است. پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اعمال است."(9)

 یاسر، خادم حضرت می‌گوید: «امام رضا (علیه السلام) به ما فرموده بود: "اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما مشغول غذا خوردن بودید بر نخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق می‌افتاد که امام ما را صدا می‌کرد و در پاسخ او می‌گفتند: "به غذا خوردن مشغولند." و آن گرامی می‌فرمود: "بگذارید غذایشان تمام شود."»(10)

 یکبار غریبی خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: "من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشته‌ام و خرجی راه را تمام کرده‌ام اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند مانده‌ام." امام برخاست و به اطاقی دیگر رفت و از پشت در دست خویش را بیرون آورد و فرمود: "این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه دهی."

 آن شخص نیز دینارها را گرفت و رفت. از امام پرسیدند: "چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟" فرمود: "تا شرمندگی نیاز و سوال را در او نبینم."(11)

 امامان معصوم و گرامی ما در تربیت پیروان و راهنمایی ایشان تنها به گفتار اکتفا نمی‌کردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه ای مبذول می‌داشتند.

 یکی از یاران امام رضا (علیه السلام) می‌گوید: «روزی همراه امام به خانه ایشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنایی بودند. امام در میان آنها غریبه‌ای دید و پرسید: "این کیست؟" عرض کردند: "به ما کمک می‌کند و به او دستمزدی خواهیم داد." امام فرمود: "مزدش را تعیین کرده‌اید؟" گفتند: "نه هر چه بدهیم می‌پذیرد." امام برآشفت و به من فرمود: "من بارها به اینها گفته‌ام که هیچکس را نیاورید مگر آنکه قبلا مزدش را تعیین کنید و قرارداد ببندید. کسی که بدون قرارداد و تعیین مزد، کاری انجام می‌دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهی باز گمان می‌کند مزدش را کم داده‌ای ولی اگر قرارداد ببندی و به مقدار معین شده بپردازی از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده‌ای و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزی به او بدهی، هر چند کم و ناچیز باشد؛ می‌فهمد که بیشتر پرداخته‌ای و سپاسگزار خواهد بود."»(12)

 خادم حضرت می‌گوید: «روزی خدمتکاران میوه‌ای می‌خوردند. آنها میوه را به تمامی نخورده و باقی آنرا دور ریختند. حضرت رضا (علیه السلام) به آنها فرمود: "سبحان الله اگر شما از آن بی‌نیاز هستید، آنرا به کسانی که بدان نیازمندند بدهید."»

 

مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام:

امام فرمودند: "دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است."

امام فرمودند: "علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده."

امام فرمودند: "مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است."

امام فرمودند: "چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است."

امام فرمودند: "نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است."

 

شهادت امام:

 در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند.

 

تدفین امام:

به قدرت و اراده الهی امام جواد (علیه السلام) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید و قرنهاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان است

کالری مواد غذایی

        جدول كالري غذاها

كالري چيست ؟
كالــري از نظــر كارشناسان فيــزيك ، مقـداري از انرژي است كه اگر به يك گرم آب اضافه كنيم يك درجه سانتيگراد حرارت آن را بالاتر مـي برد . امـا كالــري در علــم پزشكي ، يك واحد چاق زائي است و هر 7700 واحد از آن ، اگر بيش از نياز دريافت شود ، مي تواند يك كيلو چربي در بدن بسازد . ما شش گروه غذائي اصلي داريم :


1 _ هر 100 گرم كربوهيدرات داراي 400 كالري

2 _ هر 100 گرم پروتئين داراي 400 كالري

3 _ هر 100 گرم چربي داراي 900 كالري

4 _ هر 100 گرم ويتامين داراي صفر كالري

5 _ هر 100 گرم املاح داراي صفر كالري

6 _ هر 100 گرم آب داراي صفر كالري

بنابراين ، يك گــرم پروتـئين مسـاوي است با چهار كالـري ، يك گرم كربوهيدرات با چهــار كالري ، يك گرم چربي با نه كالـري ، يك گرم ويتامين بدون كالري ، امـلاح و مواد معـدني بدون كالري و آب نيز بدون كالري است .

حال خوراكي ها را در مقياس صد گرم در نظـر مي گيريم و جدولـي مي سازيم تا بدانيـم كه هر صد گرم ماد? خوراكي چند كالري دارد .

اين جدول را طبق حـروف الفبا نوشته ايم و بعضي از غذاهـا را با واحد يك عددي در نظـر گرفته ايم . مثلاً اگــر گفتيم پرتقال مساوي است با 130 كالـري ، يعني صد گرم پرتقال 75 كالـــري دارد ولي اگــر گفتيم يك عدد پرتقال مساوي است با 70 كالري ، منظور يك عدد پرتقال متوسط با وزن 200 گرم است

اسم ماده مقدار كالري موجود

آدامس يك عدد 2

آدامس 100 گرم 320

آرد گندم 100 گرم 360

آرد ذرت 100 گرم 370

آرد سويا 100 گرم 420

آلبالو ( كمپوت ) 100 گرم 90

آلبالو با هسته يك ليوان 60

آب جو ( ماء الشعير ) 100 گرم 40

آلوي زرد 100 گرم 75

آلبالو تازه ( با هسته ) 100 گرم 60

آلوي قرمز 100 گرم 45

آناناس 100 گرم 45

آناناس ( كمپوت ) 100 گرم 90

آناناس ( كنسرو در شربت ) يك ليوان 200

آلو بخارا يك عدد 15

انبه هندي 100 گرم 60

انبه هندي يك عدد متوسط 120

اسفناج خام 100 گرم 25

استيك ( كم چربي ) 100 گرم 200

استيك ( پر چربي ) 100 گرم 400

انار تازه ( دانه ) 100 گرم 60

انار كامل با پوست 100 گرم 35

انجير (تازه ) 100 گرم 60

انجير ( خشك ) 100 گرم 270

انجير يك عدد 25

انگور 100 گرم 80

انگور عسكري 100 گرم 90

انگور ياقوتي 100 گرم 100

انگور ( آب ) 100 گرم 90

ازگيل 100 گرم 90

آبغوره گرم 100 20

آبغوره يك قاشق 3

آجيل در هم 100 گرم 650

آجيل يك ليوان 750

بادام 100 گرم 660

بادام ( چغاله ) 100 گرم 30

بادام ( درشت ) يك عدد 10

بادام زميني بدون پوست 100 گرم 560

بادرنگ 100 گرم 45

بادمجان 100 گرم 17

بره ( گوشت خالص ) 100 گرم 165

بره ( گوشت با چربي ) 100 گرم 330

بستني 100 گرم 190

بيسكويت ( بدون كرم ) 100 گرم 370

بيسكويت ويفر ( با كرم ) 100 گرم 540

بيسكويت كرم دار 100 گرم 500

برنج 100 گرم 360

برنج ( يك ليوان ) 190 گرم 660

برنج ( پخته ) يك كفگير با روغن 250

برنج ( پخته ) 100 گرم 120

پيتزا يك عدد 700

بيفتك گرم 100 300

باقلوا با پسته گرم 100 540

كباب برگ يك سيخ ( وزن قبل از پختن ) 100 گرم 200

باقلاي خشك 100 گرم 360

باقلاي سبز 100 گرم 108

باقلا يك عدد 5

باميه ( سبز ) 100 گرم 40

باميه ( شيريني ) 100 گرم 400

به 100 گرم 30

برگ چغندر 100 گرم 30

برگ مو 100 گرم 60

پرتقال 100 گرم 35

پرتقال ( آب پرتقال ) يك ليوان 110

پسته با پوست 100 گرم 340

پسته ( بدون پوست ) 100 گرم 680

پسته يك دانه درشت 8

پنير پاستوريزه 100 گرم 210

پنير محلي 100 گرم 210

پنير خامه اي 100 گرم 380

پنير بلغاري 100 گرم 360

پنير پيتزا 100 گرم 450

پيازچه يك عدد 3

پياز گرم 100 38

پياز يك عدد كوچك 5

پفك يك پاكت كوچك 40

پفك ده عدد 8

پفك 100 گرم 100

پاچه بدون چربي 100 گرم 130

پوره سيب زميني يك ليوان 180

پوره مخلوط با شير ( بدون كره ) يك ليوان 140

شكوفه ذرت ( بدون روغن ) يك ليوان 25

ترب 100 گرم 25

ترخون 100 گرم 45

تربچه يك عدد 2

تخم مرغ متوسط يك عدد 70

تخم مرغ ( زرده خالي ) يك عدد 50

تخم مرغ ( سفيده خالي ) يك عدد 20

تخم مرغ آب پز يك عدد 70

تخم مرغ نيمرو يك عدد 130

تخم آفتابگردان 100 گرم 580

تخم كدو 100 گرم 600

تخم هندوانه 100 گرم 590

تخم هندوانه 10 عدد 5

توت سفيد خشك گرم 100 360

تره گرم 100 25

تمبر هندي با دانه 100 گرم 115

تمبر هندي بدون دانه 100 گرم 240

تمشك سياه يا قرمز تازه 100 گرم 80

يك ليوان توت 100 گرم 85

توت تازه 100 گرم 60

توت فرنگي 100 گرم 35

توت فرنگي يك ليوان 65

تن ماهي 100 گرم 315

تن ماهي ( يك قوطي ) 180 گرم 560

تن ماهي آب پز يك قوطي 150

حليم ( بدون روغن ) يك ليوان 180

حلوا 100 گرم 400

حلوا ( ارده ) 100 گرم 500

جعفري 100 گرم 25

جوانه گندم 100 گرم 50

جگر سفيد 100 گرم 160

جو 100 گرم 360

جگر ( يك سيخ ) 100 گرم 80

جگر مرغ يك عدد 20 گرمي 30

جگر سرخ كرده 100 گرم 330

جگر مرغ خام 100 گرم 125

چاشني مايونز 100 گرم 720

چاشني مايونز يك قاشق بزرگ 110

چغندر آب پز 100 گرم 35

چغندر خام 100 گرم 45

چيپس ( سيب زميني ) ده عدد 110

چيپس ( سيب زميني ) 100 گرم 500

چاي شيرين ( 4 حبه قند ) يك ليوان 40

چاي تلخ يك ليوان صفر

چغاله بادام 100 گرم 30

خاويار 100 گرم 300

خامه سفت 100 گرم 350

خامه شل 100 گرم 250

خيار 100 گرم 15

خيار يك عدد قلمي 5

خيار شور 100 گرم 12

خربزه 100 گرم 23

خربزه (بدون اضافه شكر ) يك ليوان 50

خرمالو يك عدد درشت 80

خرمالو 100 گرم 60

خردل 100 گرم 80

خرماي خشك 100 گرم 310

خرما با هسته 100 گرم 240

خرماي تازه ( رطب ) 100 گرم 140

خرما ( حجم متوسط ) يك عدد 20

خرما يك ليوان 505

دانه آفتاب گردان با پوست 100 گرم 300

دانه آفتاب گردان بدون پوست 100 گرم 560

دلمه ( متوسط ) يك عدد 150

دل گوسفند 100 گرم 260

دوغ 100 گرم 15

دل مرغ 100 گرم 170

دسر ( ژلاتين ) يك ليوان 180

ذرت بو داده با روغن ( شكوفه ) 100 گرم 357

ذرت ( شكوفه ) بدون روغن 100 گرم 100

ذرت خام يك عدد 100 گرم 75

ذرت دانه شده ( خشك ) 100 گرم 100

روغن نباتي ( مايع و جامد ) 100 گرم 900

روغن مايع و روغن زيتون يك قاشق 120

روغن حيواني 100 گرم 890

ريحان 100 گرم 40

ريواس 100 گرم 15

رطب 100 گرم 150

زالزالك 100 گرم 70

زبان گوساله 100 گرم 130

زبان گوسفند 100 گرم 260

زردآلو ( برگه خشك ) 100 گرم 270

زردآلو 100 گرم 50

زردآلو يك عدد 20

زردآلو ( كمپوت ) يك ليوان 250

زردچوبه 100 گرم 37

زرشك 100 گرم 50

زيتون خام سبز 100 گرم 140

زيتون خام سبز يك عدد 5

زيتون خام سياه 100 گرم 200

زيتون خام سياه ( متوسط ) يك عدد 7

ژله ( پودر ) يك قاشق بزرگ 55

ژله ( پودر ) 100 گرم 370

ژله ( آماده مصرف ) 100 گرم 60

سالاد ( بدون سس مايونز ) براي يك نفر 30

سركه يك ليوان 33

سركه 100 گرم 14

سنگدان مرغ 100 گرم 140

سنجد 100 گرم 130

سيب درختي 100 گرم 55

سيب ( آب سيب ) يك ليوان 120

سيب ( متوسط ) يك عدد 70

سيب ( كنسرو شيرين شده ) يك فنجان 180

سيب زميني 100 گرم 75

سيب زميني ( متوسط ) يك عدد 80

سيب زميني ( چيپس ) 100 گرم 500

سيب زميني كبابي با پوست 100 گرم 93

سمبوسه يك دانه متوسط 250

سويا 100 گرم 380

سوپ گوجه فرنگي 100 گرم 30

سس گوجه فرنگي 100 گرم 100

سوپ مرغ سبزيجات 100 گرم 30

سوپ مرغ گوجه فرنگي 100 گرم 35

سير 100 گرم 120

سير يك عدد 3

سوسيس يك عدد كوچك 150

ساندويچ همبرگر يك عدد 350

سوسيس 100 گرم 300

سوخاري ( نان ) ( 10 گرم ) هر قطعه كوچك 35

سس مايونز 100 گرم 720

سس مايونز يك قاشق 110

سمنو يك ليوان 180

سيراب 100 گرم 130

شاه توت 100 گرم 60

شاهي 100 گرم 20

شنبليله 100 گرم 30

شليل 100 گرم 60

شيرگاو ( كم چربي ) 100 گرم 55

شير يك ليوان 110

شير ( تصفيه شده ) يك فنجان 90

شير ميش 100 گرم 95

شير ميش يك ليوان 190

شير غليظ ( نستله ) 100 گرم 250

شير خشك 100 گرم 500

شير خشك يك قاشق غذا خوري 35

شربت 100 گرم 55

شربت يخ نصف فنجان 120

شيريني خشك 100 گرم 500

شيريني دانماركي 100 گرم 420

شكر 100 گرم 400

شكر يك پيمانه 30

شكلات 100 گرم 500

شكلات قلمي يك عدد 20

شكلات يك عدد 30

شلغم 100 گرم 25

شويد ( شبد ) 100 گرم 30

صدف دريائي 100 گرم 65

طالبي 100 گرم 23

طالبي يك ليوان بدون شكر 45

عدس 100 گرم 340

عدس يك ليوان 650

عدس پخته ( با كمي روغن ) يك ليوان 185

عناب 100 گرم 100

عسل 100 گرم 300

عسل يك قاشق غذا خوري 50

عسل يك قاشق مربا خوري 20

فلفل سبز يا قرمز ( دلمه اي ) 100 گرم 22

فلفل ( پودر ) 100 گرم 380

فرني يك ليوان 200

فلافل يك دانه 90

فلافل ( يك ساندويچ كوچك ) يك واحد ساندويچي 250

مغز فندق 100 گرم 630

فندق با پوست 100 گرم 300

فندق يك عدد 10

قارچ 100 گرم 27

قارچ يك فنجان 30

غوره 100 گرم 30

قلوه 100 گرم 105

قهوه خشك 100 گرم 130

قهوه ( نوشيدني ) تلخ يك فنجان 2

قند 100 گرم 400

قند 1 حبه ( 5/2 گرم ) 10

قره قوروت 100 گرم 340

كارامل 100 گرم 400

كاهو 100 گرم 17

كاهو يك برگ درشت 2

كاكائو يك قاشق چاي خوري 10

كاكائو ( پودر ) 100 گرم 220

كدو خورشتي 100 گرم 28

كدو حلوايي 100 گرم 35

كرفس 100 گرم 13

كره حيواني 100 گرم 750

كره يك قاشق 100

كره يك ليوان 1600

كشمش 100 گرم 290

كشمش يك قاشق پر 30

كلم فندقي 100 گرم 24

كلم پيشخوان 100 گرم 22

كلم قرمز 100 گرم 28

كلم پخته يك ليوان 40

كلم پيچ خام 100 گرم 20

كلم خام يك ليوان 25

كيك شكلاتي 100 گرم 400

كيك 100 گرم 350

كيك يزدي يك عدد متوسط 160

كيكي اسفنجي 100 گرم 300

كنجد 100 گرم 580

كمپوت گيلاس يك ليوان 190

كالباس 100 گرم 300

كله پاچه 100 گرم 190

كشك 100 گرم 380

كشك يك قاشق غذا خوري 60

كورن فلكس 100 گرم 380

كتلت يك عدد 150

كوفته يك عدد 150

كباب كوبيده يك سيخ 270

كباب برگ يك سيخ 200

كلوچه خانوادگي 100 گرم 500

كولا ( انواع كولا ) 100 گرم 40

گل كلم خام 100 گرم 10

گردو با پوست 100 گرم 140

گردو ( مغز ) 100 گرم 625

گردو يك عدد 30

گريپ فروت 100 گرم 30

گريپ فروت يك عدد 57

گريپ فروت ( آب ) يك ليوان 80

گلابي 100 گرم 55

گلابي يك عدد 100

گندم 100 گرم 360

گوجه فرنگي 100 گرم 15

گوجه فرنگي ( آب ) 100 گرم 18

گوجه فرنگي ( رب ) 100 گرم 80

گوجه فرنگي ( رب ) يك ليوان 150

گوجه فرنگي ( سس ) 100 گرم 105

گوجه فرنگي ( سس ) يك قاشق 18

گوشت ماهي 100 گرم 100

گوشت مرغ 100 گرم 200

گوشت گاو 100 گرم 240

گوشت گاو ( با چربي ) 100 گرم 350

گوشت گاو ( بدون چربي ) 100 گرم 200

گوشت گوساله 100 گرم 200

گوشت گوسفند 100 گرم 320

گوشت همبرگر ( بدون چربي ) 100 گرم 200

گيلاس 100 گرم 60

گيلاس يك ليوان 75

گز 100 گرم 500

گوجه درختي رسيده 100 گرم 50

گوجه سبز 100 گرم 30

لبو 100 گرم 44

لوبيا سبز 100 گرم 30

لوبيا قرمز 100 گرم 340

لوبيا قرمز پخته ( با كمي چربي ) يك ليوان 200

لوبيا سفيد 100 گرم 340

لوبيا چشم بلبلي خام 100 گرم 130

لوبيا چشم بلبلي پخته 100 گرم 80

لوبيا قرمز پخته 100 گرم 110

لپه پخته 100 گرم 115

لپه 100 گرم 359

ليمو ترش 100 گرم 30

ليمو ترش ( آب ليمو ) 100 گرم 26

ليمو شيرين 100 گرم 40

ليمو ( آب ليمو ) يك قاشق 4

ليمو تازه با پوست 100 گرم 23

ماست 100 گرم 55

ماست كيسه اي 100 گرم 150

ماست پر چربي هر ليوان 150

ماست ( كم چرب ) يك ليوان 110

ماست كيسه اي 100 گرم 155

مارگارين يا كره نباتي 100 گرم 850

مارگارين يك قاشق 110

ماكاروني 100 گرم 360

ماهي 100 گرم 100

مخمر آبجو فرنگي خشك 100 گرم 285

مربا يك قاشق غذا خوري 54

مايونز 100 گرم 720

مرغ ( گوشت خالص ) بدون پوست 100 گرم 200

مغز حيوان 100 گرم 130

مغز گردو 100 گرم 625

مارتادلا 100 گرم 315

مارچوبه 100 گرم 20

موز 100 گرم 70

موز ( متوسط ) يك عدد 100

موسير 100 گرم 70

ميگو 100 گرم 100

مربا 100گرم 300

مربا يك قاشق 55

ماكاروني ( پخته ) يك ليوان 150

ماكاروني خشك 100 گرم 360

نارنج 100 گرم 20

نارنج ( آب ) يك قاشق 4

نارنگي 100 گرم 34

نارنگي يك عدد 40

نارگيل ( مغز ) 100 گرم 345

نارگيل تازه 100 گرم 156

نارگيل خشك رنده شده 100 گرم 550

نان ساندويچي ( كوچك ) ( 30 گرم ) نصف عدد 75

نان جو 100 گرم 250

نان سياه ( با سبوس ) 100 گرم 218

نان يك كف دست 75

نان خشك 100 گرم 360

نان سوخاري ( متوسط ) يك عدد 35

نان سوخاري ( كيك ) يك عدد 50

نان روغني 100 گرم 450

نان كشمشي 100 گرم 260

نخود خشك 100 گرم 360

نخود يك عدد 1

نخود پخته 100 گرم 45

نوشابه 100 گرم 40

نوشابه يك ليوان 100

نوشابه يك شيشه 120

نوشابه قوطي 130

نوشابه خانوادگي 2 ليتري 800

نوشابه خانوادگي 5/1 ليتري 600

نوشابه رژيمي يك ليوان 2

نخود فرنگي 100 گرم 70

هلوي تازه 100گرم 45

هلوي خشك 100 گرم 330

هلوي كمپوت يك ليوان 200

هل 100 گرم 320

هندوانه 100 گرم 23

هويج فرنگي 100 گرم 35

هويج ايراني 100 گرم 40


سالروزبزرگداشت حضرت احمدبن موسی

                    ((  2مهر سالروز بزرگداشت حضرت احمدبن موسی  ))

زندگی نامه احمد بن موسی شاه چراغ 


آرامگاه سید میراحمدبن موسی الکاظم (ع) برادر حضرت رضا (ع) - معروف به شاه چراغ در مرکز شیراز و کنار میدانی به نام احمدی قرار دارد.

گنبد نیلوفری شاه چراغ به سبک بسیار زیبایی کاشی کاری شده و از دور پیداست. این آرامگاه در نزد شیرازی ها دارای شکوه و قداست خاصی است و به همین مناسبت همیشه زیارتگاه مؤمنین و مؤمنات بوده است...

زندگی نامه احمد بن موسی شاه چراغ ع

درون حرم را با به کار بردن آینه های ریز رنگین، به سبکی هنرمندانه، آینه کاری کرده و انواع خط های زیبای فارسی و عربی، تزیین کننده نمای اطراف آینه ها و کاشی ها است.

بنای حرم، مشتمل بر ایوانی در جلو و حرمی گسترده در پشت ایوان است که در چهار جانب حرم، چهار شاه نشین قرار گرفته و مسجدی نیز در پشت حرم (سمت غرب) ساخته شده است. ضریح مطهر در شاه نشین زیر گنبد قرار دارد و از نقره ساخته شده است.

حیاط شاه چراغ دارای دو در اصلی ورودی است که در سمت جنوب و شمال حرم از زیر دو سر در بزرگ کاشی کاری شده گذشته و وارد حیاط وسیع حرم می شویم. در میان حیاط، حوض بزرگ فواره داری ساخته شده و در اطراف حوض درختکاری شده است. حرم مطهر شاهچراغ در سمت غرب حیاط و حرم سید میر محمد(ع)- برادر شاه چراغ - در سمت شمال شرقی حیاط قرار دارد.

غیر از دو در اصلی، دو در فرعی دیگر نیز وجود دارد که یکی به بازار حاجی و دیگر به مسجد جامع عتیق می رود درگاه مانندی نیز از ضلع شمال حیاط وارد بازار شاه چراغ می شود.

در دور تا دور حیاط، اتاق هایی دو طبقه ساخته شده که در پیشانی و جرزهای جلو آنها کاشی کاری شده است. ستون های آهنی ایوان حرم به وسیله چوب های نفیس پوشش داده شده و در سقف مسطح آن نیز چوب منبت کاری شده به کار رفته است. امکانات وسیعی مثل پاسگاه انتظامی، دفتر پست و مخابرات، کتابخانه و موزه در این حیاط وسیع برای رفاه مردم ایجاد شده است.

ویژگی های شخصیت احمد(ع):

حضرت احمد (ع) در نزد پدرش امام موسی کاظم(ع)، از جایگاه و احترام ویژه ای برخوردار بوده است. نوشته اند که حضرت احمد، مردی کریم، جلیل القدر، بزرگوار و پارسا بود. حضرت امام موسی کاظم (ع) به دلیل علاقه ای که به حضرت احمد (ع) داشت، ملکی به نام یسیره را به او هدیه کرد، ملکی که بعدها حضرت احمد (ع) آن را فروخت و به وسیله آن هزار اسیر را آزاد کرد.

پیشنهاد شیعیان برای امامت حضرت احمد بعد از امام موسی کاظم (ع)

اعتبار و جایگاه احمد(ع) در بین فرزندان امام موسی (ع) تا اندازه ای بود که پس از شهادت امام موسی کاظم (ع)، گروهی از مردم به حمایت از امامت احمد (ع) برخاستند و فرقه ای به نام امامیه را پدید آوردند.

شهادت احمدبن موسی(ع):

بنا به دستور قتلغ، سربازان وی به پناهگاه حضرت احمدبن موسی(ع) حمله ور شدند آن حضرت، شجاعانه در برابر سربازان به دفاع از خود پرداخت. دشمنان که از پس او برنمی آمدند، دیوار پشتی مخفی گاه حضرت را خراب کرده و به درون خانه او نفوذ کردند و از پشت سر با شمشیر، فرق مبارک آن حضرت را شکافتند و سپس خانه را بر بدن مطهر او ویران کردند، این واقعه در تاریخ 17 رجب رخ داده است.

پیدایش قبر احمدبن موسی(ع):

تاریخ نویسان، زمان پیدایش قبر حضرت احمد را یکسان ننوشته اند. گروهی آن را در زمان امیر عضدالدوله دیلمی (373-338) و گروهی دیگر، در زمان امیر مقرب الدین مسعودبن بدر (متوفی به سال 665 ه.ق) نوشته اند.

تاریخچه آرامگاه احمدبن موسی(ع):

در سال 745 (ه.ق) مادر شاه شیخ ابواسحاق اینجو پادشاه فارس، ملکه تاشی خاتون اقدامات نیکویی بر بارگاه آن حضرت انجام داد. این بانوی نیکوکار، اقدام به بهسازی بارگاه کرد و در عرض 5 سال از سال 745 تا 750 (ه.ق) آرامگاهی وسیع و گنبدی بلند بر آن ساخت. همچنین در جنب آرامگاه، مدرسه ای وسیع بنا کرد. او همچنین تعداد زیادی از مغازه های بازار نزدیک حرم و ملک میمند فارس را وقف بر این آستان مقدس کرد.

ابن بطوطه جهانگرد مراکشی که در سال 748 (ه.ق) برای بار دوم به شیراز سفر کرده، در سفرنامه خود درباره اقدامات ملکه تاشی خاتون و توصیف آرامگاه، چنین نوشته است:

این آرامگاه در نظر شیرازی ها احترام تمام دارد و مردم برای تبرک و توسل به زیارتش می روند. تاشی خاتون، مادر شاه ابواسحاق، در جوار این بقعه بزرگ، مدرسه و زاویه ای ساخته است که در آن به اطعام مسافران می پردازند و عده ای از قاریان پیوسته بر سر تربت امام زاده، قرآن می خوانند شب های دوشنبه، خاتون به زیارت آرامگاه می آید و در آن شب قضات و فقها و سادات شیراز نیز حاضر می شوند. این جمعیت در بقعه جمه می شوند و با آهنگ خوش به قرائت قرآن مشغول می شوند. خوراک و میوه به مردم داده م یشود و پس از صرف طعام، واعظ، بالای منبر می رود و تمام این کارها در بین نماز عصر و شام انجام می گیرد.

خاتون در غرفه مشبکی که مشرف به مسجد است، می نشیند. در آخر هم (به احترام این بقعه) همانند سرای پادشاهان طبل و شیپور و بوق می نوازند.

در سال 912 (ه.ق) به دستور شاه اسماعیل صفوی، بهسازی گسترده ای بر آرامگاه انجام گرفت. 85 سال بعد بر اثر زلزله سال 997 (ه.ق)، نیمی از گنبد آرامگاه ویران شد که دوباره در سال های بعد بازسازی گردید.

در سال 1142 (ه.ق) نادرشاه افشار بهسازی گسترده ای بر این آرامگاه انجام داد و به دستور او قندیل بزرگی در زیر سقف و گنبد آویزان کردند. نادرشاه پیش از گرفتن شیراز و غلبه بر افغان ها، پیمان بسته بود که اگر در جنگ پیروز شود، بهسازی شایسته ای بر این بقعه انجام دهد. بنابراین پس از پیروزی بر افغان ها و تسلط شیراز، 1500 تومان پول آن زمان را صرف بهسازی شاه چراغ کرد و قندیل او 720 مثقال وزن داشته که از طلای ناب و زنجیر نقره ای ساخته بوده اند. این قندیل تا سال 1239 (ه.ق) همچنان آویزان بود.

در زلزله سال 1239 (ه.ق) شیراز با خاک یکسان شد و این آرامگاه نیز به کلی مخروبه گردید، نویسنده تذکره دلگشا که خود شاهد این زلزله بوده است چنین می نویسد:

گنبد بقعه (شاه چراغ) که از غایت ارتفاع، آفتاب جهان تاب هر روز در نیم روز خود را در سایه آن کشیدی به یک دفعه چنان بر زمین خورد که زمین شکافته و در اعماق خاک فرو رفت... و آن عمارات عالی ... تو گویی همیشه ویران بوده ... .

پس از زلزله، قندیل اهدایی نادرشاه را فروختند و صرف بازسازی آرامگاه کردند.

در سال 1243 (ه.ق) به دستور فتحعلی شاه قاجار، حسینعلی میرزا فرمانفرما، پی گیر شد تا کف بقعه را یک متر از سطح زمین بلندتر بسازد. این کار صورت گرفت و به جای استفاده از سنگ و ساروج، آن را از سنگ و آجر و گچ بنا کردند و در آخر ضریحی نقره ای بر مزار مطهر نصب کردند. در سال 1269 (ه.ق) بر اثر زلزله، گنبد آرامگاه شکست و فرو ریخت. در همان سال محمدناصر ظهیرالدوله آن را نوسازی کرد.

در سال 1289 (ه.ق) مسعود میرزا ظل السلطان دری نقره ای بر ورودی حرم نصب کرد و در سال 1292 (ه.ق) شاهزاده ظل السلطان، ساعت زنگ دار بزرگی بر برج جنوبی بقعه نصب کرد.

در سال 1306 (ه.ق) آینه کاری مفصلی بر دیوارهای داخل حرم انجام گرفت.

در سال 1336 خورشیدی، آخرین گنبد قدیمی آرامگاه برچیده شد و اولین گنبد با بتون آرمه ای توسط انجمن آثار ملی و اداره باستان شناسی فارس ساخته شد.

در سال 1360 خورشیدی با حکمی از سوی حضرت امام خمینی (ره) سید محمد مهدی دستغیب به تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی منصوب شدند.

از نخستین سال های پس از انقلاب اسلامی، تاکنون کارهای زیر انجام گرفته است:

- توسعه مجموعه فرهنگی مذهبی حرم در زمینی به مساحت 100 هزار متر مربع.

- ایجاد 162 حجره در دور تا دور حیاط در دو طبقه که پیشانی و تاق نمای این حجره ها تماماً کاشی کاری شده است.

- نصب سنگ مرمر در کف حرم مطهر و دیوارهای اطراف.

- سنگ فرش کردن حیاط وسیع آرامگاه.

- ساخت سر در جنوبی که اسکلت این در، بتون آرمه است و قسمتی از وصیت نامه امام بر روی کاشی معرق به خط نستعلیق

زینت بخش فضای درونی آن است. دو لنگه در وروردی آن از چوب ساج تهیه شده و به وسیله ورق و قبه های هشت پر برنزی آراسته شده است.

- در غرب حرم، سالنی زیبا ساخته شده که کف آن و دیوارهای اطراف تا ارتفاع 1.5 متر سنگ مرمر شده و اسامی الهی با خط زیبا و به رنگ طلایی بر سطح آن نوشته شده اتس. پنجره های مشبک چوبی و شیشه های رنگی در شکل مختلف، زیبایی آن را دوچندان کرده است. آینه کاری و گچ بری آن به سبک سنتی انجام گرفته است.

- ساخت گلدسته جنوبی، این گلدسته شبیه و قرینه گلدسته شمالی است. کاشی کاری آن دارای رنگ طبیعی است. اگر چه بدنه آن و نوشته هایش شبیه گلدسته شمالی است اما سطح گلدسته شمالی به نام های خداوند مزین شده و حال آن که بر بدنه این گلدسته،

نام های امامان و لقب های آنها با هنرمندی خاصی نوشته شده ا ست.

- در سقف ایوان، چوب ساج به کار رفته و اسامی الهی و ائمه اطهار با چوب نارج و افرا بر آن نوشته شده است.

- حوض بزرگی در میان حیاط با الهام از سبک مذهبی ساخته شده است. سنگ های بزرگ این حوض از جنس چینی است و از معادن نی ریز فارس تهیه شده است.

- در دور تا دور آرامگاه، خارج از محوطه، بازارهایی دوطبقه ساخته شده اند. ساختمان این بازارها اگر چه با مصالح نوین ساخته شده، اما در ساخت آن، شیوه سنتی و معماری اصیل ایرانی محفوظ مانده است.


31شهریور سالروز آغازجنگ تحمیلی


           جمعه31شهریور سالروز آغاز جنگ تحمیلی گرامی بادنقشه پیشروی نیروهای دو طرف به خاک یکدیگر. قرمز: پیشروی عراق. زرد: پیشروی ایرانزمان۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تا ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ برابر با ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (میلادی)تا ۲۰ اوت ۱۹۸۸ (میلادی)مکانمرز و شهرهای مرزی ایران و عراق و خلیج فارسنتیجهآتش‌بس با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت از سوی دو طرف [۱]علت جنگاختلافات مرزیجنگندگان ایران اتحادیه میهنی کردستان عراق حزب دموکرات کردستان عراق حزب الدعوه عراق` سازمان مجاهدین خلق ایران اتحادیه عربفرماندهان سید روح‌الله خمینی اکبر هاشمی رفسنجانی سید علی خامنه‌ای میرحسین موسوی ابوالحسن بنی‌صدر جلال طالبانی مسعود بارزانیسید محمد باقر حکیمعبدالعزیز حکیمصدام حسین علی حسن المجید طه یاسین رمضان عزت ابراهیم الدوری طارق عزیز مسعود رجوینیروها۳۹۰ هزار تا ۶۰۰ هزار سرباز، ۱۷۳۵ ۱۰۰۰ تانک، ۴۴۷ ۵۰ هواپیما۴۴۳ هزار تا ۱ میلیون سرباز، ۲۷۵۰ ۴۰۰۰ تانک، ۳۳۹ ۶۰۰ هواپیماتلفات۲۶۲۰۰۰ نفر کشته نظامی و غیر نظامی۱۰۵۰۰۰ کشته نظامیجنگ عراق با ایران که در ایران با نام‌های «دفاع مقدس»، «جنگ تحمیلیجنگ عراق با ایران که در ایران با نام‌های «دفاع مقدس»، «جنگ تحمیلی»، و «جنگ هشت‌ساله»، و نزد اعراب با نام‌های «قادسیه صدام» و «جنگ اول خلیج» (به عربی: قادسیّة صدّام، حرب الخلیج الأولی) شناخته می‌شود،[نیازمند منبع] طولانی‌ترین نبرد کلاسیک در قرن بیستم و دومین جنگ طولانی این قرن پس از جنگ ویتنام بود.در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهریور ۱۳۵۹) درگیری‌های پراکنده مرزی دو کشور با یورش همزمان نیروی هوایی عراق به ده فرودگاه نظامی و غیرنظامی ایران و تهاجم نیروی زمینی این کشور در تمام مرزها به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد. پیش از آغاز جنگ روابط دو کشور به شدت تیره شده بود که خصومت شخصی صدام حسین و روح‌الله خمینی رهبران دو کشور و مهمتر از آن جاه‌طلبی‌های سیاسی، و اختلافات مرزی و ایدئولوژیکی دو کشور دلایل اصلی آن بودند. این جنگ در نهایت پس از حدود ۸ سال در مرداد ۱۳۶۷ با قبول آتش‌بس از سوی دو طرف و پس از به جا گذاشتن یک میلیون نفر تلفات و ۱۱۹۰ میلیارد دلار خسارات به دو کشور خاتمه یافت.[۲]مبادلهٔ اسیران جنگی بین دو کشور از سال ۱۳۶۹ آغاز شد. ایران آخرین گروه از اسرای جنگی عراقی را در سال ۱۳۸۱ به عراق تحویل داد.[۳]در این جنگ ارتش عراق به طور گسترده از جنگ‌افزارهای شیمیایی علیهکردهای عراقی و مردم و نظامیان ایران استفاده کرد. ولی ادعای استفاده ایران از سلاح‌های شیمیایی ثابت نشده‌است. همچنین دو طرف در مقاطعی اقدام به بمباران و موشک‌باران شهرها و اهداف غیرنظامی نمودند که در این مورد نیز عراق همواره پیش‌قدم بود. درگیری‌ها برای مدتی در اواخر جنگ بهخلیج فارس کشیده شد و طی آن تعداد زیادی سکوی نفتی و کشتی‌های تجاری و نفت‌کش با پرچم کشورهای گوناگون آسیب دیدند.ایالات متحده آمریکا در اواخر جنگ به شکل مستقیم وارد درگیری با ایران شد. از سوی دیگر کشورهای سوریه، کره شمالی و لیبی نیز از ایران حمایت تسلیحاتی و تکنولوژیکی کردند.از بعد نظامی عراق با استفاده از عنصر غافلگیری در ابتدای جنگ موفق شد بخش‌هایی از خاک ایران از جمله شهر خرمشهر را اشغال نماید. ایران در سال‌های دوم و سوم جنگ موفق شد بیشتر مناطق اشغالی از جمله خرمشهر را آزاد نموده و در سال چهارم و پنجم جنگ نقاط مهمی همچونشبه جزیره فاو در جنوب و نیز ارتفاعات مشرف به سلیمانیه در شرق کشور عراق را تصرف کند.شوروی یکی از دو ابرقدرت آن دوران از سال ۱۹۸۰ تامین نظامی هر دو کشور را متوقف کرده بود اما از سال ۱۹۸۲ به منبع اصلی عراق برای خرید سلاح‌های پیشرفته تبدیل شد. آمریکا نیز در سال ۱۹۸۵ در جریان مذاکراتی پنهانی اقدام به فروش سلاح به ایران کرد. ایران که از سال ۱۹۸۴ جنگ را به داخل خاک عراق کشانده بود، در فوریه ۱۹۸۶ موفق به تصرف فاو یکی از مهمترین بنادر صدور نفت عراق شد. در ۸ ژانویه ۱۹۸۷ ایران عملیات عظیمی به نام کربلای ۵ را برای تصرف بصره دومین شهر بزرگ عراق را به انجام رساند که در جریان آن ۶۵ هزار سرباز ایرانی و ۲۰ هزار عراق کشته شدند. ایران در ۲۶ فوریه این عملیات را متوقف کرد و در شرایطی که بن‌بست نظامی در جبهه جنوبی جنگ کامل شده بود جنگ نفتکش‌ها با حملات دو طرف به سوی کشتی‌های غیرنظامی در خلیج فارس به اوج خود رسید. کشتی‌های کویتی یکی از اهداف مورد علاقه ایرانی‌ها بودند. حملات نیروهای ایران به نفتکش‌های شوروی و آمریکا که در خدمت دولت کویت بودند و حمله غافلگیرانه یک جنگنده عراقی به ناو جنگی آمریکایی که به غرق شدن ناو یواس‌اس استارک و مرگ ۳۷ سرباز آمریکایی انجامید، کشتیرانی بین‌المللی را در معرض خطر قرار داده و زمینه مداخله بیشتر هر دو ابرقدرت را فراهم کرد و هر دو از قطعنامه‌های شورای امنیت که از دو طرف درخواست آتش‌بس داشت، حمایت می‌کردند.[۴]شورای امنیت سازمان ملل متحد در کل ۸ قطعنامه در این خصوص صادر نمود که همگی به جز قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران رد شد. دو کشور در طول جنگ آسیب‌های فراوان اقتصادی را متحمل شدند و بیش از یک میلیون نفر در این جنگ کشته یا مجروح شدند.محتویات  [نهفتن] ۱ زمینه‌ها و دلایل آغاز جنگ۱.۱ اختلافات مرزی۲ نیروهای طرفین۲.۱ نیروهای عراق۲.۲ نیروهای ایران۳ خلاصه روند جنگ۳.۱ آغاز رسمی جنگ، حمله و پیشروی عراق۳.۲ توقف پیشروی عراق۳.۳ آغاز پیروزی‌های ایران۳.۴ آزادسازی خرمشهر۳.۵ طرح عربی صلح۳.۶ توقف ایران۳.۷ جنگ نفتکش‌ها۳.۸ ورود ایران به خاک عراق۳.۹ ورود آمریکا به جنگ و قبول قطعنامه از سوی ایران۳.۱۰ آتش بس۴ پس از آتش بس۴.۱ غرامت جنگی۵ میانجی‌گری‌های بین‌المللی۵.۱ سایر فعالیت‌ها برای برقراری صلح۵.۲ موضع سایر کشورها۶ تحلیل جنگ۶.۱ تحلیل نظامی جنگ۶.۲ هزینه‌های جنگ۷ جنایات جنگی۷.۱ استفاده از سلاح‌های شیمیایی توسط عراق۷.۲ جنگ شهرها۸ جستارهای وابسته۹ یادداشت‌ها۱۰ پانویس۱۱ منابع۱۲ پیوند به بیرونزمینه‌ها و دلایل آغاز جنگهم‌چنین ببینید: معاهده ۱۹۷۵ الجزایر، اشغال سفارت ایران در لندن, و قطعنامه ۳۴۸ شورای امنیتاز زمان به قدرت رسیدن حزب بعث در عراق در سال ۱۹۶۸ میلادی، عراقی‌ها رویای رهبری جهان عرب را در سر می‌پروراندند. از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۰ درآمدهای نفتی عراق افزایش یافت.[۵] این موضوع به عراق کمک می‌کرد تا خلاء ناشی از مرگ جمال عبدالناصر در صدر رهبری اعراب را پر کنند. زیرا مصر پس از پیمان کمپ دیوید نفوذ خود در میان اعراب را از دست داده بود.[۶]در جریان اعمال حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی عراق روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد و ازاتحادیه عرب خواست تا آنان نیز چنین کنند. درخواستی که از سوی اتحادیه عرب رد شد. عراق همچنین اعتراض رسمی‌ای به سازمان ملل نوشت که توسط این سازمان نادیده گرفته شد. عراقی‌ها که از همه جا سرخورده شدند، دست به اخراج ۷۰۰۰۰ ایرانی ساکن عراق زدند. در سال ۱۹۷۴ تنش در روابط دو کشور به اوج خود رسید و درگیری‌های نظامی مرزی پراکنده کم‌کم به جنگی تمام عیار تبدیل شد. تنش به قدری بالا گرفت که کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد ناچار به مداخله و اعزام نماینده ویژه به مرزهای دو کشور شد. نتیجه گزارش این نماینده منجر به صدور قطعنامه ۳۴۸ شورای امنیت شد که در آن طرفین ملزم به حل اختلاف مرزی میان خود شدند.[۷]محمد رضا پهلوی و صدام حسین با میانجیگریهواری بومدین، معاهده الجزایر را امضا کردند.در جریان پیمان‌نامه ۱۹۷۵ الجزایر ایران به‌طور ضمنی پذیرفت که در ازای رفع اختلافات مرزی آبی در اروند رود بر اساس خط تالوگ، دست از حمایت از کردهای عراق بردارد. این نقش را بعدها اسرائیل به تنهایی در برابر کردها برعهده گرفت.[۸] بنابراین عراق که در طول سال‌های بعد سیاست‌های ضدغرب و ضدصهیونیستی را تبلیغ می‌کرد،[۹] در سال ۱۹۸۰ و پس از سقوط شاه، سیاست ایرانی ستیزی را در دستور کار عراقی‌ها قرار داد. صدام متوجه خلاء ناشی از سقوط شاه ایران به عنوان ژاندارم خلیج فارس شده بود و تلاش داشت تا نقشی که پیش از آن محمدرضا پهلوی ایفا می‌کرد را برعهده گیرد.[۱۰] او برای این‌کار نیاز به مرز آبی کافی و تسلط بر خلیج فارس داشت.[۱۱][۱۲] عراق از زمان عبدالکریم قاسم، خوزستان را بخشی از عراق می‌دانست که توسط حکومت عثمانی به ایران تقدیم شده بود و به همین دلیل ازتجزیه طلبان خوزستان حمایت می‌کرد. حمایتی که با قرارداد الجزایر برای مدتی متوقف شده بود. ولی تحرکات تحریک آمیزی چون نمایش نقشه منطقه که در آن خوزستان «عربستان» نامیده شده و بخشی از خاک عراق بود از تلویزیون بصره ادامه داشت.[۱۳] به گفته جیمز بیل، دلیل اصلی شروع جنگ و مناقشات سیاسی قبل از آن را به طور کلی می‌توان در «تسلط یافتن بر خلیج فارس» دانست. تحقق این هدف برای مصر و عربستان سعودی و سایر شیخ نشینهای منطقه چندان ناخوشایند نبود.[۱۴] سفیر عراق در لبنان در ۱۲ آبان ۱۳۵۸ در مصاحبه با روزنامه النهاربیروت گفت:[۱۵]عراق خواهان تجدیدنظر در پیمان‌نامه ۱۹۷۵ الجزایر بود که بر اساس آن خط تالوگ اروندرود،مرز رسمی میان ایران و عراق استبهبود شرایط با ایران منوط به تحقق ۳ شرط اصلی است: ۱-تجدیدنظر در پیمان نامه۱۹۷۵ الجزایر درباره اروند رود ۲-اعطای خودمختاری به عشایر کرد و بلوچ و عرب ۳-خروج نیروهای نظامی ایران از جزایر سه گانه ایرانی مورد مناقشه و سراسر خلیج فارسصدام حسین مدعی بود که نظام بعثی از همان ابتدای انعقاد قرارداد مرزی ۱۹۷۵ در زمان شاه، خود را مغبون می‌دیده.[۱۶] به نظر می‌رسد که باور عمومی در میان مقامات عراق این بود که پس از انقلاب، ایران دچار ضعف شده و برای عراق فرصت مناسبی فراهم آورده تا توازن قبلی قوا در خلیج فارس را با یک حمله نظامی برهم زده و همزمان راه‌حل جدیدی برای مشکلات عراق با شیعیان جنوب و کردهای شمال این کشور جلوی پای آنان بگذارد.[۱۷] از سوی دیگر تنها دو ماه پیش از آغاز جنگ، صدام حسین و زیبیگنیو برژینسکی در عمان با یکدیگر دیدار کردند. باور بنی صدر این بود که برژینسکی در این ملاقات به صدام اطمینان داده که ایالات متحده مخالفتی با الحاق خوزستان به عراق ندارد.[۱۸]پس از وقوع انقلاب ۱۳۵۷، عراق برخی ناآرامی‌های سیاسی را زیر سر سید محمد باقر صدر و با حمایت و تشویق ایران می‌دانست. صدام حسین، از وجود یک همسایه انقلابی شیعه در مرزهای شرقی خود احساس خوبی نداشت.[۱۹] رهبران ایران نیز رسماً اعلام می‌کردند که به سیاست صدور انقلاب ایران به سایر کشورها می‌اندیشیدند.[۲۰] روح‌الله خمینی معتقد به صدور انقلاب اسلامی به دیگر ملل بود و در نخستین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی (۲۲ بهمن ۱۳۵۸) اظهار داشت:[۲۱]ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنیمعراق مدعی بود که وارد یک جنگ دفاعی شده و از حق مشروع خود برای دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی و بازپس‌گیری اراضی خود با توسل به زور استفاده می‌کند. آن‌ها معتقد بودند که حکومت ایران تمام راه‌های حل مسالمت‌آمیز اختلافات دو کشور را مسدود کرده‌است. پیش از آغاز یورش بارها ایران را به اقدامات تجاوزگرانه نسبت به عراق و دخالت در امور داخلی خود از جمله حمایت از حزب غیرقانونیالدعوه می‌کردند. رهبران ایران هم در بخش عربی رادیو دولتی این کشور به بدگویی شدید از حکومت بعث عراق پرداخته و آن را یک حکومت ضد اسلامی و دست‌نشانده قدرت‌های امپریالیستی معرفی می‌کردند. حکومت عراق نیز متهم می‌شد که به اقدامات تجاوزگرانه از جمله حمایت علنی از شورشیان جدایی‌خواه در خوزستان و قول کمک به آن‌ها برای آزادی «عربستان»، نامی که حکومت عراق بر این استان نهاده بود، می‌پردازد و دریادار احمد مدنی استاندار وقت خوزستان گفته بود که عراق برای شورشیان سلاح ارسال می‌کند. در چندین مورد حتی نیروهای عراق حملاتی را به شهرهای مرزی ایران ترتیب دادند که یکی از آن‌ها بورش به شهری در کردستان ایران در ژوئن ۱۹۷۹ و دیگری به شهر صالح‌آباد در جنوب بود که چندین کشته به جا گذاشت. در نیمه اول سال ۱۹۸۰ (زمستان ۵۸ و بهار ۵۹) چندین درگیری مرزی دیگر هم بین دو کشور رخ داد.[۲۲]اختلافات مرزیمهمترین اختلاف مرزی دو کشور یک اختلاف کهنه بر سر وضعیت شط العرب بود. قسمت انتهایی شط العرب یا اروند رود مرز دو کشور را تشکیل می‌دهد. دولت عراق معتقد بود که مرز دو کشور بایستی بر اساس مفاد قرارداد قسطنطنیه ۱۹۱۳ تعیین شود اما ایران مرز دو کشور را خط تالوگ یعنی عمیق‌ترین قسمت رودخانه می‌دانست. دو کشور یک بار در سال ۱۹۳۴ اختلاف خود را به جامعه ملل ارجاع دادند اما توافقی حاصل نشد. در سال ۱۹۳۷ نخستین معاهده مرزی دو کشور به امضا رسید. بر اساس این قرارداد مرز دو کشور در امتداد ساحل شرقی رودخانه بود اما یک قسمت لنگرگاهی چهار مایلی در کنار آبادان به ایران اختصاص داده شده و در این قسمت خط تالوگ مرز دو کشور را مشخص می‌کرد. عراق معتقد بود ایران از شرایط داخلی سیاسی نابسامان این کشور در آن زمان برای بهبود وضعیت خود در مذاکرات سود جسته است. ایران هم از این قرارداد ناراضی بود و در دهه ۱۹۶۰ آن را فسخ کرده و خواستار مذاکرات برای تعیین خط مرزی جدید شد و همزمان با حمایت از شورشیان کرد در شمال عراق این کشور را تحت فشار گذاشت. نهایتا در سال ۱۹۷۵ در قرارداد الجزایر عراق خواسته‌های ایران در زمینه شط العرب را پذیرفت و خط تالوگ برای نخستین بار مرز رسمی دو کشور در این رودخانه شد و ایران هم در ازای آن تعهد کرد که به حمایت از شورشیان کرد پایان دهد. اما پنج سال بعد و پنج روز پیش از آغاز جنگ صدام حسین این قرارداد را فسخ کرده و مدعی شد این پیمان به دلیل عدم رعایت مفاد آن از سوی ایران اعتبار خود را از دست داده است.[۲۳]نیروهای طرفیندر طول سال‌های جنگ قدرت نظامی ایران از نظر تجهیزات کاهش و قدرت نظامی عراق افزایش یافت. پیش از آغاز جنگ (سال ۱۹۸۰) ارتش عراق دارای ۴۴۳۰۰۰ نیروی انسانی بود و ایران ۳۹۰۰۰۰ ارتشی داشت. عراق ۲۷۵۰ تانک و ایران ۱۷۳۵ تانک داشت. عراق ۳۳۹هواپیمای نظامی و ایران ۴۴۷ هواپیما داشتند،[۲۴] هشت سال بعد و در پایان جنگ (سال ۱۹۸۸) عراق دارای ۱۰۰۰۰۰۰ نیروی انسانی بود و ایران تنها ۶۰۰۰۰۰ نفر دراختیار داشت. عراق ۴۰۰۰ تانک در مقابل ۱۰۰۰ تانک ایران داشت. عراق ۶۰۰ هواپیما و ایران تنها ۵۰ هواپیمای جنگنده قابل پرواز داشت.[۲۵] با این تعداد هواپیمای جنگنده از انواع میگ-۲۹، سوخو-۲۴ و داسو میراژ اف۱، نیروی هوایی عراقدر پایان جنگ به ششمین نیروی هوایی عظیم جهان تبدیل شده بود.[۲۶]نوع تجهیزاتایران پیش از جنگایران پس از جنگعراق پیش از جنگعراق پس از جنگافراد نظامی۳۹۰۰۰۰ نفر۶۰۰۰۰۰ نفر۴۴۳۰۰۰ نفر۱۰۰۰۰۰۰ نفرتانک۱۷۳۵ دستگاه۱۰۰۰ دستگاه۲۷۵۰ دستگاه۴۰۰۰ دستگاههواپیمای جنگی۴۴۷ فروند۵۰ فروند۳۳۹ فروند۶۰۰ فروندنیروهای عراقنوشتار اصلی: ارتش عراقارتش عراق در آغاز جنگ، یک ارتش کاملا وابسته به شوروی بود. ۸۵ درصد از تجهیزات این ارتش، طی ۵ سال پیش از جنگ از شوروی وارد عراق شده بود. صنایع نظامی فرانسه دومین صادرکننده تجهیزات و ادوات نظامی به عراق بودند. پس از این دو کشور، کشورهایی مانند برزیل، اسپانیا و ایتالیا قرار داشتند.[۲۷]یک نفربر زرهی عراقی ساخت شوروی که بعدها در عملیات طوفان صحرا به دست آمریکایی‌ها افتادعراق جنگ را در حالی آغاز کرد که زرادخانه‌های این کشور پر از سلاح بود. ولی این کشور با بحران کمبود قطعات یدکی مواجه بود و در آغاز جنگ شوروی تنها بخش کوچکی از قطعات مورد نیاز عراق را تامین می‌کرد. ولی پس از شکست عراق در مرحله اول جنگ و از سال ۱۹۸۲، شوروی دوباره به مهمترین متحد نظامی عراق تبدیل شد.[۲۸] تا این مقطع عراق قطعات ساخت شوروی مورد نیاز خود را از کشورهایی مانند کره شمالی، مصر، چین و یوگوسلاوی تامین می‌کرد. همزمان سلاح‌های زیادی از جمله موشک‌های اگزوست از فرانسه خریداری شد. همچنین تا پیش از آنکه تولید نوع مخصوص ضد کشتی هواپیماهای میراژ اف-۱ به پایان رسد، پنج فروند جنگنده ضدکشتی سوپر اتاندارد خود را به عراق اجاره داد که در جنگ نفت‌کش‌ها و حمله به جزیره خارک مورد استفاده قرار گرفتند.[۲۹]خلبانان عراقی، دست کم در نبردهای هوایی بسیار پائین‌تر از استانداردهای غربی رفتار می‌کردند. درواقع یکی از مهمترین مشکلات عراق در طول جنگ نداشتن نیروی انسانی کارآزموده برای استفاده از سلاح‌های مدرنی بود که به دست می‌آورد. عراق هیچ‌گاه نتوانست از حداکثر ظرفیت این سلاح‌ها استفاده کند. برای نمونه ۴ سال پس از تحویل هواپیماهای سوخو-۲۴ به عراق، هیچ‌کدام از این هواپیماها بهره‌برداری نشده بودند.[۳۰]حتی امروز نیز نمی‌توان تخمین زد که چه تعداد از عراقی‌های کشته شده در طول جنگ، مستقیم و در اثر رویارویی با ایران کشته شده‌اند و چه تعداد از آنان در اثر ضعف فرماندهی و یا اشتباه در استفاده از تسلیحات پیشرفته.[۳۱]مشکل عدم بهره‌برداری صحیح از تسلیحات پیشرفته فقط در نیروی هوایی این کشور وجود نداشت. برای نمونه خدمه عراقی گونه‌ای از تانک‌های ساخت شوروی در طول جنگ هرگز از سیستم دید در شب این تانک‌ها استفاده نکرده‌بودند. چرا که آن‌ها درک نمی‌کردند که تانک‌های آنان به چنین سامانه‌ای مجهز است.[۳۲] تا سال ۱۹۸۳ عراق حدود ۲۰۰ هواپیمای خود را از دست داده بود و بیشتر این خسارت نه در جنگ با ایران، بلکه در اثر تصادفات و سوانح غیر جنگی و مشکلات تعمیر و نگهداری به وجود آمده بود.[۳۳]نیروهای ایراننوشتارهای اصلی: ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، و بسیجهم‌چنین ببینید: اف-۱۴ تام‌کت‌های ایرانبخشی از نیروهای نظامی ایران را نوجوانانبسیجی داوطلب تشکیل می‌دادنددر طول دهه هفتاد میلادی، ایران یکی از بزرگترین واردکنندگان تجهیزات نظامی بود. بخش عمده‌ای از این تجهیزات پیشرفته همچون هواپیماهای اف-۱۴، تجهیزات الکترونیکی و موشک‌های فونیکس از ایالات متحده وارد می‌شد. آلمان غربی در ساخت بزرگترین زرادخانه اصفهان مشارکت داشت و انگلستان به ایران اسلحه می‌فروخت. برخی تجهیزات پدافند هوایی و ترابری نظامی ایران نیز از شوروی تامین می‌شد. این روند با وقوع انقلاب ایران متوقف شد و نیروهای نظامی ایران را در موقعیت دشواری قرار داد. ایران برای دور زدن این تحریم تسلیحاتی روش‌های زیر را به کار گرفت.[۳۴]تلاش برای خرید قطعات یدکی مورد نیاز از هر منبع ممکن (مانند اروپای غربی، کره جنوبی، تایوان و حتی اسرائیل (در ماجرای ایران کنترا) که این قطعات را داشتند و یا آن را تحت لیسانس آمریکا تولید می‌کردند. ایران ناچار بود این قطعات را با قیمت گران و از بازار آزاد تهیه کند.[۳۵]خرید لوازمی که خارج از حوزه تحریم تسلیحاتی بودند و تبدیل آن به تجهیزاتی که کاربرد نظامی داشتند. برای نمونه می‌توان به هواپیماهای سوئیسی، بالگردهای هلندی، کامیونهای آلمانی، مهمات ساخت چک اسلواکی، زره‌پوش‌های مجارستان، زره‌پوش‌ها و مهمات لهستان و خودروهای رومانیایی خریداری شده توسط ایران اشاره کرد.[۳۶]جواد فکوری و قاسمعلی ظهیرنژادفرماندهان جوان سپاه پاسدارانیکی از مشکلات ایران در ابتدای جنگ، مسئله فرماندهان ارتش این کشور بود. از دید حکومت انقلابی ایران و از میان فرماندهان نظامی زمان پهلوی، تنها تعداد معدودی که در زمان دولت ملیمحمد مصدق از فرماندهان بودند و یا کسانی که مخالف حکومت شاه بودند مناسب پست‌های فرماندهی نظامی بودند.[۳۷] چهل هزار مستشار آمریکایی که به عنوان آموزش با ارتش ایران همکاری می کردند با وقوع انقلاب از کشور اخراج شده بودند، تعداد زیادی از فرماندهان نظامی فرار کرده، بازنشسته شده و یا برکنار شده بودند، نظام سربازگیری ناکارا شده بود و بخشی از نیروهای نظامی کشور درگیر ناآرامی‌های داخلی (مانند گنبد کاووس) شده بودند.[۳۸]در فاصله میان بهمن ۱۳۵۷ تا مهر ۱۳۶۱، ده‌ها تیمسار و افسر ارشد نظامی تعویض، کشته و یا برکنار شدند. ولی‌الله قرنی در تهران ترور شد. ولی‌الله فلاحی در یک سانحه سقوط هواپیما به شهادت رسید. سپهبد سعید مهدیون به جرم شرکت در کودتای نوژه اعدام و سرلشکر باقری نیز زندانی شد. سرهنگ فکوری که پنجمین فرمانده نیروی هوایی ایران به هنگام شروع جنگ بود همراه با سرتیپ فلاحی کشته شد. دریادار مدنی که استعفا داد و از کشور خارج شد و بالاخره دریادار بهرام افضلی که چهارمین فرمانده نیروی دریایی ایران به هنگام شروع جنگ بود و به جرم عضویت در حزب توده ایران در اردیبهشت ۱۳۶۲ دستگیر شد و به اتهام جاسوسی به همراه ۹ نفر دیگر از افسران بلندپایه ارتش در اسفند سال ۱۳۶۲ تیرباران شد نمونه‌هایی از فرماندهان نظامی تعویض شده بودند.[۳۹]در این بین سپاه پاسداران نیز نیرویی تازه‌تاسیس متشکل از جوانان بود که امکانات و توانایی لازم برای جنگ را نداشت. فرماندهان رده بالای سپاه را غالباً جوانان کم تجربه تشکیل می‌دادند که از اصول کلاسیک رزم بی اطلاع بودند.[۴۰] برای نمونه محسن رضایی زمانی که در سال ۱۳۶۰ به فرماندهی کل سپاه منصوب شد، تنها ۲۷ سال سن داشت و تحصیلات او نیز دیپلم دبیرستان بود.[۴۱]خلاصه روند جنگنشانه‌های تنش نظامی میان عراق و ایران، تقریباً بلافاصله پس از وقوع انقلاب ایران آشکار شد. در ۱۳ فروردین ۱۳۵۸ عراق برای نخستین بار به حریم هوایی ایران تجاوز کرد. ۵ روز بعد، نیروهای عراقی به یک پست مرزی ایران در قصرشیرین حمله کردند. در اردیبهشت عراق بهشهر مهران حمله هوایی کرد. پس از آن و تا آغاز همه‌جانبه جنگ، متجاوز از ۵۶۰ مورد درگیری در مرزهای ایران و عراق گزارش شده‌است.[۴۲]در طی سخنرانی سعدون حمادی، نخست وزیر عراق در شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۸۰ و چند روز بعد از شروع اولین درگیری‌ها، وی ایران را متهم کرد که از تروریستهایی که در خاک عراق اقدام به بمب‌گذاری‌های گسترده می‌کنند و در نتیجه تعداد زیادی از مردم عراق را می‌کشند، حمایت می‌کند.[۴۳]آغاز رسمی جنگ، حمله و پیشروی عراقعراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) حمله به ایران را آغاز کرد. نیروهای عراقی به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بودند که نواحی بزرگی از غرب ایران را اشغال کنند. نیروی زمینی عراق از سه جبهه و در هر جبهه با یک سپاه یورش زمینی خود را آغاز کرد. سپاه اول ازجبهه شمالی حدود ۲۵ کیلومتر در اطراف قصر شیرین پیشروی کرد و سپاه دوم از جبهه میانی و در اطراف مهران، هردو پس از برخورد به مناطق کوهستانی متوقف شدند. این حملات برای پشتیبانی از حمله اصلی در خوزستان انجام شد. صدام تصور می‌کرد که مورد استقبال مردم خوزستان که بخشی از آنان عرب یا عرب‌زبان بودند قرار خواهد گرفت.[۴۴]هدف اولیه بخش جنوبی ارتش عراق، تصرف برق‌آسای شهر مرزی خرمشهر و پس از آن آبادان، اهواز، دزفول و سوسنگرد بود. عراق کسب این هدف را یک پیروزی استراتژیک برای خود تلقی می‌کرد. ولی سه ستون زرهی عراقی که برای تصرف خرمشهر اعزام شده بودند با مقاومت ناهماهنگ و خودجوش مردم این شهر مواجه شدند و در کمین حدود ۳۰۰۰ غیرنظامی‌ای افتادند که سلاح‌های ناچیزی همچون تفنگ ام۱ گاراند، نارنجک و کوکتل مولوتوف داشتند، سازماندهی نشده بودند و از هر آموزش نظامی پیش از جنگ محروم بودند. ولی در عوض انگیزه بسیار زیادی برای جنگیدن داشتند. این نیروها موفق شدند جلوی پیشروی سریع ارتش عراق را بگیرند و عراق در همان مرحله اول جنگ، در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند و درگیر یک نبرد خانه به خانه در کوچه‌های خرمشهر شد. تصرف خرمشهر برای عراق به ۱۵ روز زمان و۵۰۰۰ کشته نیاز داشت و پس از آن نیز عراق به مدت سه هفته درگیر نبردهای خیابانی در این شهر بود. شهری که مدت‌ها به افتخار این نبرد، خونین‌شهر نامیده می‌شد.[۴۵][۴۶]پس از تصرف خرمشهر، ارتش عراق موفق شد در اواخر آبان شهر آبادان را به‌طور کامل محاصره کند. عراقی‌ها که بر حمایت عرب‌های خوزستان از ارتش خود، دست‌کم در شمال خوزستان حساب کرده‌بودند، بازهم ناکام ماندند. حملات پیاپی عراق برای تصرف شهرهای سوسنگرد و اهواز عقیم ماند و ارتش عراق شانس غافلگیری را به‌خاطر مقاومت یک گروه کوچک مردمی از دست داد.[۴۷] نقشه اولیه صدام، یک پیروزی سریع در حداکثر چند هفته بود. صدام و حتی بسیاری از تحلیلگران غربی هرگز پیش‌بینی شکست عراق در دستیابی به این اهداف و آغاز یک جنگ فرسایشی طولانی را نمی‌کردند.[۴۸]به گفته مقامات سابق ارشد عراق وظیفه اصلی ارتش عراق در یورش اولیه خود این بود که توپخانه ایران را از مرزهای عراق دور کرده تا قادر به بمباران شهرهای عراقی، به ویژه بصره، نباشند. این کار بایستی در طول سه تا هفت روز انجام می‌شد و سپس بغداد برای مذاکره با تهران وارد عمل می‌شد. این طرح بر اساس استراتژی جنگی استاندارد عربی آن دوران تهیه شد که بر یورش سنگین نخست و سپس مذاکره بر اساس «وضعیت جدید» تأکید داشت. بنابراین نیروهای عراقی در خاک ایران نمی‌بایست بیش از ۴۰ کیلومتر پیشروی کنند و هیچ برنامه‌ای برای حفظ خاک ایران در مدتی طولانی وجود نداشت. اما در عمل این ایده بی‌ثمر بود چراکه ایرانی‌ها حاضر به مذاکره نبودند، آن‌هم در شرایطی که نیروهای عراقی تا آن حد در خاک ایران پیشروی کرده بودند. ضمن اینکه روحانیت حاکم بر ایران علاقمند به گسترش جنگ و استفاده از آن برای دستیابی به مقاصد خود بود. حمله عراق نه تنها باعث فروپاشی حکومت ایران از درون نشد بلکه درست برعکس به آن فرصت داد تا خود را در قدرت تثبیت کند. ارتش عراق هرچند به خوبی مجهز شده بود اما آمادگی کاملی برای جنگ نداشت و البته ایرانی‌ها از این نظر در وضعیت نامناسب‌تری قرار داشتند. مهمترین بخش ارتش عراق به طور غیرمنتظره‌ای خوب جنگید: حملات تانک‌های عراقی در دشت‌های میان شهرهای ایران بارها ایرانیان را غافلگیر کرده و صدمات سختی را به واحدهای پراکنده ایرانی در طول خط مقدم وسیع نبرد وارد کرد. هرچند بسیاری از تحلیل‌گران شیوه عملیاتی عراق را بر گرفته از سبک شوروی توصیف می‌کنند اما آن‌ها در واقع بسیار بیشتر تحت تاثیر نظریات جنگی بریتانیایی قرار داشتند هرچند ارتش عراق تقریباً به طور کامل با تانک‌ها، نفربرها، و توپخانه روسی تجهیز شده بود.[۴۹]در جریان حمله جسورانه عراق به شرق کارون در اواخر مهرماه که مدافعین ایرانی را غافلگیر کرده و به آشوب کشانده بود، نیروی هوایی و هوانیروز ایران با وجود مشکلات اطلاعاتی برای هدف‌گیری رخنه‌هایی در مواضع عراقی پدید آورده و بسیاری از خودروهای عراقی را نابود کردند. در این حمله بخش‌هایی از سپاه پنجم مکانیزه و سپاه ششم زرهی عراق با ایجاد سرپل کوچکی در بخش شرقی رود در نزدیکیدارخوین نیروهای ایرانی را غافلگیر و مسیرهای تدارکاتی ایران را در معرض تهدید قرار دادند. آن‌ها از این نقطه می‌توانستند به سمت شمال و شرق پیشروی کرده و دزفول را به محاصره درآورند. در اواخر مهر نیز یک اسکادران اف-۱۴ برتری هوایی را بر فراز میدان جنگ در خوزستان تأمین کرده و با سرنگون کردن حدود ۱۲ جنگنده عراقی تنها در دو روز به نیروهای ایرانی اجازه داد تا پدافند هوایی عراق در منطقه را که شامل چندین پایگاه سام-۶ می‌شد پاکسازی کرده و شبکه تدارکاتی عراق را منهدم کنند.[۵۰]توقف پیشروی عراقاعزام نفرات داوطلب مردمی در قالب نیروهایبسیج و سپاه به جبهه‌هااز زمستان ۱۳۵۹ که امید دست یافتن به یک پیروزی سریع برای عراق به یاس مبدل شد، شوروی حمایت تسلیحاتی خود از عراق را متوقف کرد. عراق نیز ناچار شد در مصرف تسلیحات خود محافظه‌کاری بیشتری نشان داده و عملیات نظامی خود را کندتر کند. از طرفی ایران نیز درگیر مشکلات داخلی خود شده‌بود. اختلافات میان سپاه پاسداران و ارتش از یک سو و اختلاف میان ابوالحسن بنی‌صدر و اکثریت مجلس شورای اسلامی از سوی دیگر موجب شده بود تا انسجام تصمیم گیری در زمینه جنگ وجود نداشته باشد. از سوی دیگر ایران نیز همچون عراق درگیر مسئله تامین تجهیزات نظامی مورد نیاز خود بود.[۵۱]در همین زمان نیروی هوایی عراق به خاطر نگرانی از نابودی هواپیماهایش در زمین، ناگزیر شد تعداد زیادی از هواپیماهای خود را به فرودگاه «الولید» در غرب این کشور (۵۰ کیلومتری مرز اردن) منتقل کند تا از برد هواپیماهای ایران خارج باشند. با این حال خلبانان ایرانی توانستند با انجام عملیات سوخت گیری در هوا خود را به پایگاه «الولید» برسانند و در آنجا ۴۶ هواپیمای عراقی (۱۵ تا ۲۰ درصد از کل نیروی هوایی عراق در آن زمان) را روی زمین منهدم نمایند. این حمله به عملیات اچ-۳ معروف شده‌است.[۵۲]نیروی هوایی حلقه فراموش‌شده‌ای بود که در نهایت کل عملیات جنگی عراق را به شکست کشانید. نیروی هوایی عراق نمی‌توانست با نیروی هوایی و هوانیروز ایران هماوردی کند چرا که از قدرت آتش، هواپیماهای توانا و تمرینات مناسب برخوردار نبود. حکومت عراق از این موضوع آگاه بود اما تصور می‌کرد که وضعیت نیروی هوایی و هوانیروز ایران هم به نابسامانی دیگر بخش‌های ارتش ایران باشد. آن‌ها همچنین امیدوار بودند که با حمله هوایی نخست خود به پایگاه‌های هوایی مهم ایران نیروی هوایی این کشور را زمین‌گیر کنند. اما در عمل نیروی هوایی ایران تنها پس از ۲۴ ساعت به یک دستگاه جنگی تبدیل شد و نه تنها به تمام خاک عراق حمله‌ور شد بلکه آسیب شدیدی هم به نیروی زمینی عراق وارد کرد. نیروی هوایی ایران تنها پس از سه هفته با نابود کردن کامل تدارکات عراق و اکثر پایگاه‌های نظامی آن در نزدیکی جبهه یورش نیروهای عراقی را متوقف کرد، و اگر وضعیت هوا در آن برهه زمانی آن قدر بد نبود، این کار در مدت کوتاهتری انجام می‌شد. نیروهای عراقی در شرایطی نبودند که قادر به مقابله با اف-۱۴های ایرانی باشند و حتی توانایی جلوگیری از خسارات سنگینی را که جنگنده‌های اف-۴ و اف-۵ و هلیکوپترهای کبرای ایرانی به نیروهای زمینی آنان وارد کردند، نداشتند. نیروی هوایی و هوانیروز ایران در نابودسازی خودروهای نظامی، ادوات توپخانه‌ای و تدارکات ارتش عراق به قدری موفق بود که توانایی هجومی ارتش عراق تقریبا از بین رفت. واحدهای زرهی و مکانیزه ارتش عراق دستور داشتند تا به جای درگیر شدن در جنگ شهری در فاصله بین شهرها پیشروی کرده و ارتباط آن‌ها را قطع کنند اما تلاش آن‌ها بی‌ثمر ماند چراکه برای محاصره شهرهای خوزستان به تدارکات نیاز داشتند و مسیرهای انتقال تدارکات آن ها در معرض حملات مداوم و سنگین نیروی هوایی ایران بود. در نتیجه آن‌ها فقط یک شهر مهم یعنی خرمشهر را که تنها چند کیلومتر از مرز فاصله دارد به تصرف خود درآوردند. عراق برای تصرف خرمشهر به جنگ شهری خانه به خانه روی آوردند که نیروی هوایی نمی‌توانست در آن چندان موثر باشد. با فتح خرمشهر ذخایر استراتژیک عراق به قدری کاهش یافته بود که آن‌ها تا چندین سال قادر به آغاز هیچ عملیات هجومی دیگری نبودند.[۵۳]آغاز پیروزی‌های ایرانهم‌چنین ببینید: شکست حصر آبادانسرلشکر نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ولی‌الله فلاحی، فرماندهی چندین عملیات مشترک ارتش و سپاه، ازجمله شکست حصر آبادان را در سال ۱۳۶۰ برعهده داشتسرانجام ابوالحسن بنی‌صدر در ابتدای تابستان ۱۳۶۰ از ریاست جمهوری عزل شد. این امر موجب شد تا در زمینه جنگ در تهران تمرکز تصمیم‌گیری به وجود آید. از طرفی اختلافات میان ارتش و سپاه نیز حل و فصل شد و این دو نیرو آماده همکاری و انجام عملیات مشترک شدند.[۵۴] همزمان فرماندهی کل عملیات نظامی در جبهه‌ها به ولی‌الله فلاحی از امیران باتجربه ارتش سپرده شد.[۵۵] در کنار این مسئله کسب تجربه توسط فرماندهان جوان سپاه، موجب بهبود توان تاکتیکی، برنامه ریزی صحیح و اطلاعات و امنیت بهتر عملیات شد.[۵۶] پیروزی‌های ایران از این دوره آغاز شد.[۵۷]در شهریور ۱۳۶۰ خبرنگاران غربی که برای نخستین‌بار از سوی ایران اجازه یافته بودند از جبهه‌های جنگ بازدید کنند، در گزارش‌های خود از شور و امید به زندگی در نیروهای ایرانی خبر دادند. در طی یک عملیات سه روزه ایران موفق شد شهر آبادان را پس از حدود یک سال از محاصره خارج کند و امیدهای صدام را برای به دست آوردن سهم بیشتر از اروندرود برباد دهد. این پیروزی آن‌چنان غیر منتظره بود که برخی گمان می‌کردند نظامیان عراقی در این جبهه بر علیه صدام کودتا کرده‌اند. همزمان نیروی هواییتاسیسات نفتی کرکوک در شمال عراق و دو مرکز نفتی در کویت را که واسطه مبادله نفت خام عراق با محصولات سوختی بودند بمباران کرد.[۵۸]در دوم فروردین ۱۳۶۱ ایران طی عملیات فتح‌المبین موفق شد مناطق استراتژیکی را از تصرف عراق خارج کند و دست‌کم ۱۵۰۰۰ عراقی را به اسارت بگیرد. پس از این عملیات ابتکار استراتژیک در جبهه‌ها به دست نیروهای ایرانی افتاده بود.[۵۹]آزادسازی خرمشهرنوشتار اصلی: آزادسازی خرمشهردر جریان آزاد سازی خرمشهر هزاران سرباز عراقی به اسارت نیروهای ایرانی درآمدندمدتی پیش از فتح خرمشهر، تحلیلگران سازمان سیا در ایالات متحده به این نتیجه رسیدند که در صورت ادامه همین روند، عراق در جنگ با ایران شکست خواهد خورد.[۶۰] در سوم خرداد ۱۳۶۱ ایران به یک پیروزی بزرگ دیگر دست یافت. عراق که هنوز از شکست حصر آبادان ترمیم نیافته بود، خود را با عملیات بیت‌المقدس روبرو دید. این عملیات در سه محور جنوب سوسنگرد در شمال خوزستان، جاده اهواز خرمشهر در مرکز و خود شهر خرمشهر انجام شد و در هر سه محور به پیروزی ایران منجر شد.[۶۱] تنها کمتر از ۲۸ ساعت از آغاز عملیات، نیروهای ایرانی کنترل شهر را به دست گرفتند. در حین عملیات ۱۵۰۰۰ سرباز عراقی کشته و یا اسیر شدند.[۶۲]تحلیلگران سیا پیش بینی می‌کردند که احتمال مداخله سایر اعراب در جنگ و منطقه‌ای شدن آن نیز وجود دارد. تا اوایل تیرماه ۱۳۶۱، رونالد ریگان به این نتیجه رسید که ایالات متحده نمی‌تواند اجازه دهد که عراق بازنده این جنگ باشد و باید به هر قیمتی جلوی شکست کامل عراق را بگیرد.[۶۳] رئیس بخش خاورمیانه شورای عالی امنیت ملی آمریکا در دولت ریگان، سال‌ها پس از پایان جنگ ایران و عراق و زمانی که آمریکا در دهه ۹۰ میلادی رو در روی صدام ایستاده بود در این باره گفت:[۶۴]این‌گونه نبود که ما می‌خواستیم عراق «برنده» جنگ باشد. خیر. ما فقط مایل نبودیم عراق «بازنده» جنگ باشد. ما را واقعاً ساده فرض نکنید. ما می‌دانستیم که او (صدام حسین) یک «حرامزاده» است. ولی او، «حرامزاده» خودمان بودطرح عربی صلحآزادسازی خرمشهر نقطه عطف بزرگی در جنگ ۸ ساله ایران و عراق بود. دو کشور با تصمیم سرنوشت ساز ادامه جنگ یا اعلام آتش بس روبرو بودند. سازمان ملل به خواست صدام به ایران اصرار کرد که آتش بس را بپذیرد. ولی موانع زیادی بر سر این آتش بس وجود داشت. عراق همچنان بر نقض معاهده الجزایر و حق حاکمیت بر اروندرود پافشاری می‌کرد. از سوی دیگر عراق هنوز بخش‌های از خاک ایران را در تصرف خود داشت و روح‌الله خمینی هم می‌خواست صدام از قدرت کنار برود. این بود که ایران آتش بس پیشنهادی در قطعنامه ۵۱۴ شورای امنیت را نپذیرفت.[۶۵] اگرچه احمد خمینی پیش از مرگ تاکید داشت که روح‌الله خمینی با ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر مخالف بوده‌است.[۶۶]آزادی خرمشهر نشان از پیروزی قریب‌الوقوع ایران در جنگ داشت. شرایطی فراهم شده بود که ایران بتواند غرامت قابل توجهی از عراق و متحدین عرب او (به ویژه عربستان سعودی) که به شدت ترسیده بودند دریافت کند.[۶۷] اسپنسر تکر در دانشنامه جنگ‌های خاورمیانه به طرح میانجیگرانه‌ای اشاره می‌کند که بر اساس آن، عربستان سعودی پس از آزادی خرمشهر پیشنهاد نمود تا غرامت جنگ توسط کشورهای عربی به ایران پرداخته شود و عراق نیز بخشی از خاک ایران را که در تصرف داشت ترک کند. به گفته اسپنسر تکر مقامات ایران این پیشنهاد را رد کرده و خواهان بازگشت یکصد هزار شیعه عراقی که توسط صدام اخراج شده بودند به کشور عراق شده بودند. به گفته تکر شرط دوم ایران پرداخت ۱۵۰ میلیارد دلار غرامت به جای ۷۰ میلیارد دلار پیشنهادی عربستان و شرط سوم برکناری صدام از قدرت بوده‌است.[۶۸] یک ژورنال تخصصی که در سال ۱۹۸۴ (دو سال پس از آزادی خرمشهر) منتشر شده‌است، مبلغ پیشنهادی عربستان را ۲۵ میلیارد دلار ذکر کرده‌است.[۶۹] در یک کتاب منتشر شده توسط مرکز تحقیقات استراتژیک امارات عربی متحده، بدون اشاره به مقدار غرامت پیشنهادی، این مبلغ «قابل ملاحظه»[یادداشت ۱] توصیف شده‌است.[۷۰] علی‌اکبر ولایتی اصل وجود چنین پیشنهادی در آن زمان را مورد تائید قرار داده[۷۱] و حتی هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۱۵ اسفند ۱۳۶۰ خود می‌نویسد:[نیازمند منبع]وابسته نظامی ایتالیا گفته: کشورهای نفت خیز منطقه مایلند شصت میلیارد دلار خسارات جنگ را از طرف صدام به ایران بدهند و ایران از شرط سوم که کیفر صدام است منصرف شود.هاشمی رفسنجانی بعدها در مرداد ۱۳۸۹ در یادداشتی گفته‌است:[۷۲]در گفت وگوها هیچ ضمانتی برای جلوگیری از تکرار شرارت‌های صدام نمی‌دادند.... میانجی‌ها که اکثراً کشورهای عرب منطقه بودند... اقدام به انتشار شایعات بی اساس می‌کردند که یکی از خبیث ترین شایعات آنان پیشنهاد غرامت‌ها پس از فتح خرمشهر بود. شایعه‌ای که با همه بی اساس بودنش، در افواه افتادعزت‌الله سحابی و هدی صابر استدلال کرده‌اند که اگر هم برای ایران مقدور نبود که در این مقطع غرامت جنگ را از دولتهای عربی دریافت کند، نفس برقراری آتش‌بس و پذیرش صلح در سال دوم جنگ مانع گسترش و افزایش خسارت و تلفات می‌شد و این به مصلحت ایران بود.[۷۳]توقف ایرانیک رزمنده شهید ایرانی که در جنگ ایران و عراق کشته شده‌است.عراق در آغاز جنگ، ۱۳۶۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران را اشغال کرده بود. با انجام چهار عملیات موفقیت آمیز ایران با نام‌های عملیات ثامن‌الائمه، عملیات طریق‌القدس، عملیات فتح‌المبین وعملیات بیت‌المقدس، ۸۶۰۰ کیلومتر از این اراضی به شکل نظامی آزاد شد. از ۵۰۰۰ کیلومتر مربع باقی‌مانده، عراق به صورت داوطلبانه از ۲۵۰۰ کیلومتر مربع دیگر (پس از آزادی خرمشهر) عقب نشینی نمود. ولی ۲۵۰۰ کیلومتر مربع دیگر از خاک ایران (شامل شهرهای مهران و نفت شهر) همچنان و تا پایان جنگ در تصرف ارتش عراق باقی ماند.[۷۴]اگرچه پس از آزادی خرمشهر ایران دو عملیات موفق دیگر نیز (ازجمله در منطقه سومار) انجام داد،[نیازمند منبع] ولی شکست نیروهای نظامی این کشور در مقابل ارتش عراق در عملیات رمضان (تابستان ۱۳۶۱) و در منطقه بصره موجب شد ایران برتری تبلیغاتی و روحی خود را از دست بدهد.[۷۵] گفته می‌شود که عملیات رمضان بزرگترین نبرد زمینی جهان پس از جنگ جهانی دوم بوده‌است. در این نبرد سه موج جداگانه از سپاهیان داوطلب در زمینی مسطح به سوی بصره حرکت کردند. عراق به سادگی از توپخانه برای قتل عام ۳۰۰۰۰ سرباز ایرانی استفاده کرد. عملیاتی که درواقع هیچ دستاوردی برای ایران نداشت.[۷۶] ژنرال ماهر عبدالرشیددر این باره گفت:[۷۷]برای نابود کردن هر حشره مزاحمی، حشره‌کش مناسب وجود دارد که بدون توجه به تعداد حشره‌ها، آنان را دفع می‌کند. و مهاجمان (ایرانی) بدانند که عراق حشره کش مناسب برای دفع آنان را دارد.جنگ نفتکش‌هاحمله به یک کشتی تجاری در جریان جنگ نفت‌کش‌هانوشتار اصلی: جنگ نفت‌کش‌هادر سال چهارم جنگ، نیروهای زمینی دو طرف به تعادل رسیده بودند.[۷۸] ولی در خلیج فارس وضع به گونه دیگری بود. در یک مقطع دو ساله، کشورهایکویت، ایالات متحده، اردن و آفریقای جنوبی در یک همکاری تنگاتنگ، نفت خام هدیه شده از سوی کویت را در نفت‌کش‌های با پرچم آمریکا بارگیری کرده و به آفریقای جنوبی منتقل می‌کردند. آفریقای جنوبی در عوض سوخت مورد نیاز عراق را به بندری در اردن تحویل می‌داد.[۷۹] همزمان جزیره خارک به عنوان پایانه اصلی صدور نفت ایران توسط هواپیماهای پیشرفته‌ای که فرانسه به عراق تحویل داده بود، مسدود شد. به این ترتیب ایران وارد جنگ نفت‌کش‌ها شد.[۸۰]طرف عراقی تنها در طول سال ۱۳۶۳ دست به حمله به ۳۳ نفت‌کش زد. ایران نیز با حمله به ۱۷ نفتکش به این عمل واکنش نشان داد. واکنش هاشمی رفسنجانی به این مسئله این بود که تهدید کرد اگر جلوی صادرات نفت ایران از خلیج فارس گرفته شود، آنگاه دیگر هیچ کشوری نخواهد توانست از نفت خلیج فارس استفاده کند. دو هفته بعد، شورای امنیت به این تهدید ایران واکنش نشان داد و با صدور قطعنامه ۵۵۲طرفین را از حمله به کشتی‌های غیر نظامی بازداشت.[۸۱]ورود ایران به خاک عراقایران سرانجام در بهار ۱۳۶۴ در عملیات دیگری موفق شد به بخشی از اهداف عملیات رمضان برسد و ارتباط عراق را با خلیج فارس قطع کند. در این عملیات که به شکلی گمراه‌کننده ابتدا رو به سمت شمال بصره انجام شد، ایران موفق شد شبه جزیره فاو را به طور کامل تصرف کرده و ارتباط بندر نفتی-نظامی ام‌القصر عراق را برای مدت بیش از دو سال با خلیج فارس قطع کند. این پیروزی در شرایطی به دست آمد که عراق بار دیگر از سلاح‌های شیمیایی برای ضدحمله استفاده کرد.[۸۲] همزمان یک خط لوله میان عراق و عربستان احداث شد تا نیازی به عبور نفت‌کش‌ها در خلیج فارس و در تیررس نیروهای ایران نباشد.[۸۳]در زمستان ۱۳۶۵ نیروهای ایران به نزدیک بصره رسیدند. با افزایش احتمال سقوط بصره و پدیدآمدن این باور که موازنه نظامی به نفع ایران در حال تغییر است، خاویر پرز دکوئیار اعلام کرد که اعضای شورای امنیت برای پایان دادن به جنگ مصمم هستند. مذاکرات برای تهیه پیش نویس قطعنامه ۵۹۸ به سرعت آغاز شد.[۸۴] پس از آن که در بهار ۱۳۶۶ ایران موفقیت‌های دیگری در جبهه شمال و در منطقه سلیمانیهبه دست آورد[۸۵] سرانجام قطعنامه ۵۹۸ در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ به تصویب رسید.[۸۶]ورود آمریکا به جنگ و قبول قطعنامه از سوی ایرانیکی از سکوهای نفتی ایرانی که مورد حمله آمریکایی‌ها قرار گرفتصدور قطعنامه ۵۹۸ در ایران بحث‌های چالش برانگیزی را برانگیخت.[۸۷] این قطعنامه درباره آغاز کننده جنگ و چرایی وقوع آن ساکت بود. قطعنامه بیش از حد یک جانبه و به سود عراق و همراه با اعمال نظر ایالات متحده بود. در مورد مسئله تعیین متجاوز و مقصر، قطعنامه به سادگی گفته بود:[۸۸]دبیر کل سازمان ملل، در راستای شناسایی متجاوز اختیارات لازم را به یک هیئت بی‌طرف خواهد داد تا پس از تحقیق درباره مسئول واقعی جنگ، گزارش خود را در اسرع وقت به شورای امنیت ارائه کنند.واکنش ایران به این قطعنامه این بود که آن را نه قبول و نه رد کرد. ایران خواستار آن بود که عراق به روشنی به عنوان متجاوز شناخته شده و این خواسته را بارها و بارها اعلام کرده بود. خواسته‌ای که هربار توسط سازمان ملل رد می‌شد. در طول یک سالی که از تصویب قطعنامه تا پذیرش آن توسط ایران گذشت، ایران تحت فشار خارجی زیادی برای قبول آن قرار داشت.[۸۹]شلیک موشک از ناو آمریکایی یواس‌اس وینسنس. از چنین موشکی برعلیه پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر استفاده شد. این شلیک موجب مرگ ۲۹۰ مسافر غیرنظامی ازجمله زنان و کودکان شد.رونالد ریگان در ۳۱ شهریور ۱۳۶۶ در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ایران را رسماً تهدید کرد که اگر به قطعنامه ۵۹۸ پاسخ منفی بدهد، چاره‌ای جز یک «اقدام عملی» باقی نمی‌ماند.[۹۰] اندکی بعد ایالات متحده به عنوان متحد عراق وارد جنگ با ایران شد. در ۳۰ فروردین ۱۳۶۷ ایالات متحده به نفت‌کش‌ها و سکوهای نفتی غیرنظامی ایران در خلیج فارس حمله کرد.[۹۱][۹۲] تنها دو روز پیش از آن و در روزهای ۲۸ و ۲۹ فروردین، عراق برای بازپس گیری شبه جزیره فاو شروع به بمباران شیمیائی مواضع ایران نموده بود.[۹۳] در جریان این حمله بالگردهای آمریکایی به نفع نیروهای عراقی مستقیماً وارد جنگ با ایران در فاو شدند. روشن بود که ایران توان جنگیدن مستقیم و همزمان با دو ارتش ایالات متحده و عراق را نداشت.[۹۴] بنابراینشبه جزیره فاو دوباره به دست عراق افتاد.[۹۵]در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ ناو آمریکایی یواس‌اس وینسنس یک هواپیمای غیرنظامی ایرباسمسافری ایران[۹۶] را در آب‌های خلیج فارس مورد اصابت موشک خود قرار داد و تمامی ۲۹۰ مسافر آن را کشت.[۹۷] با این حمله ایالات متحده مشخص کرد که مایل است به طور مستقیم وارد جنگ با ایران شود. این حمله تنها دو هفته پیش از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران صورت گرفت.[۹۸]از بعد داخلی نیز دولت ایران تحت فشار زیادی بود.[۹۹] در داخل کشور زمزمه‌های مخالفت با جنگ آغاز شده بود و فشارهای اقتصادی بر دولت افزایش یافته بود.[۱۰۰]درآمد نفتی کشور از ۱۵ میلیارد دلار به کمتر از ۶ میلیارد دلار کاهش یافته بود و وضعیت اقتصادی کشور در بدترین حالت خود بود.[۱۰۱] سرانجام محسن رضایی طی نامه‌ای به روح‌الله خمینی، فهرستی از نیازهای مضاعف نیروهای نظامی ایران برای ادامه جنگ در ۵ سال آینده را ارائه داد.[۱۰۲]... تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم. ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال ۱۳۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و ۳۰۰۰ قبضه توپ و ۳۰۰ هواپیمای جنگی و ۳۰۰ هلیکوپتر باشیم و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزری واتمی که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است را داشته باشیم، می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی انجام دهیم....با این وجود فرمانده سپاه پاسداران در ادامه همین نامه بر لزوم ادامه جنگ تاکید کرد. ولی میرحسین موسوی ضمن رد خواسته‌های سپاه اعلام کرد که دولت ظرفیت اختصاص حتی یک دلار دیگر برای تهیه چنین فهرستی ندارد.[۱۰۳] بنابراین ایران در روز ۲۷ تیر ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت. روح‌الله خمینی درباره تصمیم به پذیرش این قطعنامه گفت:[۱۰۴]ستون نظامی مجاهدین خلق پس از محاصره و قرار گرفتن در کمین نیروهای ایرانقبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است، ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم.آتش بسیک هفته پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران، حدود ۵۰۰۰ نیروی سازمان مجاهدین خلق با مقادیری تجهیزات جنگی در محور غرب و از طریق شهرهای مهران و اسلام‌آباد غربدر عملیاتی با عنوان فروغ جاویدان به ایران حمله کردند. هدف این عملیات تسخیر تهران در ۳۳ ساعت بود و مسعود رجوی فرماندهی عملیات را برعهده داشت. عملیات پاتک ایرانعملیات مرصاد نام داشت و طی آن مجاهدین در کمین قرار گرفتند و شکست خوردند. به گفته هاشمی رفسنجانی:«اینها توی کیسه آمدند و ما در کیسه را بستیم.»[۱۰۵] ۱۰ روز پس از این شکست، آتش بس در سراسر مرزهای ایران و عراق برقرار شد.[۱۰۶]پس از آتش بسبازگشت اسیران ايران از عراق در سال ۱۳۶۹ایران و عراق در سال ۱۳۶۹ و پیش از حمله عراق به کویت، توافق صلح رسمی امضا کردند و روابط دیپلماتیک خود را از سر گرفتند. از همان زمان کار تبادل اسرای جنگی دو طرف آغاز شد.[۱۰۷] در پایان جنگ ۸ ساله حدود ۴۰۰۰۰ ایرانی در عراق اسیر بودند. در مقابل ایران نیز حدود ۷۰۰۰۰ اسیر عراقی دراختیار داشت.[۱۰۸] کار مبادله اسرای دو طرف تا اسفند ۱۳۸۱ به طول انجامید.[۱۰۹]غرامت جنگیدر سال ۱۹۹۱ خاویر پرز دکوئیار (دبیرکل وقت سازمان ملل متحد) رسماً بر اساس نظر گروه ناظر نظامی سازمان ملل متحد، عراق را آغازگر جنگ معرفی کرده و از خواسته ایران برای دریافت غرامت جنگی پشتیبانی کرد.[۱۱۰] خسارات وارده به ایران در طول جنگ ۸ ساله ۹۷ میلیارد دلار برآورد شد. در حالی که فقط خسارات مستقیم وارده به کویت توسط عراق در جنگ اول خلیج فارس ۲۴۰ میلیارد دلار برآورد شده بود.[۱۱۱]در شهریور ۱۳۸۹، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با تهیه طرحی دولت را ملزم به پیگیری اخذ غرامت‌های جنگ کرده‌است. ولی تا به حال دولت محمود احمدی نژاد برای پیشبرد این مقصود هیچ عملی انجام نداده‌است، گفته می‌شود اختلافات بین دولت و مجلس باعث عدم واکنش دولت به این طرح است.[۱۱۲]میانجی‌گری‌های بین‌المللیشورای امنیت در دوران جنگ ایران و عراق قطعنامه‌های ۴۷۹، ۵۱۴، ۵۲۲، ۵۴۰، ۵۵۲، ۵۸۲،۵۸۸ و ۵۹۸ را در این خصوص صادر کردنوشتار اصلی: جنگ ایران و عراق و سازمان ملل متحدهم‌چنین ببینید: گروه ناظر نظامی سازمان ملل متحداز نخستین روز آغاز جنگ، کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد از طرفین خواست که تلاش خود را برای حل اختلافات به کار بگیرند. نخستین بیانیه شورای امنیت در زمینه این جنگ، فقط از دو طرف خواسته بود که از هرگونه اقدام نظامی خودداری کنند. در این بیانه حتی از عراق خواسته نشده بود که به پشت مرزهای دو کشور باز گردد. شش روز بعد و در ۶ مهرماه ۱۳۵۹ قطعنامه ۴۷۹ شورای امنیت در خصوص جنگ ایران و عراق صادر شد و باز هم بدون اشاره به تجاوز عراق به خاک ایران و فقط با ذکر عبارت «وضعیت میان ایران و عراق» از دو کشور خواسته شد که از توسل به زور خودداری کنند. عراق بلافاصله این قطعنامه را پذیرفت ولی ایران اعلام کرد تا پیش از خروج نیروهای عراق از خاک ایران، این قطعنامه را نمی‌پذیرد.[۱۱۳]پس از آن نیز تا پیش از صدور قطعنامه ۵۹۸، شورای امنیت بیانیه‌ها و قطعنامه‌های متعددی درباره جنگ ایران و عراق صادر کرد. نخستین قطعنامه‌ای که در آن از دو کشور خواسته شده بود به پشت مرزهای خود بازگردند، قطعنامه ۵۱۴ بود که در ۲۱ تیرماه ۱۳۶۱ و اندکی پس از بازپس گیری خرمشهر از عراق صادر شد. در قطعنامه ۵۴۰ به جای واژه خلیج فارس از واژه «خلیج» استفاده شد که موجب اعتراض ایران شد. در زمستان ۱۳۶۴ و ۱۵ روز پس از حمله ایران و تصرف شبه جزیره فاو شورای امنیت قطعنامه ۵۸۲ را صادر کرد. در قطعنامه ۵۸۸ که در مهر ۱۳۶۵ صادر شد و بر اجرای قطعنامه ۵۸۲ تاکید داشت، همچنان از عبارت «وضعیت میان ایران و عراق» استفاده شده بود. ، فصل مشترک همه قطعنامه‌های شورای امنیت تا پیش از قطعنامه ۵۹۸ این بود که در هیچ‌یک از آن‌ها به سه عنصر «آغازگر جنگ»، «کشور متجاوز» و ««چگونگی تنبیه متجاوز» اشاره‌ای نشده بود. عراق همه قطعنامه‌های سازمان ملل را پذیرفت و یا آمادگی خود را برای پذیرش آن اعلام کرد. ولی ایران تنها قطعنامه ۵۹۸ را پس از یک سال از صدور پذیرفت.[۱۱۴]سایر فعالیت‌ها برای برقراری صلحعلاوه بر شورای امنیت و سازمان ملل متحد، مجامع، کشورها و افراد دیگری نیز در مقاطعی از جنگ هشت ساله، تلاش کردند تا نقش میانجی صلح را داشته باشند. ولی هیچ یک از این تلاش‌ها به نتیجه نرسید. یکی از مهم‌ترین این تلاش‌ها تشکیل کمیته حسن نیّت مرکب از نمایندگان دولتهای کوبا، یوگسلاوی، الجزایر، زامبیا، هند، پاکستان و سازمان ساف توسط جنبش عدم تعهد بود. سازمان کنفرانس اسلامی، شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و اتحادیه اقتصادی اروپا نیز از دیگر مجامعی بودند که در مقاطعی تلاش‌هایی برای برقراری آتش بس و عقب نشینی نیروهای دو کشور به پشت مرزها انجام داد.[۱۱۵]موضع سایر کشورهادیدار دونالد رامسفلد با صدام حسین در جریان جنگ عراق و ایران در تاریخ ۲۰ دسامبر ۱۹۸۳[۱۱۶]از بعد تاریخی، جنگ ایران و عراق در اواخر جنگ سرد و در دور دوم آن رخ داد.[۱۱۷] بیشتر سال‌های جنگ در دوره ریاست جمهوری رونالد ریگان سپری شد. در آن زمان دو دیدگاه اصلی در میان نظریه پردازان سیاسی آمریکا درباره ایران وجود داشت. دیدگاه نخست آن بود که ایران پس از سقوط شاه «ازدست رفته» است و باید به هر روش ممکن آن را بازگرداند. دیدگاه دوم این بود که در میان اداره کنندگان ایران، علایق غرب گرایانه بیش از علایق چپ گرایانه مشاهده می‌شود. در طول هشت سال بعد، موضع ایالات متحده در قبال ایران و جنگ را به تناوب به قدرت گرفتن یکی از این دو دیدگاه بستگی داشت.[۱۱۸]در این میان با آغاز جنگ، شوروی برای مدتی حمایت تسلیحاتی خود از عراق را متوقف کرد. ولی به زودی به این فکر افتاد که با از سر گیری کمک تسلیحاتی به عراق، می‌تواند دوباره این کشور را به سوی خود جذب کند. از سوی دیگر شوروی به پول نقدی که عراق از فروش نفت خود به دست می‌آورد نیاز داشت. بنابراین دلایل اقتصادی مهمی در روابط شوروی با عراق در طول جنگ وجود داشت.[۱۱۹] از سوی دیگر اگرچه در اوایل جنگ روابط ایران و شوروی توام با احترام بود ولی مسائلی مانند اشغال افغانستان توسط شوروی و دستگیری اعضای حزب توده توسط ایران گاهی باعث سردی روابط دو کشور بود. روشن است که ایران از روابط خوب میان شوروی و عراق نیز راضی نبود[۱۲۰] و شوروی نیز نگران قدرت گرفتن شیعیان عراق بود که توسط ایران حمایت می‌شدند. با این‌حال شوروی تلاش می‌کرد با بازگذاشتن درهای تجارت و ترانزیت کالا از طریق ایران، این کشور را راضی نگه دارد.[۱۲۱]در سال‌های اول شوروی با اعلام موضع بی‌طرفی از فروش مستقیم سلاح و جنگ‌افزار به عراق خودداری می‌کرد، ولی اجازه می‌داد تا اردن اسلحه مورد نیاز عراق را خریداری و به دست عراق برساند. اردن این نقش خریدار ظاهری را در خریدهای مهم تسلیحاتی از چین،اسپانیا، بریتانیا و ایالات متحده نیز ایفا می‌کرد. ولی نقش اردن در جنگ ایران و عراق به همین‌جا خاتمه نمی‌یافت. تمامی بنادر و فرودگاه‌ها و سرزمین اردن بر روی کالاهای صادراتی و وارداتی به عراق باز بود. بندر عقبه در دریای سرخ در اختیار عراق بود تا کالاهای خود را صادر کند. ملک حسین نیز همزمان به پایتخت‌های مختلف جهان سفر می‌کرد تا موضع عراق را درباره جنگ تشریح کند.[۱۲۲]رویدادهای سال ۱۳۵۸ و سیاست صدور انقلاب اسلامی و اقدامات آشکار و پنهان در منطقه زمینه‌ای شد تا دو کشور عراق و عربستان سعودی به یکدیگر بیش تر نزدیک شوند و یک سال قبل از شروع جنگ در پیمان امنیت متقابل بین دو کشور امضاء گردید.[۱۲۳] در واقع عربستان سعودی در کنار ایالات متحده تمامی تلاش خود را به کار بست تا جلوی ایران برتری و پیروزی ایران در جنگ را بگیرد.[۱۲۴]پادشاه عربستان تنها سه روز پس از آغاز جنگ در تماسی تلفنی حمایت کامل کشورش از عراق را به صدام ابلاغ کرد. در طول سال‌های جنگ نیز عربستان در تامین جنگ‌افزار مورد نیاز برای عراق همکاری می‌نمود.[۱۲۵]در میان کشورهای عربی، نقش مصر نیز در حمایت از عراق قابل ملاحظه بود. مصر نه‌تنها در طول جنگ به عراق اسلحه می‌فروخت، بلکه کمبود نیروی انسانی خلبان عراق را نیز با اعزام خلبانان مصری به جبهه جنگ عراق با ایران جبران می‌کرد. علاوه بر آن، این مصر در معامله خرید تسلیحات نظامی جدید برای عراق، از جمله هواپیماهای پیشرفته سوپر اتاندارد از فرانسه نقش داشت. در طول جنگ، کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس مانند کویت و عربستان سعودی و در وحله بعد امارات متحده عربی و عمان، آشکارا در سمت عراق بودند. بیشتر این حمایت‌ها در قالب کمک‌های مستقیم و غیرمستقیم مالی صورت می‌گرفت. با تصمیم کویت و عربستان، درآمد حاصل از فروش نفت در منطقه بی‌طرف خفجه میان این دو کشور به عراق اختصاص یافته بود. اگرچه موضع رسمی این کشورها بی‌طرفی در جنگ میان ایران و عراق بود، ولی برخی از این کشورها به سادگی سرزمین خود را در اختیار عراق می‌گذاشتند تا از آن برای حمله به ایران استفاده کند.[۱۲۶] از دید اعراب، رهبران ایران به وضوح اعلام کرده بودند که قصد صادر کردن انقلاب خود را به کشورهای دارای اسلام آمریکایی دارند و بیشتر اعراب مایل نبودند انقلاب ایران به کشور آنان صادر شود.[۱۲۷][۱۲۸]هماهنگ با کشورهای عربی، ابرقدرت‌ها نیز نه‌تنها هیچ‌گاه حمله عراق به ایران را محکوم نکردند[۱۲۹] بلکه حتی تا سال‌ها حاضر به محکوم کردن جنایات جنگی عراق نیز نشدند. برای نمونه با آنکه دولت ریگان دست‌کم از سال ۱۹۸۳ در مورد استفاده عراق از جنگ‌افزارهای شیمیایی اطمینان داشت، ولی چشم خود را بر روی استفاده‌های مکرر بعدی عراق از گازهای شیمیایی بسته بود. چرا که به عقیده ریگان استفاده عراق از جنگ‌افزارهای شیمیایی بر علیه هزاران رزمنده ایرانی، خطری به مراتب کمتر از سیاست صدور انقلاب از سوی ایران داشت.[۱۳۰]در میان کشورهای عربی نخستین کشور حامی ایران از سال ۱۹۸۲، سوریه بود. در سال ۱۹۸۵ لیبی نیز با ایران یک پیمان استراتژیک منعقد کرد. به غیر از این دو کشور ایران متحد اصلی دیگری در منطقه نداشت. ترکیه روابط گسترده‌ای با هردو کشور ایران و عراق داشت و الجزایر موضع بی‌طرف داشت. سایر کشورهای منطقه شامل بحرین، مصر، اردن، کویت، مراکش، عمان، قطر، عربستان سعودی،تونس، امارات و یمن یا موضع دشمنی با ایران و دوستی با عراق داشتند، یا از عراق حمایت مالی می‌کردند و یا فقط یک طرفدار عراق بودند.[۱۳۱]کشور اسرائیل موضعی برعلیه هر دو طرف جنگ داشت.[۱۳۲] با این حال در ماجرای ایران کنترا اسرائیل به ایران اسلحه فروخت و کار ناتمام ایران در عملیات اوسیراک را با حمله به نیروگاه اتمی اوسیراک عراق در عملیات اپرا تمام کرد. از دیدگاه اسرائیل، برد هر یک از طرفین در جنگ به منزله ظهور یک ابرقدرت منطقه‌ای دشمن اسرائیل بود. لذا اسرائیل سیاست موازنه قوا بین ایران و عراق را در پیش گرفته بود.[۱۳۳]تحلیل جنگجنگ ایران و عراق، طولانی‌ترین جنگ متعارف کلاسیک در قرن بیستم بود. (جنگ ۱۵ ساله ویتنام متعارف و کلاسیک محسوب نمی‌شود) از بسیاری از جهات این جنگ خصوصیت‌های منحصر به فرد و مخصوص به خود را داشت. این جنگ برخلاف جنگ هند و پاکستان یا جنگ اعراب و اسرائیل، یک برخورد شدید و کوتاه مدت نبود. در این جنگ، برخوردی میان آمریکا و شوروی به عنوان دو ابرقدرت روز دنیا وجود نداشت و این دو هریک طرفدار یکی از طرفین نبودند. در جنگ ایران و عراق برخلاف جنگ جهانی دوم درگیری نظامی محدود به منطقه خاصی از دنیا بود. جنگ ایران و عراق نبردی بر سر خاک (مانند آنچه همزمان در جزایر فالکلند میان آرژانتین و بریتانیا درجریان بود) نبود. و سرانجام بر خلاف جنگ کره، جنگ بر سر سرمایه‌داری و سوسیالیسم نیز نبود.[۱۳۴]در پایان این تراژدی انسانی هشت ساله[۱۳۵] میان ایران و عراق، تغییر عمده‌ای در ترکیب دو کشور به‌وجود نیامده‌بود. در پایان جنگ و در سال ۱۹۸۸ رهبران دو کشور (روح‌الله خمینی و صدام تکریتی) همان کسانی بودند که هشت سال پیش نیز زمام امور را به دست داشتند و مرزهای دو کشور همان مرزهایی بود که هشت سال قبل هم بر آن‌ها توافق وجود داشت.[۱۳۶]تحلیل نظامی جنگگروهی از بسیجیان داوطلب ایرانیرنگ متفاوت اف-۱۴ تام‌کت‌های ایرانیکی از بزرگترین اشتباهات استراتژیک عراق برای آغاز کردن طولانی‌ترین و خونین‌ترین جنگ پس از جنگ جهانی دوم، ارزیابی نادرست از میزان توان دفاعی ایران پیش از تجاوز آن کشور به ایران بود. اهداف سیاست خارجی عراق برای آغاز جنگ سیادت و رهبری بر اعراب بود. رایج‌ترین توضیح برای ناکامی عراق این است که این هدف جاه‌طلبانه با استراتژی جنگی عراق که تهاجم به خاک ایران بود تناسبی نداشت. شکست عراق در دستیابی به یک پیروزی قاطع و سریع نشان می‌دهد که شکاف بزرگی میان اهداف بلندپروازانه صدام حسین و محدودیت‌های نظامی این کشور وجود داشته‌است. به بیان دیگر اشتباه عراق این بود که «لقمه‌ای بسیار بزرگتر»[یادداشت ۲] از دهانش برداشته بود.[۱۳۷]علی‌رغم مشکلات سازماندهی و هماهنگی، نیروی هوایی ایران در همان ابتدای جنگ به حکومت عراق نشان داد که نمی‌تواند منتظر یک پیروزی سریع و ارزان باشد. خلبانان ایرانی تلاش بیشتری در دفاع نسبت به همکاران عراقی خود نشان دادند و ضربات سنگینی به‌خصوص در تاسیسات نفتی شمال عراق و نزدیک کرکوک وارد کردند. خلبانان ایرانی که اغلب در آمریکا آموزش دیده‌بودند، انگیزه و روحیه تهاجمی بیشتری برای قبول خطر داشتند. همچنین برد پرواز و قابلیت حمل سلاح‌های بیشتر اف-۴ فانتوم ۲های ایران از میگ‌های ۲۳ عراقی بیشتر بود. بنابراین در مجموع در نبرد هوایی، نیروی هوایی ایران نتایج بهتری از نیروی هوایی عراق به دست آورد.[۱۳۸]در نبرد زمینی، واکنش‌های ارتش عراق کند بود. در تمام حملات ایران، تنها واکنش نظامی و استراتژی جنگی عراق، تلاش برای عقب زدن نیروهای ایرانی با آتش مستقیم بود.[۱۳۹] در نبرد دریایی نیز ایران در همان ابتدای جنگ و طی عملیات مروارید، نیروی دریایی عراق را به کلی منهدم کرد و تا پایان جنگ برتری خود در خلیج فارس را حفظ نمود.[نیازمند منبع]هزینه‌های جنگبر اساس آمارهای بین‌المللی، جنگ عراق و ایران ۶۲۷ میلیارد دلار هزینه برای دولت ایران و ۵۶۱ میلیارد دلار هزینه برای دولت عراق به همراه داشت. همچنین هزینه بازسازی خرابی‌های ناشی از جنگ برای ایران ۶۴۴ و برای عراق ۴۵۲ میلیارد دلار برآورد می‌شود.[۱۴۰] بر همین اساس در طول این جنگ ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ انسان کشته و زخمی شدند که از این میان ۲۶۲٬۰۰۰ ایرانی و ۱۰۵٬۰۰۰ عراقی کشته شده‌اند.[۱۴۱]هزینه مالی مستقیم جنگ برای عراق شامل ۷۴ تا ۹۱ میلیارد دلار برای هدایت جنگ و ۴۱٬۹۴ میلیارد دلار واردات اقلام نظامی بود. ایران نیز حدود ۹۴ تا ۱۱۲ میلیارد دلار برای هدایت جنگ و ۱۱٬۲۶ میلیارد دلار برای واردات نظامی هزینه کرد. هزینه غیرمستقیم ناشی از کاهش درآمدهای نفتی و تولیدات کشاورزی دو کشور نیز حدود ۵۶۱ میلیارد دلار برای عراق و ۶۲۷ میلیارد دلار برای ایران برآورد شده‌است.[۱۴۲]جنایات جنگیدر طول جنگ، هر دو کشور ایران و عراق، یکدیگر را به نقض حقوق اسرای جنگی و شکنجه آنان متهم کرده و در این زمینه شکایاتی را به سازمان ملل ارائه نمودند.[۱۴۳] همچنین جنگ نفتکش‌ها در خلیج فارس خسارات جبران ناپذیری برجای گذاشت که سازمان ملل را نیز به واکنش وادار کرد.[۱۴۴]استفاده از سلاح‌های شیمیایی توسط عراقهم‌چنین ببینید: بمباران شیمیایی سردشت و بمباران شیمیایی حلبچهدر بمباران شیمیایی روستای حلبچهتوسط عراق غیرنظامیان زیادی کشته شدنداشتباه محاسباتی عراق محدود به آغاز تجاوز و راه‌اندازی جنگ نبود. بلکه عراقی‌ها در طول دوره جنگ نیز اشتباهات جبران ناپذیری مرتب شدند. آغاز بمباران مناطق غیرنظامی مسکونی که به جنگ شهرها شناخته می‌شود و استفاده از سلاح‌های شیمیایی، هم بر علیه نظامیان ایرانی و هم برعلیه شهروندان غیرنظامی از این اشتباهات بود.[۱۴۵]عراق پیش از آغاز جنگ و در سال ۱۹۷۴، سابقه استفاده از تسلیحات شیمیائی بر علیه کردهای این کشور را در کارنامه خود داشت. زمانی که در ابتدای جنگ و در مهر ۱۳۵۹ ارتش عراق از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرد، واکنش ایران اعتراض به این اقدام غیر انسانی بود. رادیوی رسمی عراق این اتهام را انکار نمود. ولی در طول عملیات رمضان و خیبر بمب‍های شیمیائی تولید عراق که به کمک توپخانه و هواپیما فرو می‌ریخت به شکل گسترده‌ای مورد استفاده قرار گرفت. در واقع عراقی‌ها نه‌تنها خط دفاعی رزمندگان ایران را با سلاح‌های شیمیائی می‌شکستند، بلکه از طیف گسترده‌ای از این سلاح‌ها بر علیه شهروندان غیرنظامی نیز استفاده می‌کردند. از سال ۱۳۶۳ استفاده گسترده عراق از گاز اعصاب، گاز تاول‌زا و گازهای عامل خون آغاز شد. تنها در یکی از موارد استفاده عراق از این قبیل سلاح‌ها بر علیه شهروندان عراقی حامی ایران در اسفند ۱۳۶۶، متجاوز از ۵۰۰۰ نفر غیرنظامی کشته و ۷۰۰۰ نفر دیگر مجروح شدند. در مجموع عراق در ۳۷۸ مورد حمله شیمیایی در طول هشت سال جنگ با ایران، موجب کشته و زخمی شدن بیش از ۵۰۰۰۰ نفر شد.[۱۴۶]در حالی که تجهیزات و مواد مورد نیاز برای تولید سلاح‌های شیمیایی عراق به وسیله اروپای غربی، شوروی و ایالات متحده تامین می‌شد و در اختیار این کشور قرار می‌گرفت،[۱۴۷] سخنگوی وزارت امور خارجه دولت ایالات متحده از استفاده عراق از این جنگ‌افزارها «ابراز تاسف» می‌کرد.[۱۴۸]در نقطه مقابل، یک پژوهش سازمان ملل نشان داد که هیچ گزارش معتبری که نشان دهد ایران نیز در طول این جنگ سلاح‌های شیمیائی را به کار گرفته باشد وجود ندارد. بنابراین هرگونه اتهام در این مورد بر ضد ایران صرفاً در حد ادعا باقی‌ماند.[۱۴۹]جنگ شهرهادانش‌آموزان کشته شده ایرانی در بمباران یک مدرسه در بروجردنوشتار اصلی: جنگ شهرهاحمله عراق به مناطق مسکونی و غیر نظامی از روز سوم جنگ شروع شد. مردم اهواز در ۲ مهر ۱۳۵۹ شاهد بمباران هوایی خانه‌هایشان بودند. اهالی دزفول نیز که در طول جنگ بارها شاهد بمباران و موشک باران شهرشان بودند، اولین بار در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۵۹ مورد هجوم ۴ فروند میگ عراقی واقع شدند. در این حمله ۷۰ نفر ساکنان شهر کشته و ۳۰۰ نفر زخمی و خسارات فراوانی به تاسیسات شهری وارد شد. با این‌حال نیروهای نظامی ایران تا خرداد ۱۳۶۳ از بمباران مناطق مسکونی عراق خودداری کردند. شورای امنیت که طی سه سال گذشته موضع سکوت داشت، برای نخستین‌بار تنها چند روز بعد و در یکم تیر ۱۳۶۳ از طرفین درخواست کرد تا از بمباران مناطق غیرنظامی دست بردارند. با این حال عراق همچنان به بمباران شهرهای بزرگ ایران ادامه داد.[۱۵۰]در زمستان ۱۳۶۵ جنگ شهرها توسط عراق وارد مرحله جدیدی شد. در این دوره که ۲۲ روز به طول انجامید، بیش از ۳۰۰۰ ایرانی غیرنظامی کشته و بیش از ۱۱۰۰۰ نفر مجروح شدند. عراق در طول این مدت اهدافی مانند مدارس و بیمارستان‌ها را هدف موشک‌های خود قرار داده بود. ولی مهمترین دوره جنگ شهرها از دهم اسفند ۱۳۶۶ تا یازدهم اردیبهشت ۱۳۶۷ به طول انجامید و طی آن بیش از ۱۲ هزار غیرنظامی شامل کودکان و سالخوردگان کشته و متجاوز از ۵۳ هزارنفر مجروح شدند. عراق آغازگر تمامی دوره‌های جنگ شهرها بود.[۱۵۱]

ایران و فناوری هسته ای

                                                           دكترفريدون عباسي در پنجاه و ششمين كنفرانس عمومي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي :

موضوع هسته‌اي ايران نقاب از چهره كريه استعمار و برده داري نوين برداشته‌استدكتر فريدون عباسي معاون رييس جمهور و رييس سازمان انرژي اتمي ايران روز دوشنبه 27 شهريور برابر با 17 سپتامبر 2012و در اولين روز اجلاس پنجاه و ششمين كنفرانس عمومي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در وين سخناني ايراد كرد . معاون رييس جمهور در اين سخنراني ضمن پرداختن به موضوعات مورد بحث ايران و آژانس بين المللي خبر از اقدامات خرابكارانه سازمان يافته عليه برنامه صلح‌آميز هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران داد. در ذيل متن كامل اين سخنراني مي‌آيد.

آقاي رئيس؛

در ابتدا اجازه  مي خواهم انتخاب جنابعالي را به عنوان رئيس اين اجلاس مهم تبريك بگويم. اميدوارم در پرتو مديريت مدبرانه جنابعالي و همكاري ارزشمند كشورهاي عضو، اجلاس امسال به نتايج سودمندي دست يابد.

آقاي رئيس، نمايندگان محترم كشورها؛

جمهوري اسلامي ايران براساس تعاليم اسلام همواره با توليد و استفاده از سلاح‌هاي كشتار جمعي مخالف بوده و هست و رهبر معظم جمهوري اسلامي ايران بر حرام بودن توليد و استفاده از سلاح هسته‌اي تأكيد دارد. ما سلاح هسته‌اي را اقتدار آفرين نمي دانيم و معتقديم يك ملّت با اتكاء به استعدادها و ظرفيت بالاي انساني و طبيعي خود، توانايي شكستن اقتدار متكي به سلاح هسته‌اي را دارد. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و برچيده شدن نظام شاهنشاهي مورد حمايت امريكا، مصداق بارز شكسته شدن اين اقتدار است.

به دنبال شهادت مهندس داريوش رضايي‌نژاد بعد از سالگرد شهادت استاد شهيد دكتر مجيد شهرياري و يك روز قبل از دومين سالگرد شهادت استاد دكتر مسعود عليمحمدي، عاملان صهيونيزم دست به اقدام جنايتكارانه ديگري زدند و مهندس مصطفي احمدي روشن و كارمند ايشان آقاي رضا قشقايي را با استفاده از بمبي كه به خودرو در حال حركت آنها چسباندند، به شهادت رساندند. در اين فاصله، ترور افراد ديگر از جمله افراد مذاكره كننده با آژانس و تعداد ديگري از متخصصان ما در دستور كار تروريست‌ها قرار گرفت كه با اقدام به موقع وزارت اطلاعات و حفاظت سپاه پاسدارن انقلاب اسلامي، شناسايي و دستگير شدند و خبر آن از  طريق رسانه‌هاي جمعي به اطلاع همگان رسيد.

ظهور تروريسم هسته‌اي و بي تفاوتي دبيرخانه آژانس نسبت به آن و بعضاً پاسخ‌هاي سطحي و كليشه‌اي نسبت به اين پديده مي تواند در آينده براي متخصصان ساير كشور‌ها نيز مخاطره‌آميز باشد. شهيد مهندس مصطفي احمدي روشن از افراد كليدي در فنآوري هسته‌اي و غني‌سازي ايران بود و بعد از شهادت ايشان صدها نفر از متخصصين دانشگاهي و صنعتي داوطلب همكاري با سازمان انرژي اتمي ايران گرديده و تعدادي از آنها مشغول كار شده‌اند.

نمايندگان محترم كشورها؛

در ملاقاتي كه سال گذشته با مديركل محترم آژانس داشتم، ضمن دعوت براي آشنايي نزديك با فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران و بازديد از تأسيسات هسته‌اي، از ايشان خواستم كه براي بررسي فعاليت‌هاي هسته¬اي كشورم و حصول اطمينان از صحت عملكرد، زمان معقولي را پشنهاد دهند. يكسال از آن تاريخ گذشته‌است ولي پاسخي به آن درخواست داده نشده و بر روالي كه پيش گرفته‌اند اصرار مي شود و رويكرد به گونه‌اي بوده‌است كه گفتگوها به نتيجه نرسد. مي توان از ابتدا مانع بزرگي در مسير گذاشت و بعد اظهار نمود كه مذاكرات در برداشتن آن مانع به نتيجه نرسيده‌است. راه حل عاقلانه اين است كه آژانس براي آنچه كه خود راستي آزمايي مي نامد، صبورتر باشد و براي رعايت حقوق و امنيت يك كشور عضو، با دقت بيشتري عمل نمايد.

قابل توجه است كه گروه طالبان، القاعده و رژيم صدام براي بعضي كشورها و امنيت ملي آنها تا چه اندازه خطرناك بودند. كشور ما با اين گروه‌ها و كشورها چند هزار كيلومتر مرز مشترك دارد و امنيت ما بسيار مهمتر از كشورهاي دوردست بخصوص فراآتلانتيك است. لازم است در بازرسي‌ها از ايران، شرائط خاص منطقه درك شده و اطمينان لازم براي ج.ا.ايران ايجاد شود. زمان مي تواند ابهامات را بخوبي رفع نمايد. فقط اعتماد متقابل لازم است.

 

حضار محترم؛

خبرنگاران مستقل، وجدان بيدار جهان؛ ممكن است دبيرخانه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از وظائف اصلي خود، بيطرفي و عدالت به دليل سوء مديريت و اعمال نفوذ برخي كشورها منحرف شده باشد.

انديشمندان جهان بدانند پروندة هسته‌اي ج.ا.ايران در آژانس و ابهاماتي كه در خصوص آن مطرح مي شود محصول از بين رفتن منافع حاكمان چند كشور در ايران و ظهور انديشه‌اي آزادي بخش در زمان حاضر است. متأسفانه آژانس بين المللي‌انرژي اتمي رويه¬اي را در پيش گرفته‌است كه اگر ما نيز بخواهيم مانند برخي مسئولين آژانس بدبينانه نگاه كنيم، مدرك ارائه نكنيم و لجاجت به خرج دهيم، نبايد گفتگوها را ادامه دهيم و گزينه هاي ديگري را بايد امتحان نمائيم.

ممكن است تروريست ها و خرابكاران در آژانس نفوذ كرده‌باشند و مخفيانه تصميم سازي مي كنند. بايد مديركل محترم آژانس و همكاران ايشان را از اين موضوع با خبر سازيم و هشدار لازم را بدهيم.

تأكيد مي كنم به حادثه‌ها و گزارش‌ها مي توان بدبينانه نگاه كرد و نتيجه گرفت و براي ملّت‌هايي كه مي توانند در صلح زندگي كنند و باعث شكوفايي بيشتر تمدن بشري با محوريت وحدانيت خداوند متعال شوند، مشكل ايجاد كرد. ذكر چند مثال مي تواند ريشه نگراني‌هاي ما را روشن‌تر سازد. روز جمعه 27 مرداد 1391 هجري شمسي مطابق با 17 آگوست 2012،  با استفاده از مواد منفجره كابل‌هاي برق در مسير شهر قم به مجموعة فوردو(مجتمع شهيد علي محمدي) قطع مي شوند. يادآوري مي شود قطع برق يكي از راه هاي آسيب رساندن به ماشين هاي سانتريفيوژ است. در اولين ساعات صبح روز، بعد بازرسان آژانس تقاضاي بازرسي سرزده از آن مجموعه ميكنند. آيا اين بازديد ارتباطي با آن انفجار ندارد؟. چه كسي غير از بازرسان آژانس مي تواند در اين زمان كوتاه به داخل مجموعه دسترسي داشته‌باشد و آمار خرابي ها را ثبت و گزارش نمايد؟

مورد ديگر قابل ذكر اين است كه در مسير مجموعه نطنز (مجتمع شهيد احمدي روشن) نيز اقدام مشابه‌اي صورت گرفته بود. ما با توجه به شفافيت فعاليت‌هاي صلح آميز هسته‌اي كشورمان و نظارت آژانس براين فعاليت‌ها، سعي كرده‌ايم اقلام عمومي مورد نياز خود را از بازار جهاني تهيه كنيم. آژانس در رابطه با حذف تحريم‌ها به ما كمكي نمي كند، شايد وظيفه‌اي ندارد. اما وقتي ويروس استاكس نت به كار برده مي شود، در تجهيزات خلاء خرابكاري صنعتي مي شود و يا مواد منفجره در دستگاه‌ها جا سازي مي شوند، آمار تعداد ماشين‌هاي سانتريفيوژ، جرم دقيق اورانيوم غني شده، مانده غناي اورانيوم در UF6 خروجي از ماشين ها و آنچه كه در آن حوالي قابل رؤيت است را با امانت داري و صداقت تمام گزارش مي كند. اين اطلاعات به راحتي و با انتشار گزارش‌هاي آژانس در اختيار خرابكاران و تروريست ها قرار مي گيرد.

اين موضوع در 20 مي 2012 با نشان دادن يك تجهيز كه در آن مواد منفجره كار گذاشته شده بود به شخص مديركل و دو معاون ايشان در تهران توضيح داده شد و از وي خواستيم از تكرار اين گزارش‌ها خود داري كند. اما متأسفانه در گزارش اخير مديركل محترم نيز جزئيات دقيق‌تري نوشته شده است.

نمونه عكس‌هاي مربوط به اين خرابكاري‌ها در غرفه نمايشگاه ج ا ايران به نمايش گذاشته شده‌است.

طراحان حمله به تأسيسات هسته‌اي ايران با توجه به گزارش‌هاي منتشر شدة آژانس متوجه شده‌اند كه در برنامة خود موفق نبوده‌اند. لازم است جهت خوشحالي همة افرادي كه از شكوفا شدن نبوغ انسان ها لذت مي برند و خداوند را در خلقت انسان تحسين مي كنند، ذكر نمايم كه متخصصان ايراني توانسته‌اند با هدف قراردادن مجموعه‌هاي مجازي براي حملات سايبري، خرابكاري صنعتي و استفاده از مواد منفجره، به موقع از وقوع حوادث با خبر شوند و خطرات را دفع نمايند و روش‌هايي را ابداع نمايند كه تأسيسات و توانمندي هسته‌اي در اثر حملات موشكي و هوايي از بين نرود.

اما براساس آموزه‌هاي اسلام، ما اصل را بر برائت مي دانيم و از كاركنان محترم آژانس مي خواهيم با تصحيح عملكرد گذشته، آژانس را به مسير صحيح  برگردانده و در مسير عدالت حفظ نمايند.

افزايش پنجاه درصدي در تعداد ماشين‌هاي سانتريفيوژ در غني سازي زير پنج درصد و بر اساس گزارش آژانس راه اندازي و گاز دهي چهار زنجيره از ماشين‌هاي سانتريفيوژ براي افزايش توليد اورانيوم با غناي بيست درصد در فوردو  و راه اندازي  يك زنجيره از ماشين هاي سانتريفيوژ نسل جديد، اقداماتي در جهت رفع نياز و همچنين مقابله با آسيب هاي احتمالي بوده‌است.

نمايندگان محترم كشورها؛

بزرگترين دستاورد موفقيت‌ها و پيشرفت‌هاي ج.ا.ايران در عرصه علم و فناوري هسته‌اي، ايجاد احساس عزت نفس و عزت ملي در كشور و ارائه الگويي به ملت‌هاي منطقه و جهان از توانايي يك ملت براي ايستادگي در مقابل فشارها، حفظ استقلال و شكستن انحصار علمي قدرت هاي استكباري است.

توليد سوخت براي راكتور تحقيقاتي تهران شاهد اين مدعا است. توانمندي ج.ا.ايران در اكتشاف، استخراج و فرآوري اورانيوم، غني سازي اورانيوم تا 20% و تبديل مجدد خروجي غني سازي به U3O8 با غناي 20%  و استفاده از آن در توليد صفحات سوخت و مجتمع كردن آنها نشان دهندة عزم و توان متخصصان ما و هدية فكري ما به تمام ملل انساندوست جهان و آغازي براي همكاري هاي صلح آميز در جهت رفاه و سلامتي بشر مي باشد. دستاوردهاي جديد و روش‌هاي حفظ توانمندي‌ها را در آينده و به تناسب اطلاع خواهيم داد.

ما همچون گذشته به تعهدات خود در آژانس و معاهده منع گسترش (NPT) پايبند و حقوق خود را مطالبه خواهيم كرد. به آژانس توصيه ميكنيم رويكرد خود را در رابطه با ايران تغيير دهد. آژانس بايد از ايران براي برطرف كردن اتهاماتي كه برخي كشورهاي متخاصم با جمهوري اسلامي ايران (كه از مجامع بين المللي استفاده ابزاري مي كنند) مطرح مي كنند كمك بخواهد و نبايد به گونه‌اي رفتار نمايد كه شُبهة داشتن مأموريت در اثبات ادعاها را بوجود آورد.

در اينجا اعلام مي نمايم، جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك كشور عضو آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و با توانمندي هسته‌اي كه همواره آن را در جهت صلح و رفاه جامعه بشري به كار خواهد برد، خواهان تقويت آژانس، خواهان عدم اشاعه سلاح‌هاي هسته‌اي و خواهان خلع سلاح همه جانبه است و پيشنهاد مي كنيم در خلع سلاح از كشوري شروع شود كه در استفاده و اشاعه پيش قدم بوده و مرتب براي استمرار بقاء خود به دنبال دشمن فرضي مي گردد.

در اين راستا آژانس بايد به اعضاء خود براي رشد و توسعه در بهره‌گيري از فناوري هسته‌اي كمك كند و اعضاء در ازاء انجام تكاليف قانوني از حقوق خود بهره مند شوند. انرژي هسته‌اي صلح آميز حق همة اعضاء است. برخوردهاي دوگانه و گزينشي برخوردكردن حق اعضاء را از بين مي برد. ج.ا.ايران به عنوان رئيس جنبش عدم تعهد از حق همة اعضاء اين جنبش دفاع  خواهد كرد. ما خواستار برهم زدن ساختار غير عادلانه شوراي حكام آژانس هستيم. ساختار دموكراتيك براي شوراي حكام منجر به تقويت بيشتر آژانس خواهد شد. كشوري كه از سلاح هسته¬اي استفاده كرده‌است صلاحيت حضور در شوراي حكام را ندارد. اميدواريم بزودي شاهد وقوع بهار مجامع بين‌المللي در راستاي برقراري عدالت در جهان باشيم.

 

حضار محترم؛

وجود رژيم صهيونيستي و اضافه بر آن مجهز بودن اين تفكر صهيونيستي به سلاح هسته‌اي، صلح و امنيت بين‌الملل را به خطر مي اندازد و براي  جامعه جهاني خطري جدي است. براي آزادي فلسطين از دست اشغالگران صهيونيست نيازي به ساخت و استفاده از سلاح نامشروع هسته‌اي نيست. دموكراسي و مراجعه به آراء ساكنين اصلي فلسطين راه حل اصولي است و به همگان توصيه مي شود.

تقابل با پيشرفت هسته‌اي ايران براي حفظ انحصار قدرت و ثروت و مستحكم كردن پايه‌هاي استعمار و برده داري نوين است. به تحريم هاي اجرا شده و يا در دست اجرا براي ايران دقت كنيد. موضوع هسته‌اي ايران نقاب از چهره كريه استعمار و برده داري نوين برداشته‌است. به نظم نوين در بيمه كشتي ها و پرچم آنها، بانك، معاملات نفت و ... دقت كنيد.

ما با اتكال به خداوند متعال و پشتوانه حمايت مردم، راه آزادي و استقلال را با اقتدار ادامه مي دهيم و در آينده فنآوري ايراني در روي زمين و در فضا پشتيبان آزاديخواهي و استقلال همگان خواهد بود.

 

از توجه شما سپاسگزارم. 

زندگی نامه حضرت معصومه:

          ((28شهریور ماه سالروز  ولادت حضرت معصومه (ص) را بر تمامی شیعیان تبریک می گوییم)) 


حرم حضرت معصومه(س)

 

ولادت

در تاریخ میلاد حضرت معصومه (س)، میان مورّخین اختلاف است. برخى از تاریخ نگاران، ولادت او را سال 173 و عده اى دیگر سال 183 ه . ق دانسته اند، اما در تاریخ وفات آن حضرت که سال 201 ه . ق است، اختلافى وجود ندارد.(1)

مادر بزرگوار آن حضرت، نجمه خاتون از بانوان با فضیلتى بود که در رحم پاکش امام رضا (ع) پرورش یافته است و پدر بزرگوارش، حضرت امام موسى کاظم (ع) مى باشد. آن حضرت فرزندان بسیارى داشت، اما از میان آنها پس از حضرت امام رضا (ع)، حضرت معصومه (س) از شأن و مقام والایى برخوردار است.

جاى گاه و عظمت حضرت معصومه (س)

حضرت فاطمه معصومه (س) جاى گاه رفیعى نزد امامان بزرگوار دارد، به طورى که حتى پیش از تولد او، از شأن و مقام و محل دفن و ثواب زیارت وى سخن گفته اند.

یکى از اصحاب امام صادق (ع) ماجراى عجیبى را بازگو مى سازد، وى مى گوید: بر امام ششم وارد شدم، دیدم با کودکى در گهواره صحبت مى کند. در حیرت فرو رفتم، عرض کردم: شما با طفلى که در مهد است گفت و گو مى کنید؟ فرمود: آرى، اگر تو هم مایل هستى بیا با این نوزاد حرف بزن. من هم نزدیک شدم، بر آن کودک سلام کردم، جواب سلام مرا داد. امام (ع) فرمود: فلانى اسمى را که براى دخترت انتخاب کرده اى تغییر بده، زیرا خدا آن اسم را دوست ندارد (چند روز پیش خداوند متعال به من دخترى داده بود که نامش را «حمیرا» گذاشته بودم). این پیش گویى بر بهت و حیرتم افزود. آن گاه فرمود: تعجب نکن، این کودک، فرزندم موسى است. خداوند متعال از او دخترى به من عنایت مى کند که نامش فاطمه مى باشد و در سرزمین قم دفن مى شود؛ هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او لازم مى گردد.(2)

در باره ثواب زیارت حضرت معصومه (س)، امام موسى بن جعفر و على بن موسى الرضا و امام جواد - علیهم السلام - با تعبیرات گوناگون مطالبى فرموده اند که در کلام آنها به زیارت کننده آن بانو تضمین بهشت داده شده است. در این جا به یک حدیث بسنده مى کنیم: «امام هشتم در ملاقات با سعد اشعرى فرمود: اى سعد! در پیش شما از ما قبرى است. عرض کردم: فدایت شوم مقصود شما قبر فاطمه دختر موسى بن جعفر (س) است؟ فرمود: بلى. سپس فرمود: ''من زارها عارفا بحقها فله الجنة؛ هر کس قبر او را زیارت کند و حقش را بشناسد و به مقام و منزلت وى آگاه باشد، پاداش او بهشت است ``.»(3)

البته روشن است که ضمانت بهشت براى زائر حضرت معصومه (س) و یا هر معصوم دیگرى، منوط به آن است که زیارت با همه شرایطش صورت گیرد؛ یعنى زائر باید به عمل صالح و اخلاص، آراسته باشد.

هجرت به ایران

هجرت آن بانوى عالى قدر از مدینه به ایران با توجه به مقامات علمى و عرفانى و بینش سیاسى و اجتماعى او، فقط به منظور دیدار برادر و امامش نبود؛ بلکه هجرت او براى شکل گیرى مذهب تشیع و گسترش آن در ایران بود. حضرت معصومه (س) آمد تا انقلابى در جهت گسترش فرهنگ ولایت و امامت به وجود آورد و مردم هوش مند ایران را به مکتب تشیع متوجه سازد.

یکى از عوامل مهم گرایش ایرانیان به مکتب شیعه در قرن دوم و سوم، ورود حضرت رضا (ع) و سایر امام زادگان به ایران بوده است که حرکت تاریخى حضرت معصومه (س) به قم در رأس نهضت تبلیغى آنان قرار دارد. سادات بنى الزهرا و علوى ها آیین اسلام را بر اساس مذهب شیعه تبیین و تبلیغ مى نمودند و امامت را براى مردم روشن مى ساختند، از این رو حکومت هاى وقت با آنان بدرفتارى مى کردند؛ چنان که در باره حضرت معصومه (س) و گروه همراهش نوشته اند: هنگامى که به نزدیکى شهر ساوه رسیدند، مأموران مأمون با تمام احترام و اکرامى که به حسب ظاهر براى امام هشتم و اهل بیت پیغمبر قائل بودند، با کاروان حضرت معصومه (س) و یاران همراهش درگیر شده، آنان را از حرکت به سوى خراسان باز داشتند. در این هنگام بود که جنگ خونینى میان آنان رخ داد و عده زیادى از طرفین کشته و زخمى شدند. برخى از موّرخان نوشته اند که 32 تن از همراهان حضرت معصومه (س) شهید شدند و عده اى هم متوارى گردیدند و خود آن حضرت نیز از سوى زنى خائن مسموم شد. وقتى مریضى بر او عارض گردید، از اطرافیان خود خواست تا او را به قم برسانند.(4)

سبط بن جوزى، مورّخ اهل سنت در تذکره اش مى نویسد: هنگامى که امام هشتم در سال دویست هجرت از سوى مأمون به مرو دعوت شد تا مگر آتش قیام ها و نهضت هاى علوى ها را خاموش سازد، فاطمه معصومه (س) 21 سال داشت، ولى در میان سایر دختران به قداست و علم و کرامت مشهور بود.

برخى علت ازدواج نکردن او را نبود همسرى هم کفو او مى دانند، ولى نگارنده بر این باور است که چون هارون حضرت موسى بن جعفر (ع) را غضب نمود و او را در زندان محبوس کرد، کسى جرأت نداشت با خانواده او وصلت کند، چرا که مى ترسیدند از سوى مأموران خلیفه تحت تعقیب قرار بگیرند. به همین دلیل اغلب فرزندان آن حضرت در حال خفا و تقیه به سر مى بردند و جرأت نمى کردند خود را از تبار آل على (ع) معرفى کنند.

آرى، کسانى که مورد قهر و غضب حکومت هاى دیکتاتورى قرار گیرند - اگر چه حکومت در ظاهر اسلامى باشد - از شر حاکمان در امان نخواهند بود، مگر این که خط فکرى نیاکان خود را رها کنند و به حکومت وابسته شوند؛ همچون جعفر کذاب ها و اسماعیل بن جعفرها که همواره مورد احترام حکومت هاى جبار زمان خویش قرار داشتند. بر همین اساس بود که برخى از ائمه دین گاهى در مجالس علنى، از بزرگان صحابه خود تبرّى مى جستند و به آنان لعن و نفرین مى کردند تا بدین وسیله جان و مال و فرزندانشان در امان بمانند.

حکومت هاى بنى امیه و بنى عباس ظلم هاى فراوانى را در حق نسل و ذریه پیغمبر روا داشتند، آنان را آواره کرده، مورد شکنجه قرار دادند و بسیارى را نیز به شهادت رساندند. البته در این میان کسانى بودند که با افشاگرى هاى خود، مردم را از ظلم ها و آزار و اذیت هاى خلفاى بنى امیه و بنى عباس آگاه مى کردند. یکى از آنها، دعبل خزاعى بود. هنگامى که حضرت رضا (ع) به خراسان آمد، وى قصیده پر شورى در مصایب اهل بیت (ع) سرود و به قصد مرو عازم خراسان گردید. ابوصلت هروى مى گوید: دعبل به حضور امام هشتم شرف یاب شد و عرض کرد: یا بن رسول الله! قصیده اى در باره شما سروده ام و با خدا عهد کرده ام که قبل از شما براى احدى قرائت نکنم. حضرت فرمود: بخوان.

این قصیده، مفصّل است و فقط به مواردى اشاره مى کنیم که در باره آوارگى و آزار و اذیت هاى حکومت هاى جور نسبت به اهل بیت پیامبر (ص) است:

- آموزش گاه هاى آیات خدا (ائمه اطهار) از تدریس خالى شده است و مرکز نزول وحى همچون صحراى بى آب و علف، از رونق افتاده است.

- خانه امام على (ع) و امام حسین (ع) و جعفر بن ابى طالب و حمزه سید الشهدا و امام سجاد (ع)، صاحب نفس هاى گرم و پاک، خالى شد.

- اى فاطمه زهرا برخیز و براى ستارگان آسمان ولایت که در سرزمین کربلا روى زمین افتاده اند، گریه کن.

- گروهى از فرزندانت در کوفه و گروهى در مدینه و برخى در مکه زیر خاک نهانند، درود خدا بر آنان باد.

- و قبرى هم در بغداد است که مخصوص نفس تزکیه شده؛ یعنى موسى بن جعفر است که خداى رحمان او را در جاى گاه رفیعى در بر گرفته است.

- قبرهایى از جگرگوشه هایت نیز در کنار فرات در کربلا واقع شده است.

- اى فاطمه! اگر بدن حسینت را برهنه و خونین مى دیدى که در کنار آب فرات شهید شده است، سیلى به صورت مى زدى و از دیدگانت اشک بر چهره ات جارى مى شد.

در این هنگام امام هشتم و حاضران گریستند. حضرت فرمود: پیوسته مورد تأیید روح القدس باشى، آیا مایلى یک رباعى هم من بر اشعارت بیفزایم؟ دعبل گفت: افتخار مى کنم. فرمود:

- و قبرى هم در سرزمین طوس است، چقدر مصیبت که اعماق وجود انسان ها را مى سوزاند.

- تا روزى که خدا قائم ما را مبعوث نماید؛ در آن روز، غم و غصه را از دل هاى ما برطرف خواهد کرد.(5)

فرزندان و اصحاب ائمه اطهار براى تبلیغ مرام تشیع، در ایران، عراق و عربستان سعودى پراکنده شدند و حضرت فاطمه معصومه (س) نیز قم را انتخاب نمود تا شیعه مرکزیتى پیدا کند، زیرا از آباى گرامى اش شنیده بود که فرمودند: ان لله حرما و هو مکه و ان لرسول الله حرما و هو مدینه و انّ لامیرالمؤمنین حرما و هو کوفة و انّ لنا حرما و هو بلدة قم؛(6) براى خدا حرمى است و آن مکه مى باشد و براى پیغمبر (ص) حرمى است و آن مدینه مى باشد و براى على (ع) حرمى است و آن کوفه مى باشد و براى ما اهل بیت حرمى است و آن قم مى باشد»، چرا که قم پایگاه معارف اهل بیت و شیعیان است. گفته اند که قم کانون علم و اخلاق مى شود و علوم اسلامى از این شهر به سایر کشورهاى جهان صادر مى گردد، به طورى که: «لا یبقى مستضعف فى الدین حتى المخدرات فى وراء الحجاب؛ تمام مسلمان ها و حتى زن هاى پشت پرده به وظایف دینى خود آشنا مى گردند و حجت بر همگان تمام مى شود.»

ورود به قم و وفات

وقتى خاندان سعد خبر ورود آن بانوى کریمه را به قم شنیدند، همگى به استقبال او رفتند و از میان آنها موسى بن خزرج که در تقوا و پاکى نامور بود، زمام ناقه را در دست گرفت و آن حضرت را به سوى منزلش راهنمایى کرد. وى هفده روز با کمال افتخار از آن بانو پذیرایى مى کند، اما خوش حالى مردم قم و خاندان سعد دوام نمى یابد و حضرت معصومه (س) به دیار باقى مى شتابد.

آن حضرت در طول این هفده روز، در سراى موسى بن خزرج عبادتگاهى داشت که امروزه آن مکان شریف به یادگار مانده است. در آن سراى بزرگ، حجره هایى مخصوص طلاب علوم دینى ساخته شده است و در کنار آن مسجد با شکوهى بنا کرده اند.(7)

با وجود این همه عظمت و علوّ مقام، متأسفانه شخصیت ملکوتى و سیاسى و اجتماعى حضرت معصومه (س) هنوز ناشناخته مانده است. تأسف بیشتر آن جاست که بعضى از زائران به مسجد جمکران مى روند، اما به زیارت دختر موسى بن جعفر (س) مشرّف نمى شوند؛ در صورتى که در زیارت نامه وى مى خوانیم: «یا فاطمة اشفعى لى فى الجنة فان لک عند الله شأنا من الشأن؛ اى فاطمه! مرا در بهشت شفاعت کن، چرا که نزد خداوند شأن و مرتبه اى بلند دارى». این کار علاوه بر محروم کردن خود از فیوضات و برکات زیارت مشاهد مشرّفه، نوعى جفا به مقام آن بانوى بزرگوار و خاندان اهل بیت عصمت و طهارت است.

پی نوشت ها:

1) عبدالوحید وفائى، سیماى قم، ص 75.

2) منهاج الدموع، ص 441 ؛ به نقل از: محمدمحمدى اشتهاردى، زندگینامه حضرت معصومه، ص 84.

3) سفینة البحار، ج 2، ص 376؛ به نقل از: محمدمهدى اشتهاردى، زندگینامه حضرت معصومه، ص 87 - 86.

4) قیام سادات علوى، ص 167 و 168 ؛ الحیاة السیاسیه للامام الرضا، ص 428.

5) به نقل از: محمدمهدى اشتهاردى، زندگینامه حضرت معصومه، ص 62 - 59.

6) انوار المشعشعین، ص 111.

7) برداشت از: عبدالوحید وفائى، سیماى قم، ص 78 - 77.


زندگی نامه استاد شهریار:

         ((27شهریور ماه  روز بزرگداشت استاد سید محمد حسین شهریار گرامی باد.))

 

سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.

او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.

شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.

او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.

شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.

طبع توانای شهریار توانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند .

او در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب سروده است:

قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده ،

( شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت، )

کولک قالخیب قاپ باجانی دویه نده،

(بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید،)

قورد کئچی نین شنگیله سین ییه نده،

( هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد،)

من قایییب بیر ده اوشاق اولایدیم!

(ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم !)

 

شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی وعربی آشنا شد.

 

شهریار

شهریار بعدا به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسه ی طب تحـصیل کردو در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند ولی د رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد و با وجود مجاهـدتهـایی که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال تحصیل شد، شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود؛ چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزی تهـران داخل شد .

شهـریار در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره این وصلت دودخـتر به نامهای شهـرزاد و مریم است.

از دوستان شهـریار مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه وزاهدی رامی تـوان اسم بـرد.

وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد. ولی بعدا دوبار برای انتخاب تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع:

«که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد»

خانواده استاد شهریار

 

و بار دیگر


«روم به شهر خود و شهریار خود باشم»

آمد از این رو تخلص شعر خود را به شهریار تبدیل کرد.

اشعار نخستین شهریار عمدتا بزبان فارسی سروده شده است.

شهریار خود می گوید وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت:

"پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت را متوجه شود!"

این قبیل سفارشها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیزبیازماید و یکی از بدیعترین منظومه های مردمی جهان سروده شود.


سیری در آثار

شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند.

منظومه «حیدر بابا سلام» در سال 1322 منتشر شد واز لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت.

 

"حـیـدر بابا" نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.

این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است.

شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است.

منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.


اشعار ولایی


عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیه‌السلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست.

 

او در نعت حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می فرماید:

 

ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد ------- ببین که سر بکجا می کشد مقام محمد

 

بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی ------- پرنده پر نتوان زد به بام محمد

 

به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن -------- که نقش مهر نبوت بود بنام محمد...

 

شهریار در شعر یا علی علیه‌السلام در مورد حضرت امیر المومنین علیه‌السلام می فرماید:

 

مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی ------- دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی

 

بندی زندان روباهانم ای شیر خدا ------- می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی

 

اشعار شهریار در ستایش امام اول شیعیان جهان سرآمد سلسله مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیه‌السلام است.

 

علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا ------- که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

 

دل اگرخداشناسی همه در رخ علی بین ------- به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

 

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن ------- که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را ...

 

شهریار جانسوزترین اشعار خود را تقدیم حضرت سید الشهداء علیه‌السلام و حماسه ابدی او کرده است:

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین ------ روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

 

ازحریم کعبه جدش به اشکی شست دست ------ مروه پشت سرنهاداماصفا دارد حسین... .

 

 

ویژگی سخن

 

شهریار روح بسیار حساسی دارد. او سنگ صبور غمهای نوع انسان است.اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است.

او همچنین مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه داشته است.

در ایام جوانی و تحصیل گرفتار عشق نا فرجام ، پر شرری می گردد. عشق شهریار به حدیست که او در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی ،درس و بحث را رها می کند و دل در گرو عشقی نا فرجام می گذارد :

دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت

شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

 

آثار استاد شهریار

 

اما این عشق زمینی بال پرواز او را بسوی عشق نامحدود آسمانی می گشاید.

قفسم ساخته و بال و پرم سوخته اند

مرغ را بین که هنوزش هوس پرواز است!

سالها شمع دل افروخته و سوخته ام ------------- تا زپروانه کمی عاشقی آموخته ام

عجبا که این عشق مسیر زندگی شهریار را تغییر دادو تاثیری تکان دهنده بر روح و جان شهریار نهاد و جهان روان او را از هم پاشید.

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند----------- درشگفتم من چرا ازهم نمی پاشد جهان

این عشق نافرجام بحدی در روح و روان او ماندگار شد که حتی هنگام بازگشت معشوق، عاشق به وصل تن نداد .

آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ------------ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا!؟

 

شهریارهمانگونه که به سرزمین مادری و رسوم پدر خود عشق می ورزد اشعار بسیار نغزی در خصوص مقام مادر و پدر به زبانهای ترکی و فارسی سروده است:

 

گویند من آن جنین که مادر ------ از خون جگر بدو غذا داد

 

تا زنده ام آورد به دنیا ------ جان کند و به مرگ خود رضا داد

 

هم با دم گرم خود دم مرگ ------ صبرم به مصیبت و عزا داد

 

من هرچه بکوشمش به احسان ------ هرگز نتوانمش سزا داد

 

جز فضل خدا که خواهد اورا ------ با جنت جاودان جزا داد

 

شهریار در شعر بسیار لطیف «خان ننه» آنچنان از غم فراق مادربزرگ عزیزش می نالد که گویی مادربزرگش نه بلکه مادرش را از دست داده است!

عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید مهـمان شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید به زبان شعـر بـیان کرده است.

شهریار شاعر سه زبانه است. او به همه زبانها و ملتها احترامی کامل دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از شعرای قومگرا نه تنها هیچ توهینی به ملل غیر نمی شود بلکه او در جای اشعارش می کوشد تا با هر نحو ممکن سبب انس زبانهای مختلف را فراهم کند. اشعار او به سه زبان ترکی آذربایجانی،فارسی و عربی است .

 

سبک شناسی آثار

اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود، به افسانه زندگی او نزدیک است.

عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛ وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛ ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی....... و خیلی آثار دیگر مشاهده کرد.


((محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش: ناکامیها؛ جرس کاروان: ناله روح؛ مثنوی شعر؛ حکمت؛ زفاف شاعر و سرنوشت عشق بیان شده است. خیلی از خاطرات تلخ و شیرین او در هذیان دل: حیدربابا: مومیای و افسانه شب به نظر میرسد.))

 

در سراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج می زند, که بر بال تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است.و شعر او در هر زمینه که باشد از این خصیصه بهره مندست و به تجدد و نوآوری گرایشی محسوس دارد.شعرهایی که برای نیما و به یاد او سروده و دگرگونیهایی که در برخی از اشعار خود در قالب و طرز تعبیر و زبان شعر به خرج داده, حتی تفاوت صور خیال و برداشت ها در قال سنتی و بسیاری جلوه های دیگر حاکی از طبع آزماییها در این زمینه و تجربه های متعدد اوست.

قسمت عمده ای از دیوان شهریار غزل است.سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر یکی از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است

شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحه ی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و تخیلات و اندیشه های خود را به زبان مردم به شعر بازگو کرده است. از این رو شعر او برای همگان مفهوم و مأنوس و نیز موثر ست.

شهریار در زمینه های گوناگون به شیوه های متنوع شعر گفته است شعرهایی که در موضوعات وطنی و اجتماعی و تاریخی و مذهبی و وقایع عصری سروده, نیز کم نیست.


تازگی مضمون, خیال, تعبیر, حتی در قالب شعر دیوان او را از بسیاری شاعران عصر متمایز کرده است.


اغلب اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این روست که شاعر همه جا در درآوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول عامیانه امساک نمی کند و تنها وصف حال زمان است که شعر اورا از اشعار گویندگان قدیم مجزا می‌کند.

 

ماه من در پرده چون خورشید غماز غروب

 

گشت پنهان و مرا چون دشت رنگ از رخ پرید

 

چون شفق دریای چشمم موج خون میزد که شد

 

آفتاب جا و د ا نتابم ز چشمم ناپدید

 

 

آرامگاه استاد شهریار

 

 

سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و افتاب زندگی ملک الشعرای بی بدیل ایران پس از هشتاد وسه سال تابش پر فروغ در کوهستانهای آذربایجان غروب کرد.

اما او هرگز نمرده است زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران و نیز صدها،میدان،خیابان،مرکز فرهنگی،بوستان و ... در کشورمان ونیز در ممالک حوزه های ترکستان(آسیای مرکزی) و قفقازیه و ترکیه می باشد.

27 شهریور ماه سال 1367 شمسی سالروز وفات آن شاعرعاشق و عارف بزرگ است.

 

در آنروز پیکرش بر دوش دهها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد .


روز ملی شعر و ادب

بیست و هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی " روز ملی شعر و ادب " نامیده شده است.

نمونه آثار

در راه زندگانی

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را ----- نجستم زندگانـــی را و گم کـردم جوانی را

 

کنون با بار پیــری آرزومندم که برگـردم ----- به دنبال جوانـــی کـوره راه زندگانــــی را

 

به یاد یار دیرین کاروان گم کـرده رامانـم ----- که شب در خــواب بیند همرهان کاروانی را

 

بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی ----- چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را

 

چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی ----- که در کامم به زهر آلود شهد شادمانـــی را

 

سخن با من نمی گوئی الا ای همزبـان دل ----- خدایــا بــا کـه گویم شکوه بی همزبانی را

 

نسیم زلف جانان کو؟که چون برگ خزان دیده-----به پای سرو خود دارم هوای جانفشانـــی را

 

به چشم آسمانـی گردشی داری بلای جان ----- خدایـــا بر مگردان این بلای آسمانـــی را

 

نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتـن----- که از آب بقا جویند عمــــر جاودانـی را